دیروز خاله وسطی و سیستر داشتن حرف می‌زدن. من هم نشسته بودم گوش می‌دادم. سیستر گفت خاله واسه چی دعا کنم؟ خدا رسماْ هر کار خودش دوست داره انجام میده. معلوم‌ه قشنگ. خاله وسطی هم تایید ش کرد. بهش گفتم یعنی شما به دعا اعتقاد نداری؟ گفت خیلی خیلی کم. اون هم بعضی دعاهای خاص ولی اینکه مثلاْ من دعا کنم و فلان چیز عوض شه، نه. هر چی بخواد بشه، میشه.

گفتم ای بابا. پروردگار یکتا رو که قبول داری ایشالا؟ آخ

گفت در اون حد که آره نیشخند

بعد هم پاشد بره نماز بخونه. از اون موقع دارم فکر می‌کنم حتی اگه واقعاْ خدا هر کار خودش صلاح بدونه، انجام بده باز هم آدم دوست داره ورای همه‌ی محبت‌های دنیوی، یکی باشه. که وقتی خیلی داغونی، بری مقابل‌ش زانو بزنی. اشک بریزی و درد ت رو بگی و دل‌ت خوش باشه که قدرت‌ش نامحدود و محبت‌ش بیش از حد تصور ه. شاید یه چیزایی رو تغییر بده برات.

پنجشنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩۱
نظرات ()
موضوع: خودشناسی
Share

Daisypath Happy Birthday tickers