حجم عکس‌ها رو کم کرده‌م که راحت لود بشن. برای همین کیفیت‌شون چندان نعریفی نداره.

این عکس رو با اجازه‌ی عکاس‌ش از پیج اینستاگرام‌شون برداشتم. ایشون هم خیلی شیک و مجلسی تشکر کردن بابت انتخاب‌م. قابل توجه بی‌ادب‌های دنیای مجازی.

سه‌شنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٤
سخن شما
موضوع: یه پیشنهاد
Share

*میگن برای مومیایی کردن اجساد، به روش‌هایی مغز شون رو از راه بینی‌شون تخلیه می‌کردن یا چنین چیزی.

فکرکنم توی کتاب سینوهه این رو خوندم. می‌دونین که من چقدر آدم دقیقی‌م :)) و اطلاعات تاریخی‌م حتی از جغرافی‌م هم بهتر ه.

دل‌تون نخواد مغز م داره از بینی‌م میاد بیرون‌. واقعا نمی‌دونم با این حجم عطسه و سرفه چطور زنده‌م. دارو و جوشونده و اینا هم خوردم ولی انگار نه انگار.

امروز رفتم مثلا هواخوری بلکنم! حال‌م بهتر شه، هرچی گرده‌ی گیاه در کل تهران بود رفت توی بینی‌م. خلاصه اگه چاره‌ای می‌دونین بگین لطفا. با مسئولیت خودم انجام‌ش میدم. بهتر ه از داوطلبانه طی کردن مراحل مومیایی شدن‌ه نیشخند

پ.ن: ستیریزین مرا نجات داد.

دوشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٤
سخن شما
موضوع: ))=
Share

دوشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٤
سخن شما
موضوع: در خیابان
Share

بالا، سمت چپ اون ایوان رو می‌بینید؟

جریان‌ش چی‌ه به نظر تون؟

پ.ن: لوکیشن: کاخ گلستان

دوشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٤
سخن شما
موضوع: عکس
Share

دوشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٤
سخن شما
موضوع: دخترونه
Share

*مستحضرید که من گاهی زیادی خجالتی‌م. سر چیزای خیلی الکی.

مثلا رو م نمیشه وقتی میرم کفش بخرم، در صورت لزوم، جوراب‌م رو عوض کنم یا دربیارم. از این جوک‌تر داریم اصلا؟

امسال تصمیم گرفتم تمام اینا رو بیخیال شم، هر کار دل‌م میخواد بکنم. حالا چنان میگم هرکار! یکی ندونه فکر می‌کنه میخوام چی کار کنم.

یک پدیده‌ای وجود داره به اسم کفش سیلیکونی. حس‌ش مث دمپایی‌ه ولی پرستیژ ش از دمپایی بالاتر ه منم تا این سن رو م نشده کفش تابستونی بخرم.

خلاصه امروز رفتم یه جا، ورژن قرمز ش رو خریدم.

یک وانتی گل‌فروش هم بود که چند باری توی خیابون دیده بودم‌ش. هی وسوسه بودم ازش گلدون بخرم. امروز بدوبدو رفتم یه گلدون ساناز! ازش گرفتم بغل کردم آوردم خونه.

الان دارم فکرمی‌کنم چقد خوب‌ه آدم جلف و سبک باشه. تا الان اشتباه زندگی کرده‌م نیشخند

دوشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٤
سخن شما
موضوع: امروز من
Share

یکشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٤
سخن شما
موضوع: عکس
Share

*یه دوستی دارم که هم کلی شیرینی‌پزی بهم یاد داده، هم از طبیعت زیبای محل زندگی‌ش - شمال - عکس می‌گیره برام می‌فرسته. هم یه وقتایی بی‌وجدان میشه عکس گوجه‌سبز و بامجون و شیرینی - و سایر خوراکی‌های مورد علاقه‌م رو - می‌فرسته جیغ‌م برسه آسمون.

دیروز رفته بود دریا. این هدیه‌ی خوشگل رو برام فرستاد.

شما هم در این حس خوب سهیم باشین. ممنون فروغ عزیزم.

یکشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٤
سخن شما
موضوع: شادی یعنی
Share

*فکر کن سرما خورده باشی، عطسه، گلودرد. سر ت رو به گوشی گرم کنی، بعد همون موقع یک فروند دوست بی‌وجدان - ماشالا یکی دو تا هم نیستن دوستان بی‌وجدان من نیشخند - یک عکس از ژانر همین الان یهویی - قورمه‌سبزی - رو برات بفرسته. آیکون خیره‌شدن به افق. حال ندارم در افق محو شم حتی.

شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩٤
سخن شما
موضوع: ((:
Share

شادی یعنی سیستر که رفته سفر - یزد -، برام عکس‌های رنگی‌رنگی می‌فرسته.

بهش میگم همیشه دل‌م می‌خواست اینجوری متحول شی. بری بازدید مکان‌های تاریخی، عکس شیشه‌ رنگی بفرستی، از مغازه‌های صنایع دستی خرید کنی. لباس سنتی هم بپوشی دیگه تکمیل‌ه نیشخند

دیشب رفته بود یه مغازه‌ای که کارای ترمه داشتن. با اجازه‌ی صاحب مغازه، کلی از قفسه‌ها عکس گرفت برام فرستاد انتخاب کنم. من هم داشتم شام می‌خوردم کلا حواس‌م به گوشی نبود. تلفن زد به مامان، گفت عکسا رو ببینید. منتظر شد تا سوال‌هام رو بپرسم و انتخاب کنم. برام خرید کرد و اومد بیرون.

گفتم ترتیب انتخاب‌هام این‌ه: سورمه‌ای، آبی، قهوه‌ای. اگر نداشتن قرمز. سبز و بنفش رو کلا یادم نبود. انقدر معطل‌ش کرده بودم که دیگه رو م نشد هی سوال‌پیچ‌ش کنم.

خلاصه گفتن عید، سایزبندی‌ها و ست‌ها ناقص شده‌ن. فلذا نیشخند این کیف و کفش قسمت اینجانب شد. آیکون تشویش از بابت خرید غیر حضوری کفش.

 

والا من پا م همراه‌م‌ه، بعدا کفش اذیت‌م می‌کنه. این خرید آنلاین نمی‌دونم چی از کار دربیاد. هرچند پشیمون نیستم. حالا شایدم اندازه باشه لبخند

شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩٤
سخن شما
موضوع: شادی یعنی
Share

*می‌بینم که باز پرشین‌بلاگ قاطی‌پاتی کرده همه چیز رو. من پستی رو حذف نکردم اما چند تا مطلب آخر نیستن!!!

به خاطر پست قبل، پیام‌های زیادی از دوستان داشتم که خیلی‌ش از طریق اپلیکیشن‌های اندرویدی بود، نه وبلاگ! فکر کردم اگر نسخه‌ی موبایلی داشته باشم ارتباط‌ها آسون‌تر میشن. چند دقیقه بعد از گذاشتن اولین پست، متوجه شدم که ایده‌ی خوبی بوده.

اگر اهل اینستاگرام هستید، پیج‌م این‌ه: merry.miriam

اگر نه، مطالب اینستاگرام رو به اینجا هم انتقال میدم ولی کامنت‌هاش رو نمیشه کاری کرد. فکر کنم خوب باشه هرچند وبلاگ همیشه یه چیز دیگه‌ست.

پنجشنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩٤
سخن شما
Share

به پایان آمد این دفتر، حکایت همچنان باقی

به صد دفتر نشاید گفت حسب‌الحال مشتاقی...

 

پ.ن: اینجا نوشتن مثل این‌ شده که با دیوار حرف بزنی. روبرو ت‌ه ولی نه نگاه‌ت می‌کنه، نه ری‌اکشن ازش می‌بینی.

اگر قرار ه فقط برای خودم بنویسم، ترجیح میدم جای دیگه بنویسم. از نو شروع کنم. تنهای تنها.

بهترین دوستان زندگی‌م رو از دنیای وبلاگ به دست آوردم. به خاطر بودن‌تون ممنون‌م.

دنیا م رو زیبا کردین.

همیشه دوست‌تون دارم...

چهارشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩٤
سخن شما
موضوع: امروز من
Share

سه‌شنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٤
سخن شما
موضوع: شعر
Share

*آغوش من، دروازه‌های تخت جمشید است

می‌خواستم تو پادشاه کشور م  باشی

آتش کشیدی پایتخت شور و شعر م را

افسوس که می‌خواستی اسکندر م باشی

این روزها حتی شبیه سایه‌ات هم نیست

مردی کــه یک شب، بهترین تعبیر خواب‌م بود

مردی که با آن جذبه‌ی چشم رضاخانی‌ش

یک  روز  تنها  علت  کشف  حجاب‌م بود

در  بازوان‌ت،  قتلگاه  کوچکی  داری

لبخند غارت می‌کند آن اخم تاتاری‌ت

بر  باد  دادی  سرزمین  اعتمادم  را

با ترکمن‌چای خـ.ـیانت‌های قاجاری‌ت

در شهرهای مرزی پیراهن‌م، جنگ است

جغرافیای شانه‌هایت، تکیه‌گاه‌م نیست

دارم  تحصن  می‌کنم  با  شعـر  بر  لب‌هات

هر چند شرطی بر لب مشروطه‌خواه‌م نیست

من قرن‌ها معشوقه‌ی تاریخی‌ت بودم

دیگر برای یک شروع تازه، فرصت نیست

من دوست‌ت دارم. بغل کن گریه‌هایم را

لعنت به تاریخی که حتی درس عبرت نیست...

 

شعر: رویا ابراهیمی

انتخاب شعر: سپیده باغکی

عکاس: عذرا خواجه‌وند

دوشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩٤
سخن شما
موضوع: یه پیشنهاد
Share

یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٤
سخن شما
موضوع: دخترونه
Share

*گفت مریمی این کلیپ رو ببین.

یه خانومی تلفن زد به روان شناس. گفت شوهر من به جای اینکه درباره‌ی مسائل مختلف حرف بزنه و سعی کنه مشکل رو حل کنه، قهر می‌کنه. گاهی حتی 2 هفته این قهر رو کش میده. غذا می‌پزم، نمی‌خوره. عزاداری میرم، نمیاد. عروسی دعوتیم، نمیاد. مجبور میشم تنها برم. آبرو م رو جلوی همه می‌بره. اعصاب‌م رو خورد می‌کنه این کاراش. آخر سر مجبور میشم خودم برم عذرخواهی کنم التماس‌ش کنم این ماجرا رو تموم کنه. مشکل چی‌ه الان؟

دکتر گفت ماجرا خیلی واضح‌ه عزیزم. شوهر شما داره  از موذیانه‌ترین حقه‌بازی ممکن برای آزاردادن‌تون استفاده می‌کنه. نه حرفی می‌زنه. نه کاری می‌کنه. هیچی. بعدا هم دادگاهی جایی حرف بزنه، میگه من هیچ کاری نکردم. من هیچ چیزی نگفتم. راست هم میگه ولی دیگه نمیگه که با حقه‌، با بازی روانی، شما رو تحت فشار گذاشته و موذیانه آزار تون داده.

شما هم کار خوبی نمی‌کنی که بهش امتیاز میدی. اون هروقت قهر می‌کنه، می‌دونه نهایت کار این‌ه که شما میری التماس‌ش می‌کنی و حرف، حرف خودش میشه. شما این کار رو نکن. بذار غذا نخوره. هر قدر دل‌ش میخواد قهر کنه. شما زندگی خودت رو بکن. عروسی‌ت رو برو. مهمونی‌ت رو برو. پرسیدن شوهر ت کو؟ بگو قهر کرده نیومده. چرا فکر می‌کنی رفتار زشت و موذیانه‌ی شوهرت باید بتونه آبروی تو رو ببره و آزار ت بده؟

البته این رو هم بگم. من نمی‌دونم شوهر شما کی‌ه و چی‌ه. شاید کلا رابطه‌تون به هم بخوره با این روش ولی اگر از من می‌پرسین، رک بهتون میگم. ایشون داره بازی درمیاره، داره حقه‌بازی می‌کنه و شما نباید وارد بازی‌ش بشین.

لحن‌ش یه کم تند بود فکر کنم ولی با اصل حرف‌ش موافق‌م و کمی هم تعجب کردم چون خیلی از روان‌شناس‌ها توصیه می‌کنن حسابی لی‌لی به لالای طرف مقابل‌تون بذارین. معمولا به کسی نمیگن باید یک رابطه‌ی بیمار رو به سمت سلامت ببره.

شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٤
سخن شما
موضوع: خودشناسی
Share

*1 لیوان آب، نصف لیوان شکر - با عسل هم میشه درست کرد - 2 قاشق سرکه و یک دسته نعنا رو درسته! - با برگ و ساقه - می‌ریزید توی قابلمه، روی حرارت ملایم حدود 20 دقیقه بمونه. بعد صاف‌ش می‌کنید.میشه سکنجبین.

ته لیوان‌تون مقادیری نعنا می‌ریزید. رو ش یخ می‌ریزید که نعناها رو نگه‌داره و پخش و پلا نشن. چند برش لیمو، شربت و آب رو هم اضافه می‌کنید. اگه این ترتیب رعایت نشه، مثل عکس زیر، همه‌چی قاطی‌پاتی میشه.

به هرکس این رو بدین، بی‌بروبرگرد عاشق‌تون میشه مگه اینکه کلا از طعم نعنا خوش‌ش نیاد نیشخند که در این صورت، هیچ مسئولیتی رو نمی‌پذیرم.

پنجشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٤
سخن شما
موضوع: کمی تنوع
Share

*به نظر من، کسی که با دهن پر حرف می‌زنه

کسی که از توی پارک برای خودش دسته‌گل می‌چینه

کسی که وقتی میخوای توی گوشی‌ت چیزی بهش نشون بدی، از سر احترام گوشی رو میدی دست‌ش و اون انقد عقب جلو میره که ناچار میشی با اخم، گوشی‌ت رو ازش بگیری

کسی که با یک تغییر کوچیک توی شرایط زندگی‌ش، هول بر ش می‌داره و کلا تغییر ماهیت میده فکر می‌کنه خبری شده

کسی که تا ببینه توی صف حواس‌ت نیست، میره جلوی تو می‌ایسته

این کلا معلوم نیست کجا بزرگ شده. فقط ازش دور بمون. همین.

چهارشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳٩٤
سخن شما
Share

*شادی یعنی دوستات برن برات عکس پا بگیرن: یک. دو نیشخند

یه پای نو با 5 تا گردالی. تازه نرم هم هست.

سه‌شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩٤
سخن شما
موضوع: شادی یعنی
Share

*هفتمین روز از زیباترین ماه سال؛ ده ونک. بوستان باغ ایرانی. عکس‌های قبلی‌ش

 

هوای لطیف بهاری، نسیم خنک، آواز پرنده‌ها، صدای آب، نور و سایه، درخت‌های سبز و گل‌های رنگارنگ. بهار یعنی این.

 

حجم عکس‌ها رو کم کردم که راحت لود بشن.

یک

دو

سه

من

سربه‌هوا

از روزهای اردی‌بهشتی‌تون لذت ببرید...

 

 

 

 

 

 

 

 

دوشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩٤
سخن شما
موضوع: یه پیشنهاد
Share

یکشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٤
سخن شما
Share

*شاهکاری دیگر از دوست عزیز بی‌وجدان‌م نیشخند

شنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩٤
سخن شما
موضوع: ((:
Share

چرا رفتی؟ چرا؟

من بی‌قرار م.

به سر، سودای آغوش تو دارم.

نگفتی ماهتاب امشب چه زیباست؟ ندیدی جان‌م از غم، ناشکیباست؟

نه هنگام گل و فصل بهارست؟ نه عاشق در بهاران بی‌قرارست؟

نگفتم با لبان بسته‌ی خویش، به تو راز درون خسته‌ی خویش؟

خروش از چشم من نشنید گوش‌ت؟ نیاورد از خروش‌م در خروش‌ت؟

اگر جان‌ت ز جان‌م آگهی داشت، چرا بی‌تابی‌م را سهل انگاشت؟

کنار خانه‌ی ما کوهسارست: ز دیدار رقیبان برکنارست.

چو شمع مهر، خاموشی گزیند، شب اندر وی به آرامی نشیند.

ز ماه و پرتو سیمینه‌ی او، حریری اوفتد بر سینه‌ی او.

نسیم‌ش مستی‌انگیزست و خوشبوست، پر از عطر شقایق‌های خودروست.

بیا با هم شبی آنجا سرآریم، دمار از جان دوری‌ها برآریم!

خیال‌ت گرچه عمری یار من بود، امید ت گرچه در پندار من بود، بیا امشب شرابی دیگر م ده! ز مینای حقیقت، ساغر م ده!

دل دیوانه را دیوانه‌تر کن. مرا از هر دو عالم، بی‌خبر کن.

بیا! دنیا دو روزی بیشتر نیست؛ پی فرداش، فردای دگر نیست.

بیا... اما نه، خوبان خودپرستند. به بند مهر، کمتر پای‌بستند.

اگر یک دم شرابی می‌چشانند، خمارآلوده عمری می‌نشانند.

درین شهر آزمودم من بسی را. ندیدم باوفا زانان کسی را.

تو هم هر چند مهر بی غروبی، به بی‌مهری گواه‌ت این که خوبی.

گذشتم من ز سودای وصال‌ت، مرا تنها رها کن با خیال‌ت!

سیمین بهبهانی

جمعه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٤
سخن شما
موضوع: شعر
Share

*ویشکا آسایش، مهمون برنامه‌ی خندوانه بود.

از فتح قله‌ی دماوند گفت. از عشق‌ش به نقش‌هایی گفت که اول فکر می‌کنه سخت‌ن و از عهده‌شون برنمیاد. بعد مجبور میشه تلاش کنه تا بتونه...

درست میگه. یه وقتایی باید بتونی یه کار سخت رو انجام بدی. به حس خوب بعدش می‌ارزه.

پنجشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩٤
سخن شما
موضوع: تی‌وی
Share

*مرا به باغ و بهاران چه کار، دور از تو

مرا چه کار به باغ و بهار، دور از تو

بهار آمده اما نه سوی من، که نسیم

زند به خرمن عمر م شرار، دور از تو

به سرو و گل نگراید دل شکسته‌ی من

که سر به سینه زند سوگوار، دور از تو

هم از بهار، مگر عشق، عذر من خواهد

اگر ز گل شده‌ام شرمسار، دور از تو

به غنچه ماند و لاله، بهار خاطر من

شکفته تنگ‌دل و داغدار، دور از تو

نسیمی از نفس‌ت سوی من فرست کــه بــاز

گرفته آینه‌ام را غبار، دور از تو

گل‌م، خزان‌زده آید به دیدگان که بهار

خزانی آماده در این دیار، دور از تو

دل‌م گرفت، اگر نیستی بر م باری

کجاست جام می خوش‌گوار، دور از تو

چه جای صحبت سال و مه و بهار و خزان

که دل‌گرفته‌ام از روزگار، دور از تو

چهارشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳٩٤
سخن شما
موضوع: شعر
Share

*دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد؟       

ابری که در بیابان بر تشنه‌ای ببارد

ای بوی آشنایی دانستم از کجایی         

پیغام وصل جانان، پیوند روح دارد

سودای عشق پختن، عقل‌م نمی‌پسندد         

فرمان عقل بردن، عشق‌م نمی‌گذارد

باشد که خود به رحمت، یاد آورند ما را         

ور نه کدام قاصد، پیغام ما گذارد

هم عارفان عاشق دانند حال مسکین         

گر عارفی بنالد یا عاشقی بزارد

زهرم چو نوشدارو از دست یار شیرین         

بر دل خوشست نوش‌م بی او نمی‌گوارد

پایی که برنیارد روزی به سنگ عشقی         

گوییم جان ندارد یا دل نمی‌سپارد

مشغول عشق جانان گر عاشقی‌ست صادق         

در روز تیرباران، باید که سر نخارد

بی‌حاصل‌ست یارا اوقات زندگانی         

الا دمی که یاری با همدمی برآرد

دانی چرا نشیند سعدی به کنج خلوت         

کز دست خوب‌رویان، بیرون شدن نیارد

سه‌شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٤
سخن شما
موضوع: شعر
Share

Daisypath Happy Birthday tickers