دیروز با مامان رفته بودم دکتر. همیشه دعا م این‌ه که سریع بمیرم اما گرفتار دکتر و دارو نشم یعنی انقد از جامعه‌ی پزشکی بد م میاد - اکثر شون. نه همه‌شون - که حتی برای درمان سرماخوردگی هم دل‌م نمیخواد برم سراغ‌شون. تا اینجا رو داشته باشید.

خاله جان من کارمند بیمارستان‌ه. یه بار می‌گفت پزشکای متخصص و فوق تخصص که همه‌ی جوونی‌شون رو شبانه‌روز میذارن برای درس خوندن، دیگه بعد ش فقط میخوان پول دربیارن و با پول، عمر رفته رو برای خودشون جبران کنن.

راست هم میگه. نمیگم همه‌شون اما اکثر شون اینطوری میشن. انگار دیگه خیلی حریص میشن توی پول درآوردن. من پزشکای خیلی خوبی رو دیده‌م توی مطب‌های قدیمی و داغون و کثیف. نه یه رنگی به در و دیوار می‌زنن، نه آب‌سردکنی، نه مبل درست و حسابی‌ای. فقط پول رو می‌شناسن و بس. اصلاْ یادشون میره اون بدبختایی که بیرون اتاق نشسته‌ن، آدم‌ن. مریض‌ن.

باز هم میگم. همه‌شون اینجوری نیستن. پزشکایی می‌شناسم که منشی‌شون اصلاْ بین مریض به کسی وقت نمیدن میگن حق دیگران ضایع میشه و ناچار میشن بیشتر منتظر بمونن که خدا رو خوش نمیاد. پزشکایی می‌شناسم که موقع کار روی دندون مریض، برای آهنگ میذارن گوش کنه که استرس‌ش کم شه و تمرکز روی درد دندون نباشه. دیدم پزشکی که وقتی مریض‌‌ش داشت از استرس کور شدن احتمالی چشم‌ش سکته می‌کرد، بلند شد براش رقصید و جلسه‌ی بعد بهش گفت خوشحال‌م که خوب شدی. من هم مث تو خیلی ترسیده بودم.

نمیخوام بگم همه‌ی پزشکا بد ن اما بعضیاشون جداْ به حیوون شبیه‌تر ن تا آدم. مث همین دکتر دیروزی که منشی احمق‌ش به همه‌ی عالم ساعت 6 و نیم عصر وقت می‌داد و اصلاْ براش مهم نبود اون آدما مجبور میشن تا 9 شب توی مطبی بشینن که حتی تهویه‌ی خوبی هم نداره با اینکه مثلاْ شمال شهر ه.

اونجا آدمایی بودن که روزه بودن، خسته بودن، کلافه بودن و دوست نداشتن ساعت‌ها توی مطب بشینن. اصلاْ کدوم عاقلی خوش‌ش میاد کلی پول بده، بعد ساعت‌ها با استرس بشینه توی مطب تا نوبت‌ش شه؟

دل‌م برای اون به اصطلاح خانوم دکتر سوخت که نه تربیت درستی داشته نه خودش شعور داره که بفهمه هر روز اون همه دارن لعن و نفرین براش می‌فرستن، ناراضی‌ن، عصبی و کلافه شدن‌شون هم تقصیر همین آدم مثلاْ تحصیل‌کرده‌ست.

بعد ایشون با خیال راحت نشسته بود تا شب زحمت می‌کشید! و لابد خیلی به خودش افتخار می‌کنه که بیشتر از تعرفه از مردم پول می‌گیره و آدم ثروتمندی به حساب میاد. حالا اون پولای حروم و حقی رو که به گردن‌ش‌ه چطور میخواد جبران کنه نمی‌دونم.

ولی دیدم که اون همه آدم داشتن فحش می‌دادن زیر لب و حرص می‌خوردن. وقتی بهش گفتم، می‌دونی چی گفت؟ گفت ناراحتی دیگه نیا!

نوش جون‌ت پولای حروم خانوم دکتر! نوش جون‌ت!

سه‌شنبه ۳ امرداد ۱۳٩۱
نظرات ()
موضوع: )-:
Share

Daisypath Happy Birthday tickers