*شکر خدا توی فامیل ما هیچ مراسمی آدم‌وار برگزار نمیشه. به سلامتی، جماعتی هستیم که 2 ساعت نمی‌تونیم با رضایت باطنی کنار هم بشینیم. روی بچه‌ها هم گه‌ربا نصب‌ه. ازدواج که می‌کنن، کسی رو جذب می‌کنن از کل خاندان، بدتر. نتیجه اینکه روزبه‌روز، روابط خانوادگی داره گرم و گرم‌تر میشه.

رسید به جایی که قید همه رو زدم و آرامش خودم رو ترجیح دادم با این توضیح که: من فامیل ندارم! خلاص. بعد یه وقتایی مث امشب، که خیلیا هول دارن برای خرید گل و شیرینی، که همسایه بالایی‌مون 4 ساعت‌ه داره ماهی سرخ می‌کنه برای شام مهمونا ش و ما داریم خفه میشیم!.. یه وقتایی که همه دور هم جمع‌ن و حداقل یکی رو توی جمع دارن که باهاش شاد باشن، دل‌م واسه خودمون می‌سوزه.

من آدم جمع و شلوغی نیستم اما مثلاْ آدم‌م اگه خدا قبول کنه. گاهی دل‌م مهمونی میخواد. مادربزرگ و خاله‌هام رو برای شام دعوت کردم. گفتن نمیان چون شب یلدا ست! من هم اصرار نکردم. اون یکی خاله‌م که اصولاْ مهمونی نمیاد، مادربزرگ‌م هم از ماه.وا.ره و فیلم‌های مزخرف‌ش نمی‌گذره. فکر هم می‌کنه یلدا رو هیچ جا جز خونه‌ی خودشون نمیشه جشن گرفت!

وا رفتم اما اصرار نکردم. شامی رو که قرار بود برای اونا بپزم، ناهار خوردیم. که خب مسلماْ از مزه‌ش هیچی نفهمیدم. بعد هم سیستر و خان‌داداش با دوستاشون قرار داشتن و رفتن بیرون.

یه کم خونه رو جمع کردم اما دیدم نمیشه. خیلی حوصله‌م سر میره. مامان گفت بیا دو تایی بریم بیرون. رفتیم. قدم زدیم. شام خوردیم. حرف زدیم و اومدیم.

فکر کردم عیب نداره. شب دور همیم. میوه شستم. شیرینی چیدم. هندونه درست کردم. گذاشتم سر میز. یه کم سیستر، قصه تعریف کرد تا بابا اومد که مثلاْ دور هم باشیم. ولی بابا رفت نشست جلوی تی‌وی. یه فیلم بزن‌بزن پیدا کرد دیگه کلا رفت توی بحر فیلم و با کسی حرف نزد. من هم قهر کردم رفتم خوابیدم )-:

قدر ماماناتون رو بدونین. هیچ کس اندازه‌ی مامان، آدم رو دوست نداره.

چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠
سخن شما
موضوع: یلدای امسال
Share

*ژانر این همه‌چیزدان‌هایی که بدون اینکه کسی نظر شون رو بخواد، مدام، اظهار فضل می‌کنن.

سه‌شنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠
سخن شما
موضوع: ))=
Share

*پیشنهاد می‌شود: کتاب انواع مردان 

 

یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠
سخن شما
موضوع: کتاب
Share

1. تردمیل 15 دقیقه

2. استپ پشت پا با چوب + پشت پا ماشین 25*3

3. اس ال آر ایستاده از پایین از داخل و خارج و پشت پا 30*3

4. شکم دستگاه + پهلو هالتر طرفین 40*3

5. شکم ابکستر + پهلو ایستاده پا جمع + شکم s مورب 25*3

6. پرس سینه دمبل خوابیده روی نیمکت صاف با دمبل 2 10*3

7. پشت بازو هالتر خوابیده شیبدار 12*3

8. جلو بازو جفت دمبل روی لاری 12*3

 

چهارشنبه ٩ آذر ۱۳٩٠
سخن شما
موضوع: باشگاه
Share

*در دومین روز برفی پاییز امسال، سر صبح شال و کلاه نموده عازم مطب دکتر شدم. من، دکتر، داوطلبانه!!! چرا؟ خب آخه مربی ورزش‌م گفت ایشون هورمونی تشریف دارن. یعنی گفت هر زنی که عضلات‌ش بیشتر از نیم سانت باشه و کلاً ماهیچه‌هاش از توی عکس قشنگ معلوم باشه، شک نکن که هورمون زده چون ساختن این بر و بازو، همانا تستوسترون میخواد که ما نداریم!

خلاصه بنده با لب و لوچه‌‌ی آویزون، عازم مطب دکتر شدم تا حرف بندازم از بدن‌سازی و مکمل و اینا ببینم کلاً راهی جز هورمون وجود داره یا نه. فکر کردم خوب‌ه. داره برف میاد. مردم هجوم نمیارن مطب طبق معمول. زود نوبت‌م میشه.

با ذوق رفتم داخل. دیدم یه عالم آدم اونجا ست. خانوم‌ه داره به همه میگه آقای دکتر امروز تشریف نمیارن!

|-:

شنبه ٥ آذر ۱۳٩٠
سخن شما
موضوع: |-:
Share

*در فصول سرد سال از ساعت سه بعدازظهر به بعد دیگه نمی‌تونم بیرون از خونه باشم چون سرد‌م‌ه. نمی‌دونم چرا هیچ اصراری به درمان این مشکل ندارم /-: کلاً با لباسای زمستونی مشکل دارم. از پوشیدن‌شون خوش‌م نمیاد خب.

جمعه ٤ آذر ۱۳٩٠
سخن شما
موضوع: |-:
Share

*از یادداشت فندقی خانوم درباره‌ی ازدواج اندی خیلی خوش‌م اومد: ...خوشحال و متعجب شدم از ازدواج شینی و اندی. که هنوز میشه امید داشته به این که هستند کسانی که به چیزهای مقدس‌تری از غریزه‌ی صرف، معتقدن و چقدر دعا کردم برای خوشبختی‌شون و اینکه به پای هم بمونن. چون به هرحال هردوشون برای خیلی از جوون‌های ما به عنوان یک سلبریتی و یک الگو هستن و این کار شون کلی موج و انرژی مثبت ایجاد کرده .

یک جایی خونده بودم "تولد هر نوزاد به این معناست که خدا هنوز از انسان ناامید نشده". حالا با هر عروسی‌ای که میرم و هر ازدواجی که سر می‌گیره، فکر می‌کنم چقدر خوب‌ه که انسان‌ها هنوز از هم ناامید نشدن و از عشق و از خوشبختی.

پ.ن: قسمتی از کامنت خودم برای این پست‌ش: ..وقتی دیدم این آدم، که ادعای دین هم نداره، بعد این همه سال، برای دوست‌دخترش جشن ازدواج گرفت، خیلی خوش‌م اومد ازش. مخصوصاً وقتی که بعد از marriage vows گفت thank you (-:

پ.پ.ن: بعضی مردها فکر می‌کنن با تحویل گرفتن همسر شون کوچیک میشن و از شان و مردونگی‌شون کم میشه اما همین یه جمله‌ی اندی باعث شد منی که این ماجرا هیچ ربطی بهم نداره، خیلی خوش‌م بیاد ازش. شک ندارم که شینی هم هیچ‌وقت اون لحظه رو فراموش نمی‌کنه (-:
پنجشنبه ۳ آذر ۱۳٩٠
سخن شما
موضوع: معروف‌ها
Share

*کلاً ماها مدام توی ژست و قیافه‌ایم. خانوم‌ه ۳ سال‌ه میاد باشگاه. کلی لاغر و خوش‌تیپ شده. نه در حد ایده‌آل اما از قبل‌ش خیلی بهتر ه! برای بقیه که هیچ، برای مربی‌مون هم ژست می‌گیره. فکر کن فقط!

بعد الان یه ایمیل اومد برام. فقط عکس بود. عنوان‌ش هم «اراده» بود. اراده‌ی آدمای خیـــــــــــــــلی چاقی که الان لاغر و خوش‌تیپ شده‌ن. بک‌گروند ش عکسای زمان چاقی‌شون بود در حال ورزش کردن! گریه می‌کردن بعضیاشون از خستگی. جلو، عکس پررنگ‌تر و خوش‌تیپ امروز شون بود.

خیلی خوش‌م اومد از این کارای خارجیا. اینکه خاطرات و تجربه‌های بد، چاقی و صورت بی‌آرایش‌شون رو پنهان نمی‌کنن. بعد ماها.. اصرار داریم به همه ثابت کنیم همیشه همینطوری بوده‌ایم. مادرزاد خوش‌تیپ بودیم، موهامون بلوند بوده، ابروهامون این مدلی بوده، کلاً خیلی باکلاسیم. برای خودمون هم ژست می‌گیریم.

خودم هم همین‌م‌ها! نه که فکر کنی خودم بهترم!

یه دختره هست توی باشگاه. تقریباً همسن خودم‌ه. تمام مدت محو تماشای خودش توی آینه‌ست. هر ۵ دقیقه موهاش رو باز می‌کنه و می‌بنده. وقتی ایستاده موها ش بسته‌ست. موقع هر تمرینی موهاش رو باز می‌کنه. هی می‌خوابه و میشینه، هی می‌دوئه موهاش می‌ریزه توی صورت‌ش، خوش‌ش میاد. حس می‌کنه مادرزاد موهاش انقد صاف‌ه لابد. با آرایش کامل و سرویس کامل جواهرات هم تشریف میاره.

بعد من هی از این حرص‌م می‌گیره، هی از لج‌م بیشتر بهش نگاه می‌کنم. امروز دیگه آخر ش بود. هی من اون رو نگاه کردم، هی اون من رو نگاه کرد. فکر کردم خوب‌ه‌ها. عاشق خودش‌ه. آدم باید اینطوری عاشق خودش باشه.

دوباره فکر کردم چرا توی خونه آرایش نمی‌کنه که عادت کنه به این چهره؟ اینجا که میاد، هی نگاه‌ش به قیافه‌ش‌ه. اگه توی خونه آرایش می‌کرد، به این قیافه‌ش عادت داشت دیگه انقد نگاه نمی‌کرد آینه‌ها رو. اخلاق‌ش بد نیست انگار اما طرف صحبت‌ش، همیشه آدمایی‌ن که موج‌شون زیاد به من نمی‌خوره.

اومدم از کنار ش رد شم، باز داشت نگاه‌م می‌کرد. قیافه‌ی من هم که جدی‌ی‌ی‌ی. لبخند زدم. سریع گفت ببخشید اون هالتر - ۴ کیلومتر اون طرف‌تر - مال شماست؟
گفتم نه.. ولی بر ش دار. ظاهراً الان کسی لازم‌ش نداره.

خیلی خوب بود لحن‌ش.
فکر کردم من چرا همیشه از این خوش‌م نیومد؟

پ.ن: سومین‌بار ه بطری آب معدنی من رو می‌دزدن یا در حالت خوشبینانه اشتباهی برمی‌دارن!
اصلاً وقتی بطری من دقیقاً روی برنامه‌ی ورزش‌م‌ه و برنامه‌ی ورزش‌م هم اسم داره رو ش و کلاً محموله‌ی برنامه و بطری یه گوشه روی نیمکتی‌ن که فقط وسایل من اونجاست، میشه باور کرد طرف اشتباه کرده؟! آب هم دزدیدن داره؟

چهارشنبه ٢ آذر ۱۳٩٠
سخن شما
موضوع: باشگاه
Share

*فکر کن بعد این همه سال هنوز ندونی sign out گودر و گوگل‌پلاس کجاست. کلی هم گشتم، پیدا نکردم. این sign out کجاست؟ داره اصلاً؟

سه‌شنبه ۱ آذر ۱۳٩٠
سخن شما
موضوع: ?-:
Share

Daisypath Happy Birthday tickers