*همیشه میگه نسل ما نسل سوخته‌ست. زمان بچگی‌مون پدرسالاری بود، الان که بزرگ شدیم، فرزندسالاری‌ه. اول بچه‌های خودمون رو بزرگ کردیم، حالا همه میشینیم نوه‌هامون رو هم بزرگ می‌کنیم. یعنی بچه‌هامون کلاً همیشه بچه باقی می‌مونن و ۲ برابر حالت معمول، به والدین‌شون زحمت میدن.

بعد مثلاً خیلی بدش میاد که یکی میگه بچه‌ی متاهل‌ش، بچه‌ست هنوز. همیشه میگه بچه رو که شوهر نمیدن.. یا برای بچه، زن نمی‌گیرن که! بیفزایید پروژه‌ی بزرگ کردن بچه‌های مذکور رو.

حالا داشته باشید زمانی رو که همین ایشون، با کلی عشق و لبخند و ذوق و شوق، نوه‌ی همسایه‌شون رو بالا پایین میندازه و از شیرین‌کاریاش می‌خنده. بد ش هم نمیاد یه صبح تا عصر بازی کنه با بچه‌هه. بعد من مونده‌م الان منظور ش به کی بوده یعنی؟ فقط نوه‌ی نداشته‌ی خودش رو دوست نداره؟

شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٠
سخن شما
موضوع: d:
Share

*ازدیاد این وبلاگای "یه شوهرم نداریم" و "یه زن هم نداریم" احیانا قرار ه مشکلی رو حل کنه آیا؟

شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٠
سخن شما
موضوع: ?-:
Share

*نازخاتون چسبیده بود به مستشار. با فاصله‌ی ۵ سانت، هرجا مستشار می‌رفت، نازخاتون هم قدم به قدم باهاش می‌رفت. مستشار می‌رفت راست، نازخاتون هم می‌رفت راست. مستشار می‌ایستاد، نازخاتون هم می‌ایستاد.
بعد گیر الکی داد به اینکه تو من رو دیگه دوست نداری و چرا اینطوری می‌کنی و چرا اینطوری شد...

یه جای دیگه‌ی سریال، نازخاتون عصبانی میشه، اون رو ش بالا میاد و با صدای بلند و لحنی که اصلاً بهش نمیاد شروع می‌کنه به داد و فریاد. بعد هم لبخند می‌زنه و رمانتیک میشه دوباره. بعد دوباره می‌چسبه به مستشار..
بانمک‌ه دیوانه‌بازی‌هاش لبخند

چهارشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٠
سخن شما
موضوع: تی‌وی
Share

*بد کردی خدا..
این همه زیبایی خلق کردی
اما با ترس مرگ، تمام‌شون رو زهر کردی بهمون.
مُردن، ترس نداره.. اما تو فقط بگو چطور دل‌ت میاد اینطوری آدما رو از هم جدا کنی... تز خلاقانه‌ای بود، قبول. فکر نکردی برای ما چقدر دردناک‌ه ولی؟
بد کردی بهمون خدا..

پ.ن: طوری نشده. افکار هر روزه‌م رو نوشتم فقط.

سه‌شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٠
سخن شما
موضوع: ))=
Share

*خان‌داداش یه بلوتوث نشون‌م میده. ۲ دقیقه از فیلمی‌ه به اسم «راز مانا». استاد شج.ریان رو می‌بینی که نشسته و داره از چند نفر تست آواز می‌گیره.

اونا می‌خونن، چهچه می‌زنن، خارج می‌خونن، گلوشون خشک میشه، خودشون و مردم می‌خندن. استاد میگه صدا ت رو ندزد، خاک بر سر ش نکن. اینطوری بخون.
بعد یهو چنان صدا ش اوج می‌گیره که من دهن‌م باز می‌مونه!

امروز فهمیدم وقتی میگن ش.جریان ۶ دنگ صدا داره، یعنی چی! خودش می‌گفت آخر هر هفته صبح تا شب توی کوه راه می‌رفتم و داد می‌زدم صدا ش باز شه فقط. توی آپارتمان که نمیشه آواز خوند.
خان‌داداش میگه وقتی استاد توی کوه آواز می‌خونده، ۳۰۰ نفر دنبال‌ش راه میفتادن گوش بدن صدا ش رو.

تصور ش هم قشنگ‌ه (-: من عاشق آواز م. بدون موسیقی حتی.
اینکه یکی شعر بگه، یکی با آواز بخونه و همه با لذت گوش بدن. توی دنیای پر از جنگ و نفرت و خودخواهی، هنوز هم چیزای قشنگ هست. یکی‌ش همین آواز (-:

یکشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٠
سخن شما
موضوع: (-:
Share

*دیروز مراسم سال پدر دوست مامان دعوت بودیم. چون این دوست مامان رو خیلی دوست دارم و احترام گذاشته بود همه رو دعوت کرده بود، رفتم.

سالن‌ش بیشتر مناسب عروسی بود. از مسیری گذشتیم که دو طرف‌ش گلکاری شده بود و چراغای کوتاه و بلند رنگی داشت. داخل ولی صدای آواز غمگین و نِی میومد. نور هم خیلی کم بود. آقاهه می‌خوند و یکی هم نِی می‌زد و مامان من هم قلمبه‌قلمبه اشک می‌ریخت.

دل‌م براش سوخت. خیلی سخت‌ه آدم دیگه نتونه کسی رو که همیشه دوست‌ش داشته، ببینه. خیلی درد ه. هی آقاهه خوند، هی من بغض‌م رو قورت دادم. انقدر هم لامصب تاثیرگذار می‌خوند که کابوس تمام شب‌م رو ردیف کرد یه تنه!

بعد هم مراسم بگوبخند نامحسوس و میوه و شام و خداحافظی.. نکته‌ش هم این بود که تا زنده‌ایم شاد بگردیم و برای خودمون خرج کنیم. وقتی مُردیم، بقیه خوش و خندون میان میشینن می‌خورن، یه نوشابه هم رو ش!

موقع برگشتن توی بزرگراه چی می‌فروختن؟ مااااااااااااانتووووووووووووووو
راست‌ش خیلی گشته بودم اما اون مانتوهای گل‌گلی مورد نظر رو هیچ‌جا نیافتم. این شد که به محض دیدن‌ش توی رگال ۲ عدد آقای جوان دست‌فروش، از ماشین پریدم پایین و بدوبدو خودم رو رسوندم. الان هم مانتوی گل‌گلی دارم و بسی شاد م. برام هم مهم نیست که مانتوی گشاد جلوبسته‌ی گل‌دار آدم رو چاااااااااق می‌کنه احیاناً به سلامتی! :دی

*«مراسم تقدیر بچه‌های دیروز» رو می‌دیدم. هی کارتون‌های قدیمی نشون داد، هی آدم‌بزرگای محبوب کودکی‌م رو نشون داد، هی لبخندای راضیه برومند و اشکای مجید قناد رو نشون داد، هی من اشکام رو پاک کردم. مرحوم خسرو شکیبایی، مرحوم پوپک گلدره که مرگ دلخراش‌ش هر روز توی ذهن‌م‌ه بعد این همه سال، آقای حکایتی، خیلیا...


خدایا شکر ت.. کودکی‌مون خوب گذشت (-:

جمعه ٢ اردیبهشت ۱۳٩٠
سخن شما
موضوع: تی‌وی
Share

*اردی‌بهشت و هوای دو نفره و دار و درخت و گل و چمن رو تبریک میگم! لبخند

پنجشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٠
سخن شما
موضوع: (-:
Share

Daisypath Happy Birthday tickers