صبح به مربی‌م گفتم پیشنهاد می‌کنم یه تذکر جمعی در خصوص ضرورت تفکیک کفش بیرون و داخل باشگاه بدین. گفت کم گفتم؟ این همه هم برگه زده‌م به در و دیوارا. حالا مگه چی شده باز؟

کلاْ خیلی بداخلاق‌ه مربی‌م. گفتم آخه یکی که من اصلاْ ازش توقع نداشتم فلان کار رو کرد. پرسید کی؟ بعد گفت اون که هر وقت میاد 2 ساعت اینجا میشینه کفش عوض می‌کنه بعد میره داخل سالن. چطور میگی با کفش سالن میره بیرون؟

گفتم من چیزی رو میگم که دیدم. حالا شما باز ببینین. اگه تکرار شد بهش بگین. اگه نه که هیچ.

یعنی جای تشکر، چنان برخورد کرد انگار من این کار رو کرده‌م. تا آخر هم کلی بهم گیر داد. بعد الان اومدم از خان داداش پرسیدم فلان باشگاه - که بازسازی‌شده، بزرگ، تمیز و خیلی مهجز ه - چقدر ه شهریه‌ش؟ دیدم از شهریه‌ی جدید باشگاه ما ارزون‌تره! خب مگه مغز م معیوب‌ه هم بیشتر پول بدم برای امکانات کمتر، هم اخلاق نحس مربی‌م رو تحمل کنم؟

فقط می‌دونی نکته‌ش چی‌ه؟ دیگه اصلاْ از کاراش حرص می‌خورم. همیشه آرزو م بود یکی حرکات ابنرمال انجام بده و من حرص نخورم. نمی‌دونی چه لذتی داره مژه

یکشنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩۱
نظرات ()
موضوع: باشگاه
Share

Daisypath Happy Birthday tickers