*نمی‌دونم چرا خوب نمیشم. شاید مسخره باشه اما یه دختری هست با چشمای زاغ. هیچ‌وقت از چشمای این رنگی خوش‌م نمیومده. دختر خوبی‌ه. بدی ازش ندیدم. به نظر پررو میاد از دور اما رفتار ش همیشه با من نرمال بوده. یه روز از موهاش تعریف کردم. به نظر م بلند و قشنگ اومد. من چشم‌م شور نیست. اصلاْ شور نیست. ضمن اینکه موهای خودم هم بلند ه. چیزی نیست که بخوام حسادت کنم درباره‌ش. بعد اون گفت فکر می‌کنه موهای من بلندتر ه. گفتم نه. گفت چقدر ه موهات؟ موهام رو باز کردم ببینه. گفت واااای چقدر موهات پر ه! فکر کن! من انقدر در چند سال اخیر حرص خورده‌م، حجم موهام عملاْ نصف شده. اون روز هم موهام هنوز مرطوب بود و پف کرده بود. گفت من وقتی موهام خیس‌ه مث مال توئه. گفتم موهای من هم خیس‌ه الان. ماشالا موی خودش پر بود خیلی. یه نگاهی کرد، گفت چقدر هم لاغر شدی.. و تموم.

از اون روز افتاده‌م. یعنی هر چی فکر می‌کنم می‌بینم نه این مو چیزی‌ه که چشم زدن بخواد، نه این سرماخوردگی می‌تونه آدم رو انقد زار و ضعیف کنه. تمام مدت خوابیده‌م. گوش‌م داره منفجر میشه انگار. یه بار حس می‌کنم فن توی گوش‌م روشن‌ه. دفعه‌ی بعد سوت می‌زنه گوش‌م. این همه صدای توی سرم‌ه. سردرد م بدتر میشه. همه‌ش دست‌م رو رو گوش‌م فشار میدم. کیسه‌ی آب گرم رو رو ش نگه می‌دارم. دست‌م خسته میشه. میذارم‌ش روی بالش. یه جوری می‌خوابم که گوش‌م روی کیسه‌ی آب گرم باشه. هی مسکن می‌خورم و می‌خوابم.

واقعاْ مستاصل شده‌م. خوابیدن مرگ من‌ه. از اول هفته از جا م تکون نخورده‌م. فقط هنر می‌کنم تا دستشویی و حمام میرم و زود برمی‌گردم. برای همون هم نوشابه‌ی انرژی‌زا می‌خورم وگرنه جون‌ش رو ندارم. دارو هام رو به موقع می‌خورم. یه سر ه هم استراحت‌م اما خوب نمیشم. فکر کن 72 ساعت یه سر ه گوش‌ت درد کنه و سوت بکشه. چی کار کنم؟
دوشنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩٠
نظرات ()
موضوع: ))=
Share

Daisypath Happy Birthday tickers