حاضر م هر کاری کنم اما برگردم به آرامشی که تا 10 روز پیش داشتم. هی نق زدم. هی ناشکری کردم. قدر چیزایی رو که دارم، ندونستم. الان خسته و داغون و ناامید و عصبی‌م. خاله باید بره شیمی‌درمانی و رادیوتراپی. نمیگه که می‌ترسه و نگران‌ه اما کسی هست که درک نکنه؟

عمر آدما دست خداست فقط. براش دعا کنین از ریخت و قیافه نیفته و زیاد زجر نکشه. دل آدم، خون میشه وقتی کسی که همیشه موها ش بلند بوده با خنده بگه باید برم موهام رو بزنم.

دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩۱
نظرات ()
موضوع: فامیل
Share

Daisypath Happy Birthday tickers