*مامان من آدم خوبی‌ه. زیادی خوب‌ه. مثلاْ کافی‌ه حس کنه تو به فلان چیز، مثلاْ یه خیاط خوب احتیاج داری. سریع یه خیاط خوب بهت معرفی می‌کنه. حتی آشنایی میده تا برات تخفیف بگیره. نمونه کار ش رو نشون میده و کلاْ کم نمیذاره برات. برای همه همینطور ه. پزشک، آرایشگر، مغازه، هر جا رو بشناسه میگه وقتی اطلاعات بخوای.

بعد فکر کن طرف‌های مقابل‌ش تا به حال چقدر قدرشناس بوده‌ن! مثلاْ طرف کفش‌هاش همیشه به لعنت خدا نمی‌ارزیده‌ن. بعد میره کفش خوب می‌خره با قیمت مناسب. میاد نق می‌زنه سر ما که آره. گرون خریدم. همونا که همیشه می‌خریدم بهتر بود! میره پیش خیاط، میگه گرون می‌گیره. زور م میاد پول لباس بدم. خب طرف گفته یه لباس خیلی شیک میخواد که توی مجلس عروسی فلانی، تک باشه! بعد میخواد این لباس تک! رو از تاناکورا بخره؟ یا از آسمون براش بیفته؟ یا مثلاْ میره آرایشگاهی که تو معرفی کردی. دوزار میاد روی قیافه‌ش. بعد میشینه میگه موها م رو زیاد زدا! نباید به حرف‌ت گوش می‌دادم. بعد می‌بینی به آرایشگر ه گفته طبق سلیقه‌ی خودت بزن. قد مو برام مهم نیست. اونجا هم با کلی به‌به و چه‌چه پول داده، تشکر کرده، اومده بیرون. بعد که تو رو می‌بینه شروع می‌کنه به نق زدن. لابد توقع داره پول‌ش رو ما بدیم.

یعنی تخصص مادر من، پررو کردن مردم‌ه. از این موردها زیاد دارم تا دل‌تون بخواد. هر چی هم میگی مامان! نکن این کارا رو. میگه نه. مردم گناه دارن. من چرا خسیس‌بازی دربیارم؟ من وظیفه‌م‌ه بگم. حالا طرف اینطوری برخورد می‌کنه، باشه. دیگه نمیگم. اما اگه تو باور کردی، من هم باور می‌کنم که مامان‌م متحول شه و دیگه دست برداره از این مهربونی‌هاش!

گفتم حداقل بذار طرف ازت بخواد بهش آدرس بدی. یه کم این پا اون پا کن بعد بهش آدرس بده. باهاش هم نرو. بذار خودش بره. دیگه مسئولیت انتخاب‌ش با خودت‌ه وگرنه ما از زمان پرو فلان شلوار جین تا وقتی کهنه و فرسوده شه، باید لکچر بشنویم. این همه جای ثواب کردن، کباب شدی بس نبود؟

جمعه ۱٤ بهمن ۱۳٩٠
نظرات ()
موضوع: |-:
Share

Daisypath Happy Birthday tickers