*دیشب همینجوری رفتم سامانه‌ی هوشمند کارت ملی. دیدم عه کارت‌م آماده‌ست. خودشون گفته بودن 6 ماه طول می‌کشه صدور ش ولی برای من کمتر از 4 ماه زمان برد. 

خلاصه شاد و خجسته‌ وارد دفتر مربوطه شدم. گفتن شناسنامه‌ت رو بده. من هم یک شی گل‌گلی گذاشتم روی میز. آقاهه خندید گفت این شناسنامه‌تون‌ه؟ خانم همکار ش گفت از تایلند خریدی؟ گفتم کجااااا؟ گفتم تایلند! دوستام رفته بودن تایلند. از اونجا گرفته یکی‌شون. 

گفتم نه. از اینستاگرام خریدم. پس از پرداخت 20 هزار ریال وجه رایج مملکت و تقدیم اثر انگشت شست دست راست و پیشنهاد یم رمز 4 رقمی برای کارت‌م، رفتم باجه‌ی بعدی. یعنی نه به قیافه‌ی جدی‌م، نه به پارچه‌ی ملنگ‌وار جلد شناسنامه‌م.

خانوم‌ه گفت وای این شناسنامه‌ست؟ از کجا گرفتی؟ گفتم اینستاگرام. میخوای پیج‌ش رو بدم ببینی؟ خلاصه پیج سیب رو معرفی کردم - این سایت‌شون‌ه. این هم جلد شناسنامه‌ها- ده تومن هم بابت 10 تا برچسب آنی‌یاب - که نمی‌دونم درست کار کنن یا نه - تقدیم کردم اومدم. 

نصیحت و وصیت: درخواست صدور کارت ملی هوشمند، خیلی آسون‌ه. تنبلی نکنید. 

چهارشنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩٦
سخن شما
موضوع: (-:
Share

*بدتر از خوندن برای کنکور و سه‌شنبه‌ها و چهارشنبه‌ها، 8 صبح تا 5 عصر یک‌سره سر کلاس نشستن و از خستگی نابود شدن و کشوندن جنازه‌ی خویشتن به منزل در عصر روزهای چهارشنبه و مشق نوشتن و کنفرانس دادن، نوشتن پایان‌نامه در هوای بارانی و لطیف بهاری‌ه.

البته الان که فکر می‌کنم خدایی اون قبلیا بدتر بود نیشخند به شهادت کل بچه‌های ورودی ما بالاخص بچه‌های گرایش ما و با مقایسه‌ی احساس ما با سایر دانشجویان و فارغ‌التحصیلان کارشناسی ارشد کلیه‌ی رشته‌ها و دانشگاه‌ها، این بلایی که به سر ما اومد رو باید در تاریخ ثبت کرد. یعنی گل بگیرن دانشگاه و هرچی که هست رو. من نمی‌دونم کی گفت دخترا برن دانشگاه؟ خودم که دیگه اگر قرص قلب‌م هم فقط در اون منطقه از شهر موجود باشه قید ش رو می‌زنم نمیرم سراغ‌ش. این هم برای عزیزانی که تا چشم‌شون به من میفته، میگن تو باهوشی. برو دکترا هم بگیر.

خلاصه دعا بفرمایید این برگ زرین از دفتر افتخارات اینجانب زودتر ورق بخوره. ثواب داره به خدا نیشخند

سه‌شنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٦
سخن شما
Share

*پیشنهاد تهرانگردی امروز، خیابون سی تیر هست.

 

سرراست‌ترین آدرسی که می‌تونم بدم، این‌ه که برید ایستگاه متروی حسن‌آباد و از خروجی سمت چپ‌ش خارج بشید.

 

ببینید حسن آباد از بالا می‌رسه به حافظ، از پایین به خیابون وحدت اسلامی. از غرب می‌رسه به ولی عصر - دقیقا نمی‌دونم کجای ولی عصر و از شرق می‌رسه به میدون امام خمینی. شما قرار ه از شرق برید.

قبلا گفته بودم که اگر از غرب برید، می‌رسید به خانه و موزه‌ی مقدم

حالا شرق: اول مسیر، یه سری مغازه هست و ابزارفروشی. بعد از یکی دو تا کوچه، می‌رسید به سی تیر. عکس‌هاش رو ببینید: 1. 2. 3.

 

دو طرف مسیر یه سری گاری و غرفه‌ی خوشگل گذاشته‌ن که مطمئن باشید گرسنه و تشنه نمی‌مونید. هم غذای سنتی داشتن، هم فست‌فود. هم آبمیوه، هم شیرینی و غیره. 4. 5. 6. این هم مردم و گل‌ها

 

 

بعد، سمت راست‌تون که بپیچید، دست چپ، موزه‌ی ایران باستان رو می‌بینید و دست راست، این فضا رو که اسم‌ش بوستان معلم‌ه. کمی جلوتر نوشته بود موزه‌ی دوران اسلامی.

انتهای مسیر هم کلا بسته بودن با نرده، قد یه در باز بود و این تابلو هم کنارش بود.

وارد که بشید - سمت چپ‌ش - و کمی جلوتر برید، این تابلو مسیر رو معرفی می‌کنه.

ادامه‌ی مسیر. کتابخانه و موزه‌ی ملک. توضیحات‌ش خواناست؟ نمایی دیگر. گل. وای که مردم چقد عکس گرفتن با این ساختمون. تو گویی رفته‌ن تخت جمشید مثلا.

این هم آسمان آبی و هوای پاک تهران. تهرانی‌های اضیل لطف کنن همون ولایت‌شون بمونن. با تشکر.

انتهای مسیر رو هم صندلی چیده بودن برای برنامه‌ی عموپورنگ که صبح برگزار شد. لذا ناچار بودم کل مسیر رو برگردم به خیابون سی تیر که با اجرای زنده‌ی موسیقی و آواز سنتی روبرو شدم.

بعد خیابون سی تیر رو ادامه دادم. هموطنان عزیزی که پاهاتون سالم‌ه، مسافر هم نیستید، تا حد امکان اینجور جاها رو ماشین نبرید لطفا. همه چیز رو نباید گفت که. 

کمی جلوتر می‌رسیم به موزه‌ی علوم و فناوری و بعد هم موزه‌ی آبگینه و سفالینه واقع در عمارت قوام‌السلطنه

بعد رسیدم به دبیرستان فیروز بهرام که چیزی در موردش نمی‌دونم. حالا انگار در مورد بقیه‌ی جاها خیلی می‌دونستمنیشخند 

بعد از تقاطع سی تیر با خیابون سخایی، به اون مسیر میگن گذر ادیان چون طبق اطلاعات موجود در نت، مسجد حضرت ابراهیم (ع)، کنیسه‌ی حییم، کلیسای حضرت مریم (س) و آتش.کده‌ی آدریان در نزدیکی هم قرار دارند. راستش من فقط کلیسا رو دیدم که بسته بود و آتش‌.کده‌ی روبروش باز بود که رفتم داخل. دو تا ساختمون روبروی هم داشت با یه حوض پر از ماهی بین‌شون. یکی از ساختمون‌ها دو طبقه بود. طبقه‌ی پایین‌ش چند تا میز بود با نمادهای مراسم‌شون. دقیق نمی‌دونم. طبقه‌ی بالا هم مثل موزه‌ی مردم‌شناسی بود با چند تا مجسمه در ابعاد واقعی و ظروف فلزی قدیمی. اون یکی ساختمون هم جلو ش هفت‌سین گذاشته بودن. بدون کفش و با پوشش سر باید وارد می‌شدن همه. چندین ردیف صندلی داشت و آتشی که اگر اشتباه نکنم صد سال هست روشن‌ه. برخوردشون هم خیلی خوب و دوستانه بود. 

مسیر رو ادامه دادم تا خیابون جمهوری، ساختمون علاء الدین در سمت چپ، پل حافظ و کمی جلوتر تا کوی گشتاسب. داخل کوچه، خانه‌ی فاموری هست که عکساش رو در اینستاگرام دیده بودم ولی متاسفانه گویا فعلا بسته‌ست.

برگشتم سی تیر، خیابان امام خمینی، مسیر رو از کنار بوستان معلم و سردر باغ ملی ادامه دادم. تابلوهای راهنمای جلو ش. کمی جلوتر. بعد هم می‌رسید به میدون امام خمینی و مترو که اون طرف خیابون هست و البته پیاده‌راه باب همایون که میره به سمت کاخ گلستان و بازار بزرگ تهران.

موزه‌ها رو نرفتم داخل چون من همیشه می‌تونم برم. ترجیح میدم این فرصت بازدید در نوروز رو بذارم برای دوستانی که از شهرای دیگه اومده‌ن. 

طبق لیست‌م! نزدیک میدون حسن‌آباد، موزه‌ی بسیار زیبای مقدم هست.

در مجموعه‌ی باغ ملی، سردر باغ ملی، موزه‌ی پست و ارتباطات، موزه‌ی سیزده آبان، موزه‌ی عبرت، موزه‌ی ملک و موزه‌ی ملی ایران باستان رو می‌تونیم ببینیم.

در خیابان سی تیر هم موزه‌ی علوم و فناوری، موزه‌ی آبگینه و سفالینه، موزه‌ی جواهرات ملی و دبیرستان فیروز ابراهیم هست. هر کدوم رو رفتم براتون تعریف می‌کنم بعدا.

شنبه ۱٢ فروردین ۱۳٩٦
سخن شما
موضوع: یه پیشنهاد
Share

*هر قدر میدون ولی عصر شلوغ بود، بلوار کشاورز خلوت بود. با درختای تزئین‌شده‌ی زنگی‌رنگی. شکوفه های سفید درختای پارک و لباس‌های شاد و گل‌های رنگارنگ و البته صنایع دستی بازار هنری پارک. 

بخش جالب‌ش، صدای شه.رام صول‌.تی بود که با کیفیت و وضوح بالا اونجا پلی می‌شد نیشخند

جمعه ٢٧ اسفند ۱۳٩٥
سخن شما
موضوع: نوروز
Share

Daisypath Happy Birthday tickers