یه مکانیزم دفاعی دارن آدما به اسم سرکوبی. یعنی اینکه ناخودآگاه، خاطرات تلخ رو فراموش می‌کنن. این لازم‌ه چون اگه نبود، همه دیوانه می‌شدن خب!

یه مکانیزم دفاعی دیگه هم دارن به اسم انکار. یکی دیگه هم هست به اسم فرافکنی. کلاْ یعنی روش ناخودآگاه، زیاد هست برای اینکه آدما اضطراب‌هاشون رو کنترل کنن و دیوانه نشن.

حالا اینکه من هم تا الان دیوانه نشده‌م - حداقل ظاهراْ همه چی آروم‌ه و من مقادیری خوشحال‌م - نه به خاطر هیج‌کدوم اینها که به خاطر یه کوفت دیگه‌ای‌ه که نمی‌دونم عزت نفس بگن میگن یا چی.

می‌‌دونی؟ من آدم بااعتمادبه‌نفسی نبوده‌م هیچ‌وقت. واقعاْ هیچ‌وقت. نه برای درس جواب دادن داوطلب می‌شدم، نه برای رقصیدن! همیشه سعی کرده‌م توی چشم نباشم. حالا میخواین بگین منزوی، گوشه‌گیر یا هر چی. من همین‌م. و همین مریم رو واقعاْ دوست دارم.

بارها به من گفته‌ن رک‌گویی‌م یا غیر قابل پیش‌‌بینی بودن‌م آزارنده‌ست اما من نخواستم تغییر کنم چون خودم رو همینطوری دوست دارم. اصلاْ خوش‌م نمیاد به کسی طعنه بزنم. خیلی وقتا هم ملاحظه می‌کنم واقعاْ اما در ذات من، دروغ جایی نداره. حتی وقتی از کسی اصلاْ خوش‌م نمیاد اما بهش روی خوش نشون میدم، واقعیت رو وارونه نشون میدم، این یعنی من دارم دروغ میگم!

اینکه نمی‌تونم دروغ بشنوم، نقطه ضعف‌ من‌ه. هر دفعه هم کسی ازم خواستگاری کرد، رک بهش گفتم اول یک چیز رو بدون! اینکه من دروغ رو تحمل نمی‌کنم. پس لطفاْ فقط بهم راست بگو...

بعد نمی‌دونم چه سری‌ه که آدما دوست دارن راست بگن اما تو به عنوان مخاطب، همه‌ی کارهاشون رو تایید کنی. این وسط اختلف عقاید، کوفت‌ه؟ تفاوت‌های فردی کشک‌ه؟

برای همین چیزهاست که میگم از تربیت مردهای ایرانی بدم میاد. چون دوست دارن همیشه تایید شن. همون که هستن بمونن و طرف مقابل رو مطابق میل و سلیقه‌ی خودشون از نو بسازن. اینا رو داشته باشین تا اینجا. فعلاْ...

سه‌شنبه ۱٦ خرداد ۱۳٩۱
نظرات ()
Share

Daisypath Happy Birthday tickers