*بگذار سر به سینه‌ی من تا که بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی دردمند را

شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق
آزار این رمیده‌ی سر در کمند را

بگذار سر به سینه‌ی من تا بگویم‌ت
اندوه چیست، عشق کدام‌ست، غم کجاست

بگذار تا بگویم‌ت این مرغ خسته جان
عمریست در هوای تو از آشیان جداست

دلتنگ‌م، آنچنان که اگر بینم‌ت به کام
خواهم که جاودانه بنالم به دامن‌ت

شاید که جاودانه بمانی کنار من
ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت

تو آسمان آبی آرام و روشنی
من چون کبوتری که پرم در هوای تو

یک شب ستاره‌های تو را دانه چین کنم
با اشک شرم خویش بریزم به پای تو

بگذار تا ببوسم‌ت ای نوشخند صبح
بگذار تا بنوشم‌ت ای چشمه‌ی شراب

بیمار خنده‌های توام ، بیشتر بخند
خورشید آرزوی منی، گرم‌تر بتاب

جمعه ٢۸ بهمن ۱۳٩٠
نظرات ()
موضوع: شعر
Share

Daisypath Happy Birthday tickers