الان از من توقع میره بشینم 24 ساعت هی گریه کنم. نه؟ زهی تصور باطل. بنده شدیداْ مشغول رقـ.ـص و پایکوبی هستم به کمک هنرنمایی جدید شهـ.ـرام شـ.ب‌پره. و اعتراف می‌کنم در حال حاضر، مهم‌ترین دغدغه‌م دور بازوم‌ه. چون شنبه آخرین جلسه‌ی باشگاه‌م‌ه. به مربی‌م گفتم نمیخوام بازوی من رو لاغر کنی. سفت‌ش کن.

مربی‌م یه نگاه عاقل اندر سفیهی بهم انداخت و گفت بازوی تو خیلی بزرگ‌ه. اگه این رو برات سفت کنم، هر کی از روی مانتو هم ببینه، میگه مربی این چقد گاگول بوده!

گفتم چی بوده؟

گفت گاگول!

گفتم شما چه کار داری؟ با مسئولیت خودم. بازوی من‌ه. دوست دارم همینقدی بمونه.

گفت نه. من کار خودم رو می‌کنم. به مسئولیت دیگران کاری ندارم. تو از این در میری بیرون، مدل کار منی. کار خودم میزه زیر سوال.

یعنی دقیقاْ مث این می‌مونه که یه خیاط، هر طوری خودش دوست داره برای تو لباس بدوزه. یا یه آرایشگر هر مدلی خودش می‌پسنده، تو رو آرایش کنه. این مربی ما هم وسواس چاقی داره. تا همه رو لاغر و استخونی نکنه، دست‌ برنمی‌داره. محض نمونه هم الان با.سن همه رو صاف کرده خیال‌ش راحت شده! والا من هر عیبی داشتم، این یکی فرم‌م درست بود که ایشون گند زد بهش.

الان هم اگه ورزش نکنم، هم بدجور چاق میشم - چون بدن‌م به این حد از فعالیت، عادت کرده - هم روحیه‌م داغون میشه. به این مقدار اندروفین - مورفین طبیعی بدن - واقعاْ نیاز دارم. این‌ه که مجبور م برم یه باشگاه دیگه که حداقل صافکاری‌های ایشون رو برام درست کنه. در مورد بازو هم به مربی جدید میگم. اگه قبول نکرد، خودم در منزل اقدام خواهم نمود.

می‌دونی؟ من کلاْ درک نمی‌کنم اینایی که میرن مثلاْ آرایشگاه، میشینن میگن به سلیقه‌ی خودت! باید دقیقاْ بدونم چه اتفاقی داره میفته. مربی فعلی‌م هم با وجود سواد و مهارت‌ش، اغلب خیلی بداخلاق‌ه و نمیشه باهاش حرف زد. البته خیلیا پرروئن و با وجود کم‌محلی‌هاش دنبال‌ش راه میفتن و بهشون بر هم نمی‌خوره اما من خودم از دماغ فیل افتاده‌م و با یکی شبیه خودم نمی‌تونم کنار بیام اصلاْ.

خلاصه که میخوام برم باشگاه جدید. وقتی تغییری به اون بزرگی رو تاب آوردم، تغییر باشگاه، کار سختی نخواهد بود. عادت، بدکوفتی‌ه.

پ.ن: عکس بالا رو نگاه کن. بازوی من از این کوچیک‌تر نباشه، بزرگتر نیست. حالا حق با من‌ه یا مربی‌م؟

پنجشنبه ۱۸ خرداد ۱۳٩۱
نظرات ()
موضوع: باشگاه
Share

Daisypath Happy Birthday tickers