داشتم فکر می‌کردم چقدر خوب‌ه فامیل‌ها خونه‌شون به هم نزدیک باشه. شاهد از غیب رسید. همسایه بالایی داشته با مامان صحبت می‌کرده. عروس و نوه‌ش که اونا هم همسایه‌مون هستن، از توی راهرو رد میشن.

مادربزرگ مذکور شروع می‌کنه نق زدن که عروس‌م، نوه‌م رو توی اتاق خواب خودشون نمی‌خوابونه و جای خواب‌ش رو جدا کرده. بعد میگه بچه خورده زمین و سر ش فلان شده. آخر سر به نوه‌ش میگه وایسا بهت پول بدم (محض محبت)

عروس‌ه هم با لحن عصبانی میگه بچه‌ست دیگه. 1000 بار زمین می‌خوره. بچه مگه بهت نگفتم فقط اجازه داری از بابا ت پول بگیری؟

این وسط مامان بهش برخورده بود که چرا عروس‌ه در حضور من اینطوری گفت. گفتم خب تقضیر اون چی‌ه؟ بهترین فرصت بود مادرشوهر ش رو ادب کنه یه کم. مطمئن باش قبلاْ هم ایشون اظهارنظر کرده. با یک بار گفتن، کسی انقدر از کوره درنمیره.

دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩۱
نظرات ()
موضوع: ((:
Share

Daisypath Happy Birthday tickers