چند روز ه ایفاگر نقش میت متحرک در منزل هستم. نمی‌دونم چه‌م شده. مامان گفت سرما خوردی. بعد گفت شاید حساسیت بهاره‌ت باعث شده بی‌حال باشی. بعد گفت ورزش‌ها برات سنگین‌ه. مجبوری پرس سیـ.ـنه بزنی 8 کیلو؟ بعد گفت آدم وقتی ورزش می‌کنه، رژیم نخور تا لاغر شی نمی‌گیره. رنگ گچ دیوار شده صورت‌ت. بشین قشنگ غذا بخور.

چند روزی مقاومت کردم. دیگه امروز دیدم دارم رسماْ رو به قبله میشم. نشستم حسابی غذا خوردم - اما باز هم نه کاملاْ سیر - رو ش هم 3 تا شیرینی و 2 تا شکلات. بعد با قیافه‌ی ژولی‌پولی و موهای خیس و درب و داغون، وایسادم به جارو زدن و میوه شستن و گردگیری و نظافت چون همانا بعدازظهر مهمون داشتیم و کارها دست خودم رو می‌بوسید.

در آخرین دقایق، تندتند موهام رو درست کردم. لباس عوض کردم و وقتی آخرین وسیله‌ی نقاشی! رو گذاشتم زمین، مهمونا وارد شدن.

جای شما خالی خیلی خوش گذشت. کسی به کسی متلک نگفت. کسی از کسی بد نگفت. همه از هم تعریف کردن و گفتن و خندیدن از اول تا آخر ش. بعد الان دارم فکر می‌کنم مهمونی اینطوری چقدر خوب‌ه. خدا رو شکر که جای یه لشگر فامیل نداشته، 4 تا دوست خوب داریم.

دوشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩۱
نظرات ()
موضوع: امروز من
Share

Daisypath Happy Birthday tickers