یه دختر ه هست توی باشگاه، خدای اعتمادبه‌نفس. والا انرژی‌ای که ازش می‌گیرم، شدیداْ بهم میگه این آدم، اصلاْ خونسرد و ریلکس نیست و فقط ادا ش رو درمیاره چون مطمئن‌م خصوصیات اخلاقی آدما روی چهره‌شون اثر میذاره و این آدم، اصلاْ آروم و آسوده نیست در باطن.

بعد چند وقت پیش که من خیلی به هم ریخته و داغون بودم از نظر روحی، بهم گفت از چهره‌ت معلوم‌ه اعصاب‌ت آروم نیست و فلان. من هم یه زمانی مثل بودم اما رفتم کلاس‌های عرفان شرکت کردم و اصلاْ زندگی‌م متحول شد. من دیگه حتی آدم دیروز هم نیستم، چه برسه به آدمی که چند سال پیش بودم.

بعد اوج گرفت که آره. هر روز برای من یه شروع تازه‌ست. روابط‌م با دیگران خیلی بهتر شده. من به حلقه‌های انرژی کیهانی متصل‌م. به انرژی بی‌نهایت وصل‌م. حتی همکارام رو هم تشویق کرده‌م بیان این کلاس‌ها رو. ما یه همکاری داشتیم خیلی تنشی و عصبی بودم. الان باید ببینی‌ش چقدر تغییر کرده.

خلاصه خیــــــــلی حرف زد. مونده بودم دلیل این همه اصرار ش چی‌ه دیگه؟ داشت کلافه‌م می‌کرد. از اون روز هر بار من رو می‌دید یه اشاره‌ای به این جریان می‌کرد.

یه روز گفتم استاد شما کی‌ه اصلاْ؟ گفت خانوم فلانی! گفتم خب ایشون کی‌ه؟ گفت شاگرد آقای فلانی! کلاس‌هاشون توی خونه برگزار میشه. هر جلسه‌ش یه جای متفاوت از قبلی برگزار میشه. برای هر جلسه‌ی 2 ساعت‌ه 50 تومن می‌گیرن اما حرفاشون خیلی عالی‌ه و می‌ارزه. بعد تلفن اون خانوم رو بهم داد و اصرار کرد شرکت کنم حتماْ.

گفتم خب اگر انقدر کار شون عالی‌ه چرا یواشکی و بدون مجوز؟ گفت آخه این حکو.مت نمیخوان مردم آگاه باشن!!!

کل حرکت‌شون به نظرم مضحک میاد. استاد انرژی‌ و کائنات و فلان باشی، بعد نتونی یه مجوز برای خودت بگیری؟ کی باور می‌کنه آخه؟ جالب‌ش این بود که این دختره توی تمام حرفاش یه کلمه از خدا اسم نبرد. می‌دونم هر کسی شناخت و تصور خاصی از خدا داره شاید اما به دل‌م نمیشینه که آدم جای خدا، از کائنات مدد بطلبه. کائنات یعنی چی دقیقاْ؟ شیطون‌ه میگه لو شون بدما. گیر آوردن ملت رو.

پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩۱
نظرات ()
موضوع: ماوراء
Share

Daisypath Happy Birthday tickers