*کاموای ذیل، هویجی جیغ‌ه. نمی‌دونم چرا این رنگی شده توی عکس.در هر حال چون من خیلی بافتنی بلدم! ترجیح دادم بافت ساده و کشباف رو بی‌خیال شم و این بار طرح پیچ رو یاد بگیرم.

50 تا سر انداختم - که فکر کنم یه ذره کم‌ه! - 2 تا از رو، 4 تا از زیر بافتم. 6-5 رج که اومد بالا، طرح پیچ رو پیاده می‌کنم. دوباره 6-5 رج میرم بالاتر. باز پیچ. این وسطا جای انگشت شست رو هم درست می‌کنم و تموم.

پیچ در کل اینجوری‌ه که شما مثلا 4 تا دونه رو از توی میل درمیارید. بعد دوباره برمی‌گردونیدشون توی میل اما جای 2 تای سمت راست رو با دو تای سمت چپ عوض می‌کنید. بعد هم کلا به روی خودتون نمیارید و می‌بافید. اینطوری طرح‌تون یچ‌پیچی میشه. هرقدر کاموا ریزتر باشه و تعددا پیچ‌ها بیشتر، آدم بیشتر سرگیجه! می‌گیره. من چون خیلی وارد م و 3 رووووز ه بافتنی می‌بافم، این طرح رو انتخاب کردم.

یعنی از وقتی اون 4 تا دونه رو از توی میل درمیارم تا وقتی بر شون گردونم، قلب‌م با 3 برابر سرعت معمول می‌تپه. بار اول که کلی هم جیغ زدم. یکی دو بار هم دونه‌ها در شد و با کلی مصیبت ماست‌مالی‌ش کردم. بعد از کورکردن دونه‌ها برای جای انگشت هم توی ردیف بعدی، یه جا دونه کم اومد، یه جا زیاد اومد. اونا رو هم ماست‌مالی کردم.

یعنی برای یک لنگه‌ی دستکش 500 واحد استرس بهم وارد شده تا حالا. تا آخر ش سکته نکنم شانس آورده‌م. بافتنی بافتن کلا برای اعصاب ضرر داره. اصلا برای سلامتی خوب نیست. همون آماده‌ش رو بخرید بهتر ه. درست‌ه آدم برای یه دستکش راهی آی‌سی‌یو شه؟ والللاااا نیشخند

سه‌شنبه ٧ امرداد ۱۳٩۳
نظرات ()
Share

*دوست عزیز!

خربودن و خودت‌رابه‌خریت‌زدن دو مقوله‌ی کاملا متفاوت‌ند. من حتی اگر از ضریب هوشی بالایی هم برخوردار نباشم - که خوشبختانه هستم - باز هم به اندازه‌ی یک انسان نرمال می‌فهمم. پس اگر چیزی رو به رو م نمیارم، معنی‌ش نفهمیدن نیست.

یه وقتایی آدما عمدا خودشون رو به خریت می‌زنن تا به تو پروبال بدن. تا مجبور نشن ضایع‌‌ت کنن. پس از این احترامی که برات قائل میشن، سوء استفاده نکن. لایق‌ش باش!

*دوست عزیز!

من بارها به شما گفته‌م چیزی که اسم‌ش رو میذاری درددل و ساعت‌ها وقت ارزشمند من رو باهاش می‌گیری، برای من اصلا شنیدنی نیست. تو باید یاد بگیری خودت، مشکلات زندگی‌ت رو حل کنی. اگر بلد نیستی، باز هم مشکل من نیست. می‌تونی از یک مشاور کمک بگیری. ازش وقت بگیری، مبلغی رو بپردازی و توی اون نیم ساعت-سه‌ربعی که بهت وقت میده، در چارچوبی که برات تعیین می‌کنه حرف بزنی. اینطوری هم یاد می‌گیری که خودت باید مشکلات‌ت رو حل کنی، هم می‌بینی وقت مردم ارزشمند ه. باید ازشون وقت بگیری و بهشون پول بدی تا درددل‌هات رو گوش کنن - تازه اونم نه همه‌ش رو - و بهت کمک کنن. اگر هم روی حساب دوستی انقد مزاحمت ایجادمی‌کنی، باید بگم چنین دوستی‌ای برای من اصلا جالب نیست.

پس لطفا خودت رو به خریت نزن و فکر نکن هروقت بیکاری یا مشکلی داری، اجازه داری گوشی‌ت رو برداری و مزاحم من بشی. من اگر بهت وقت بدم، باید هزینه‌ش رو بپردازی. این رو که دیگه می‌فهمی؟ هان؟

پ.ن: هرکس دوست داره، می‌تونه به خودش بگیره. اصلا برام مهم نیست. هر طوری هم دل‌م بخواد کامنتا رو جواب میدم. پس حواس‌تون باشه چی دارین می‌نویسین. آیکون مریمی‌ای که از محبت‌ش خیلی سوء استفاده شده.

سه‌شنبه ٧ امرداد ۱۳٩۳
نظرات ()
موضوع: |-:
Share

*یه بار خانوم همسایه‌مون گفت سفره‌ی صلوات نذر کرده! دقیق یادم نمیاد راستش اما فکر کنم 140 تا تسبیح آورد از جایی. با احتساب 100 دونه برای تسبیح، کل‌ش می‌شد 14000 تا. فکر کنم 14000 صلوات نذر کرده بود اما چون خودش تنهایی نمی‌تونست، از دوستاش خواست بیان طی مراسمی همراه با پذیرایی و اینا، کمک کنن نذر ش رو انجام بده. تعداد مهمونا 140 نفر نبود. مثلا 35 نفر بودن هر کدوم 4 تا تسبیح رو برداشتن و خوندن. حالا مثلا یکی 5 تا برداشت یکی 3 تا. حتما نباید تعداد مساوی می‌بود.اگر دوست دارین من حاضر م این رو برای بار دوم، آنلاین انجام بدیم - آیکون موی‌کنان و مویه‌کنان نیشخند - تو رو خدا حرص‌م ندین فقط.

پس اول نیت کنین برای هر چیزی که میخواین و لطفا بگید اگر به صلاح‌ه، اوکی بشه. گیر ندین به یه چیز خاص. یه وقتایی خدا راه‌های بهتری برای ما بلد ه اما با اصرارهامون نمیذاریم کمک‌مون کنه.

بعد که نیت کردین، بگید اسم‌تون رو توی لیست بذاریم. شما دارید 14000 صلوات رو هدیه می‌کنید و قرار ه دیگران برای انجام این ختم به شما کمک کنن. در عوض شما هم به تک‌تک این دوستان کمک می‌کنین نذر شون رو انجام بدن.

لطفا اول متن رو کامل بخونید و وقتی درست متوجه شدین روال رو، کامنت بذارید و ثبت نام کنید. به هیچ سوالی از طریق وبلاگ شما، ایمیل، مسنجر و غیره جواب داده نمیشه. لطف کنید متن رو 3 بار با دقت بخونید. حتما متوجه میشید روال رو. بعد بفرمایید ثبت نام کنید. اینگه چند روز طول بکشه بستگی به تعداد افراد داده. هر قدر تعداد بیشتر باشه، روزهای بیشتری طول می‌کشه و سهم روزانه‌‌ی صلوات‌مون سبک‌تر میشه.

هرگاه میان مشکلات قرار گرفتید، سیل صلوات راه بیاندازید زیرا آن سیل حتما مشکلات را با خود می‌برد. علامه طباطبایی (ره)

1. مریمی

2. ستاره

3. حدیث

4. فاطمه

5. معصومه

6. خورشید

7. نرگس

8. دختر تابستان

9. گل رز

10. هانیه

11. رویا

12. دختر پاییز

13. مامان دختر پاییز

14. سوسو

15. مهسا

16. فاطمه میر

17. مریم محمدی

18. مرضیه

19. الی گولو

20. عسل

21. حس باران

22. آرزو

23. فاطمه 27

24. زهرا ع

25. الهام ش (ایمیل زدی برام عزیزم)

26. دختر شاه پریون

27. نرگس پ

28. خواهر آرزو

29. حسنا

30. جوبی

31. م.ک

32. فاطمه ص

33. غزل ر

34. زهرا74

35. نسا

36. آزیتا

37. مرمر

38. فهمیه

39. لیلا

40. مهدیا66

41. نسیم

42.

43.

44.

45.

46.

47.

48.

49.

50.

سه‌شنبه ٧ امرداد ۱۳٩۳
نظرات ()
Share

*کدوم آدم عاقلی توی گرمای 42 درجه‌ی مرداد تهران میشینه با جدیت و پشتکار، تندتند دستکش بافتنی می‌بافه؟

اول یه مدل پیداکردم از این ساق‌بلندا که رو ش یه طرح پیچ‌پیچی داشت. ملعونی که دستورش رو نوشته بود، مطمئنا خودش هم سردرنمیاره چی نوشته چون خودآموزها اصولا خوراک من‌ن. اگر سردرنیارم، بدونین یه جای کار می‌لنگه.

خلاصه بار اول به خاطر کوچیک بودن سایز، بار دوم به خاطر درنیومدن پیج از نصفه شکافتم‌ش. بعد فکرکردم خودم یه چیزی همینجوری با مسئولیت خودم نیشخند ببافم، بهتر ه. 52 تا سرانداختم. چند رج کشباف بافتم یعنی 2 تا رو، 2 تا زیر... بعد چند رج ساده بافتم یعنی یه رج رو، یه رج زیر. بعد دوباره کشباف.

وسطاش موندم سوراخ انگشت شست رو چطور درست کنم؟ توی گروه واتس‌اپ - که قانون گذاشته‌م اونجا کسی حرف نزنه و فقط جوک بگن - سوال کردم کی بافتنی بلد ه؟

یکی از دوستان گفت الان خونه‌ی مامان‌م هستم. بگو ازشون بپرسم. خلاصه بهم یاد دادن که برای ایجاد سوراخ، باید مثلا 15 دونه رو کور کنم - که من 10 تا کور کردم نمی‌دونم چرا - و بقیه‌ی رج رو عادی ببافم برم تا انتها.

رج بعد که داری همون مسیر رو می‌بافی و برمی‌گردی، وقتی دونه‌های این‌ور و اون‌ور قسمت کورشده رو می‌بافی، سوراخ مذکور ایجاد میشه. چند رج که رد شی تازه می‌بینی فرم‌ش درست در اومده. البته درز لنگه‌ی مذکور رو هنوز ندوخته‌م. باید دست‌به‌دامن یکی شم با قلاب برام دونه بگیره و ببافه نگاه کنم یاد بگیرم.

کلا من اگر خیره‌سر نبودم الان خیلی چیزا بلدبودم ولی خب چه کنم؟ حتی آشپزی‌م هم من‌درآوردی‌ بود. بعدها متنبه شدم فهمیدم چیزی ازم کم نمیشه اگه از کسی که مثلا فلان غذا رو عالی می‌پزه یه چیزایی رو سوال کنم.

خلاصه اگه فردا دیدین کم‌پیدا م بدونین یحتمل پررو شده‌م دارم پالتو می‌بافم نیشخند

دوشنبه ٦ امرداد ۱۳٩۳
نظرات ()
Share

لیست بسته شده! به تقسیم‌بندی روزانه‌م دقت کنید لطفا!

*خب احتمالا خیلی از دوستان الان هم توی گروه گزینه‌ی رودرواسی هستن - با روزی 200 صلوات - هم توی گروه امن یجیب... - با روزی 131 ذکر - هم نقشه‌ی این ختم‌های مجرب رو در سر می‌پرورانند.

یک نفس عمیق بکشید تا بگم نیشخند لیست سوم، گزینه‌ی "آخر رودرواسی‌"ه با نذر 124000 صلوات. پس اول نیت کنین برای هر چیزی که میخواین و لطفا بگید اگر به صلاح‌ه، اوکی بشه. گیر ندین به یه چیز خاص. یه وقتایی خدا راه‌های بهتری برای ما بلد ه اما با اصرارهامون نمیذاریم کمک‌مون کنه. 

بعد که نیت کردین، بگید اسم‌تون رو توی لیست بذاریم. شما دارید 124000 صلوات رو هدیه می‌کنید و قرار ه دیگران برای انجام این ختم به شما کمک کنن. در عوض شما هم به تک‌تک این دوستان کمک می‌کنین نذر شون رو انجام بدن.

این لیست تا آخر اردی‌بهشت ماه باز ه و اگر مثلا بشیم 10 نفر، من نمیگم روزی 12400 صلوات بخونیم. جوری تقسیم می‌کنم که کسی اذیت نشه. هر کدوم از دوستان هم که دوست دارن بخش بیشتری از نذر شون رو خودشون انجام بدن، بیان بگن مثلا 24000 تا ش رو خودم انجام میدم و 100هزار تا ش رو بین بقیه تقسیم کن کمک‌م کنن.

شاید ادای این نذرها چند ماه طول بکشه اما قول میدم سهم هر روز اصلا سنگین نشه چون طراوت روح و خوشحال بودن موقع دعا خیلی مهم‌ه به نظر م.

پس هر کسی 124000 صلوات نذر داره یا میخواد نذر کنه، بیاد بگه دوستان برای ادای نذر ش بهش کمک کنن. در عوض، خودش هم به دیگران کمک کنه برای ادای نذر شون. تقسیم‌بندی و برنامه‌ریزی‌ش هم با من.

پ.ن: دوستان! اگر یه روزی یاد تون رفت دعای اون روز رو انجام بدین یا مثلا می‌دونین فردا وقت نمیشه بخونید به هر دلیلی، می‌تونید امروز انجام‌ش بدین. مهم‌ این هست که شما سهم‌تون رو انجام بدین و برای دوست‌تون دعا کنید. اگر هم امروز مجبور شدید وسط‌ش تلفن جواب بدین و دیروز اعصاب نداشتین و پریروز فکر تون مشغول بوده و ... لازم نیست به من بگید یا حلالیت بطلبید یا هر چیزی.

قرار ه همه سعی کنن دعا رو به بهترین شکل انجام بدن. حالا اگر یه بار هم نشد، عیبی نداره. آدم که همیشه توی یه مود نیست. یه روز حوصله داره، یه روز نداره. خدا به نیت آدما نگاه می‌کنه. سهم دعا تون رو انجام بدین با آرامش، عذاب وجدان هم نداشته باشین.


ادامه‌ش
یکشنبه ٥ امرداد ۱۳٩۳
نظرات ()
Share

*این رو یادتون‌‌ه؟ قدیمی‌ش رو پیدا کردم. اگر شاد شدین یه خط دعا م کنین. این به اون در شه نیشخند

یکشنبه ٥ امرداد ۱۳٩۳
نظرات ()
موضوع: گوش کن
Share

*همسایه‌مون تلفن زد به مامان‌م: من خیلی خوش‌م میاد از سبک لباس پوشیدن مریمی. همیشه لباسای رنگی‌رنگی می‌پوشه. خیلی باسلیقه شال و روسری‌ش رو با مانتو ش ست می‌کنه. آدم کیف می‌کنه این دختر رو می‌بینه. انقد تمیز، مرتب، خانوم، متین. اون روز اومده بود برای ما نذری آورده بود. با خواهرم صحبت کرد البته. وقتی رفت، خواهرم گفت خیلی ازش خوش‌م اومد.

الان تلفن زدم ازش بپرسین مانتو ش رو از کجا خریده؟ نیشخندنیشخندنیشخند

یکشنبه ٥ امرداد ۱۳٩۳
نظرات ()
موضوع: ((:
Share

*باغ و بهار کم‌ه برای دوستی که شب میاد بهت میگه حس می‌کنه دوباره قاطی کردی! گیر میده که بنال ببینم چه‌ت‌ه. بعد که مقاومت‌ت رو می‌شکنه و شروع می‌کنی به گفتن که دل‌ت میخواد بری یه قبرستونی که ریخت کسی رو نبینی، میگه خاااک تو اون سر ت. بیا پیش من. اینجا از قبرستون بهتر ه که. هروقت تو میای، بعدش تا چند روز شارژ م. پاشو بیا انقدم زر نزن خواب‌م میاد. مریم بووووووووووووق... بقیه‌ش قابل پخش نیست قهقهه

شنبه ٤ امرداد ۱۳٩۳
نظرات ()
Share

*ماه عسل روز 24 رمضان رو اتفاقی دیدم. این آقایی که عکس‌ش رو می‌بینید، همسایه‌ی خانومی بوده که کنار ش نشسته. 22 سال‌ پیش وقتی خانم 15 ساله و آقا 20 ساله بوده، رفته خواستگاری. به خاطر سن کم دختر و اینکه هنوز محصل‌ه و باید بره دانشگاه و ... بهش جواب منفی دادن.

در عرض 10 سال ایشون حدود 18-17 بار رفته خواستگاری. هر بار هم جواب منفی شنیده. تاااا 12 سال بعدش، خانواده‌ش دیگه حاضر نشدن برن خواستگاری این خانوم دوباره. گفتن دیگه نمیخوام انقد خودمون رو کوچیک کنیم. بی‌خیال‌ش شو. آقا هم می‌گفت با هرکس دیگه‌ای ازدواج کنم، یک سال نشده ازش جدا میشم. من فقط همین زن رو میخوام.

خلاصه بعد از 15 سال که از خواستگاری اول گذشت - یعنی وقتی خانوم‌ه 30 سال‌ش بود - خودش به آقاهه تلفن زد و اینا. گفتن تا قبل‌ش فقط هی خواستگاری بود و جواب منفی، ما هیچ رابطه‌ای نداشتیم. اما 7 سال اخیر رو یه جورایی غیرمستقیم گفتن که در ارتباط بوده‌ن.

آخر سر بعد از 22 سال، باز رفتن خواستگاری و نهایتا تونستن ازدواج کنن. عشق و اینا رو کاری ندارم، اینکه صداوسیما توی برنامه‌ی زنده‌ی ماه رمضون خیلی راحت از این مدل دوستی حرف می‌زنه با خنده و بعد هم مجری برنامه میگه شما کلی داستان مهیج دارین برای بچه‌هاتون تعریف کنین - عین جمله‌ش رو یادم نیست الان - یعنی که اوضاع ازدواج و بچه‌دارشدن در مملـ.ـکت خیلی داغون‌ه انگار.

حالا اینکه بد نبود به نظر من. بد اون سریال هر شبی‌ه - فاخته؟ - که ثریا قاسمی نقش یه زن مذهبی رو بازی می‌کنه که چنان برای شوهردادن دختر ش هول می‌زنه و ذوق می‌کنه که دل‌ت میخواد بزنی‌ش از بس چندش‌آور ه رفتار ش. البته شواهد حاکی از این‌ه که هول‌زدن زیادی باعث بروز رفتارهای احمقانه هم میشه مثلا توی این فیلم، شما می‌بینید که خانواده‌ی پسر، شب احیا خانواده‌ی دختر رو دعوت می‌کنن برای مراسم. کلی هم از فامیل و دوستای خودشون دعوت کرده‌ن.

خانواده‌ی دختر به جای اینکه کمی متین رفتارکنن و کلا پانشن برن خونه‌ی پسر یا حداقل سنگین‌ورنگین برن، با همون حالت ذوق‌مرگ به دختر ه توصیه می‌کنن با روسری سفید پاشه بره. خانواده‌ی مذهبی! شب احیا! من دیگه حرفی ندارم.

چهارشنبه ۱ امرداد ۱۳٩۳
نظرات ()
موضوع: |-:
Share

*سوالی که مطرح میشه این‌ه که در آهنگ دل دیوونه‌م از تو - مازیار فلاحی - اونجا که شاعر می‌فرماید "یه عکس یادگاری که خودتم نداری"، عکس مذکور دقیقا چه شکلی‌ه؟ متفکردیوانه هم نیستم. به روح هم اعتقادی ندارم. به خاندان پدری هم حساس نیستم. دیگه خودتون می‌دونید نیشخند

چهارشنبه ۱ امرداد ۱۳٩۳
نظرات ()
موضوع: ((:
Share

Daisypath Happy Birthday tickers