اون شب گفتم دوزار از وقت‌م درست استفاده کنم بعدها مدیون خودم نباشم. فکر کردم چی کار کنم؟ چی کار کنم؟ گفتم خب مقادیری زندگی‌نامه‌ی اندیشمندان جهان رو بخونم. کتاب رو با لب و لوچه‌ی آویزون آوردم - مجبورم! می‌فهمی؟ - باز کردم. نفر اول کی بود؟ آفرین! فروید.

یه 20 صفحه‌ای خوندم - جداْ توقع داری آدم روزی چقدر کتاب بخونه؟ - اینا رو یادم مونده:

بابای فروید تاجر ناموفق پشم بود نیشخند

3 تا زن داشت تا جایی که من می‌دونم که زن سوم‌ش وقتی مرد ه 40 ساله بود، ‌20 سال‌ش بود و بچه‌ی اول‌ش، همین زیگومند بود.

زیگموند به مادر جوون و لاغر و ظریف‌ش، چشم داشت!

اونا توی خونه‌شون برق نداشتن اما پیانو داشتن!

اون زمان هم کلاس داشت آدم چند تا زبان بلد باشه.

کلاْ فروید برای همه‌ی مسائل، دلایل کـ.ـمر به پایین پیدا می‌کرد. تقیر از من نیست. همه جا نوشته به جان خودم.

در 40 سالگی زندگی چـ.ـتسی رو ترک کرد و همیشه سر این موضوع به زن‌ش نق می‌زد. حالا چرا ش رو اگه اینجا بگم، قـ.ـیلتر خواهم شد مسلماْ. پس نمیگم.

یعنی فقط مطالب خاله‌زنکی‌ش رو یادم مونده. ماشالا به این حافظه نیشخند (صدای تشویق حضار)

پنجشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩۱
نظرات ()
موضوع: درس و مشق
Share

Daisypath Happy Birthday tickers