*از ایستگاه متروی حسن‌آباد که بیایین بیرون، باید به سمت راست حرکت کنید. بعد از چند تا کاموافروشی، ابزارفروشی، ثبت احوال - اون دست خیابون - و فروشگاه اتکا، ورودی موزه‌ی مقدم رو اون طرف خیابون می‌تونید ببینید.

کاشی‌کاری‌های خوشگل‌ش از همون دم در شروع میشن. از وسط همهمه‌ی خیابون و شلوغی نزدیک بازار یهو وارد یه حیاط سرسبز و باصفا و پر از آرامش میشید.

بلیط می‌گیرید، کیف‌هاتون رو تحویل میدین و میرید داخل. به ما اجازه ندادن مونوپاد ببریم اول. ما هم گوشی‌ها و ظرف میوه‌مون رو بردیم فقط. بعد دیدیم ملت دارن راه به راه از خودشون سلفی می‌گیرن. ما هم برگشتیم شاد و خجسته‌وار، مونوپاد مون رو برداشتیم بردیم.

البته بعدا که توی حیاط بودیم، بهمون گفتن داخل ساختمونا با مونوپاد عکس نگیریم ولی توی حیاط اشکالی نداره. والا ما که نفهمیدیم حکمت‌ش چی‌ه چون مونوپاد فلش نمی‌زنه که بگیم رنگ در و دیوار به مرور خراب میشه. شاید نگران بودن ملت جوگیر، چوب خویش‌انداز! رو بکوبن توی در و دیوار مثلا نیشخند

ما اول رفتیم داخل یه زیرزمین. بعد آقای نگهبان اومد دعوامون کرد که زیاد آویزون در و دیوار نشیم. ما هم تا آخر ش توهم گرفتیم که الان یکی میاد دعوامون می‌کنه. وایسادیم روبروی حوض، کادربندی کردیم.

به دوست‌م گفتم بدو بشین لب حوض. پاهات جفت باشه. دست‌ت رو بزن توی آب. ژست محو در افق هم بگیر.

دوست‌م چنان حرفه‌ای و سرعتی رفت و برگشت که خودم هم باور م نمی‌شد. یعنی استرس موج می‌زنه توی اون تصویر نیشخند الکی گفتم. عکس‌ش عالی شد. فقط موقع برگشتن، از ترس‌ش نصف آب حوض رو خالی کرد روی زمین، شرشرکنان! و خندان دوید فرار کرد.

نمای دیگه از اون حوض خاطره‌انگیز:

به این عکس دقت کنید:

کاشی‌کاری‌هایی که اون انتها می‌بینید، تصویر موردداری‌ست مربوط به خسرو و صحنه‌ی حمام‌کردن شیرین.

توی اون زیرزمین‌ه که عکسامون رو گرفتیم، خواستیم بیاییم بالا، دیدیم پله‌ها و در چوبی قشنگی داره. وایسادیم به عکس گرفتن. یه آقایی هی رفت، اومد، هی کادر ما رو خراب کرد. ما هم در کمال تواضع، هر بار گفتیم بفرمایید، ببخشید ما بد جایی وایسادیم و اینا. آقاهه هم با یه حس خوشمزگی بی‌مورد گفت آره خیلی مزاحمید نیشخند

همین ایشون یه ربع بعد، گوشی به دست اومد پیش ما که دم اون کاشی‌های مورددار ازش عکس بگیریم. البته ما هم اصلا به رومون نیاوردیم. الکی مثلا ما خلی باجنبه‌ایم عینک

خلاصه اینکه با خودتون دوربین فول‌شارژ، آب و قاقالی‌لی ببرید و حسابی توی حیاط‌ها و ساختمونا بچریخد و از مناظر لذت ببرید و عکس بگیرید. کافه هم دارن که البته خوراکیاشون زیاااد متنوع نیست فعلا ولی در آفتاب داغ خردداماه، غنیمت بود اون لیوان‌های بزرگ آب طالبی.

کلی عکس دیگه هم داریم که خب توشون آدمیزاد هست و زیاد اینجا کاربرد ندارن.

بیش از تمام رنگ‌هایت، رنگ کاشی را

بیش از تمام لحظه‌ها، وقتی تو باشی را...

روزی زنی در عهد شاه عباس، عاشق کرد

سرپنجه‌های روح یک معمارباشی را

آن وقت شعر و رنگ و موسیقی به هم آمیخت

پوشاند اسلیمی، تن عریان کاشی را...

سه‌شنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩٤
نظرات ()
موضوع: یه پیشنهاد
Share

Daisypath Happy Birthday tickers