*آقای آبدارچی چایی آورد اما واقعاً جداً چایی‌ش به لعنت پروردگار نمی‌ارزید!
من که تا حد ممکن به مدل کار کردن کسی معترض نمیشم و از ایراد گرفتن خوش‌م نمیاد، صدا م درومد: وای تو رو خدا این چایی‌ه چرا اینطوری‌ه؟ آخ
- چطوری‌ه؟ خیلی هم خوب‌ه! نیشخند

من: کجا ش خوب‌ه؟ انگار لجن‌ه ته لیوان‌م! ببینین.
- این چایی خوب‌ه. تو مریضی!

در مقابل دیدگان متحیر من، آقای آبدارچی این رو گفت و خوش و خندون دور شد..
حالا هر چی میشه آقای همکار خنده‌دار میگه ایراد از فلان چیز نیست، تو مریضی. اون ایراد نداره، من مریض‌م..
هی میگه و هروکر می‌خنده!

شنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٧
سخن شما
موضوع: ((:
Share

*بعضیا هر جور دوست دارن حرف می‌زنن. اسم‌ش رو هم میذارن گفتگوی Adult

یکشنبه ٤ اسفند ۱۳۸٧
سخن شما
موضوع: |-:
Share

*از وبلاگ زهرا: یکی از چیزهایی که همیشه برای من سوال بوده، موقعیت‌هایی هست که توی فیلم‌ها، کسی یا گروهی، یک فرد رو تهدید می‌کنن که اگه فلان کار رو نکنی، به خانواده‌ت آسیب می‌رسونیم مثلاً اگه فلانی رو نکُشی، یه بلایی سر خونواده‌ت میاریم.

حالا نمی‌دونم کسی تو دنیای واقعی تو مرز همچین گروگان‌گیری نامردانه‌ای بوده یا نه. من بیشتر دل‌م میخواد بدونم فرضاً اگه شما توی همچین موقعیتی باشین، دست به خلاف می‌زنین؟ یعنی ممکن‌ه به خاطر حفظ جان خانواده‌تون، به کسی آسیب برسونید و یا بکُشیدش؟ و اگه کسی این کار رو کرد، گناهکار محسوب میشه یا نه؟ منظورم الان قوانین قضایی نیست‌ها، بیشتر جنبه‌ی اخلاقی قضیه برام مهم‌ه مثلاً حالتی رو در نظر بگیرین که اگه فرد رو نکُشید یا عمل مورد درخواست رو انجام ندید، طرف گروگان گیرنده، واقعاً یک یا چند نفر از اعضای خانواده‌تون یا حالا تعدادی از افراد بی‌گناه دیگه رو به قتل می‌رسونه…

من یه کتاب دارم به اسم The Book Of Questions.. تو ش فقط سوال نوشته شده. سوالای خیلی سخت که جوابا‌شون اگه روان‌شناسانه بررسی بشن، نتایج خیلی جالب و خاصی درباره‌ی شخصیت پاسخ‌دهنده‌ها به آدم میدن. سوال زهرا من رو یاد اون کتاب انداخت. آدم به بعضی چیزا فکر نکنه بهتر نیست؟ (-:

شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧
سخن شما
موضوع: کتاب
Share

*اه! باز هم جمعه! )-: خدایا چقدر می‌گیری جور کنی از پنج‌شنبه بپریم شنبه؟

جمعه ٢ اسفند ۱۳۸٧
سخن شما
موضوع: |-:
Share

*همه‌ی خوابا تعبیر دارن یعنی؟

پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٧
سخن شما
موضوع: ?-:
Share

Daisypath Happy Birthday tickers