*عزیزم! شما اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر رو بخون اگه برات زحمتی نیست. متن انگلیسی. یه کم بهش فکر کن. بعد خودت رو بذار جای زن‌ها! و برده‌ها! دوباره بهش فکر کن. ببین عقل‌ت بهت اجازه میده کلیه‌ی حقوق مدنی‌ت رو دودستی تقدیم یه آدم دیگه کنی فقط چون بهت ابراز علاقه کرده؟

بارها گفتم و باز هم میگم. مردی که قرن 21 زندگی می‌کنه اما عقایدش مثل اعراب و قبایل بدوی‌ه، ارزش عشق یه آدم رو نداره. مهم نیست تحصیلات آکادمیک داشته باشه، کت و شلوار بپوشه، ماشین شیک سوار شه و فلان قدر قیمت ادکلن‌ش باشه. مهم این‌ه که توی ذهن این آدم چی می‌گذره.

خیلی از مردها هستن که خودشون رو صاحب زن‌شون می‌دونن. زن، کفش و لباس نیست که پول بدی بخری‌ش. صاحب‌ش شی و براش تصمیم بگیری که نگه‌ش داری یا بندازی‌ش دور. باید با کسی زندگی کنی که تو رو هم مثل خودش، انسان می‌دونه و برات احترام قائل‌ه.

یه بار یه خواستگار محترمی اینجا بود. گفتم مرد متمدن، سعی نمی‌کنه زن‌ش رو به جبر قانون نگه داره. یا با دل خودش نگه‌ش می‌داره یا آزاد ش میذاره که اگه خواست، بره.

گفت بله! بله!

گفتم بله بله یعنی مشکلی ندارید به همسر تون حق طلاق بدین؟

باباش پرید وسط حرف ما که: اگه مرد معتاد شد و زن تونست ثابت کنه، خب طلاق می‌گیره مثلا.

گفتم شما می‌تونی ثابت کنی فلانی معتاد ه وقتی خودش نمیاد آزمایش بده؟ آدم باید چطوری ثابت کنه؟ بعد تازه توی قانون گفته‌ن اعتیاد مضری که به تشخیص دادگاه به اساس زندگی خانوادگی خللی وارد آورد و ادامه زندگی را برای زوجه دشوار کند مانند اعتیادی که منجر به بیکاری مرد...

یعنی مرد معتادی که بیکار نیست، اشکالی بهش وارد نیست. حالا اینکه زن چندش‌ش میشه از یه معتاد، دیگه مشکل خودش‌ه.

بابای مذکور، سیاه و کبود و شاکی با غضب نگاه می‌کرد. گفتم اینجور حق طلاق به درد می‌خوره؟ حق طلاق یا نباشه یا بی قید وشرط. مث حقی که آقایون دارن.

باباهه خودش رو روی مبل بلند می‌کرد می‌کوبید زمین!

پسرش گفت من حق طلاق نمیدم!

- چرا؟

- دوستام گفته‌ن نده!

گفتم پس برو از دوستات بپرس حالا باید چی کار کنی چون نظر من همین‌ه. کوتاه هم نمیام.

- یعنی حق طلاق بدم، خودم دیگه حقی ندارم؟

گفتم دیدی وقت حرف از حقوق خودت میشه، چقدر برات مهم‌ه و از کوره درمیری؟ من هیچی نمیگم. خودت برو از هر کی قبول‌ش داری، حسابی سوال کن.

پ.ن: خیلیا برای ازدواج فقط جنبه‌ی عاطفی و صمیمانه‌ش رو در نظر می‌گیرن. از جنبه‌ی حقوقی و قانونی ماجرا غافلند. اما وقتی خدای نکرده اختلافی پیش بیاد و پای قانون به ماجرا باز شه، همه یاد احقاق حقوق از دست رفته‌مون میفتیم. چه بهتر که از همون اول، نه با خودمون رودرواسی داشته باشیم، نه با دیگران.

اگر هم طرف مقابل از لحاظ فکری آدم بسته‌ای‌ه و کلا در حد و اندازه‌ی شما نیست و حرف‌تون رو درک نمی‌کنه و این رو بی‌احترامی به خودش می‌دونه، مشکل شما نیست. هیچ کس نمی‌تونه توقع داشته باشه از بدیهی‌ترین حقوق انسانی‌تون بگذرید به خاطر خوشایند دیگران.

پ.پ.ن: من باید وکیل می‌شدم.

پ.پ.پ.ن: اینها نظر شخصی من‌ه و فقط به درد خودم می‌خوره و قرار نیست نسخه‌ی زندگی شما بشه. ترجیحا طبق عرف رفتار کنید تا بی‌شوهر نمونید و خودتون و ماماناتون، 4 سال دیگه فحش ندید من رو نیشخند

سه‌شنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩۱
نظرات ()
Share

Daisypath Happy Birthday tickers