شب چهارم شام ایرانی رو دیدین خونه‌ی مهدی پاکدل؟

بی‌تعارف بگم خیلی فخرفروشانه بود و حال‌م رو به هم زد. قرار بود شام ایرانی، یه جور مهمونی و مسابقه‌ی آشپزی باشه.

در این قسمت دیدیم که مهدی پاکدل مثلاْ بی‌خبر از همه‌ جا - بازیگری‌ش هم خوب نیست آخه! - نشسته توی اتاق مطالعه‌ش که با دوربین میرن سراغ‌ش. به طرز غیر قابل باوری میگه چطوری اومدین تو؟ در باز بود؟

بعد می‌پرسه همه جا رو دیدین؟

بله. به لطف چرخش دوربین، همه همه‌جای خونه رو دیدن. آشپزخونه و نشیمن و تی‌وی روم، اتاق مطالعه و حتی تخت دو نفره‌ی داخل اتاق خواب!

همه هم می‌گفتن چه سلیقه‌ای! آفرین به سلیقه‌ی خانوم طباطبایی منتظر

مامان‌م همیشه میگه پول که باشه، سلیقه دنبال‌ش میاد!

راست هم میگه. تو بدون محدودیت مالی برو بگو خونه میخوام. مبلمان میخوام. دکور آشپزخونه میخوام. خودشون بهترین و جدیدترین مدل رو دودستی تقدیم‌ت می‌کنن.

بعد همون آقای پاکدل که ریلکس نشسته بود توی اتاق مطالعه، یهو گفت پخش زنده دارم و باید برم! بعد با عجله رفت. البته اون برنامه‌ی زنده رو من از تی‌وی دیده بودم. تعجب هم کرده بودم که مهدی پاکدل چه ربطی به بیژن بیرنگ داره که هی میگه باید برم آقای بیرنگ منتظر ن؟!

بعد نشون داد دکور آشپزخونه تکمیل شد. پیانو آوردن گذاشتن توی سالن! پرده‌های جدید رسید. ظرف نقره کشف شد از توی جهیزیه. فقط پز بود همه‌ش.

تعارف که نداریم. خیلی از مردم، نه خونه‌ی شیک و بزرگ و سرتاسر سفید دارن، نه انقد اتاق دارن که بخوان اتاق مطالعه‌شون رو جدا کنن، نه وقت و پول دارن گل بچینن توی خونه و سر میز، شمع روشن کنن. نه اصلاْ به ذهن‌شون می‌رسه ظرف نقره داشته باشن توی آشپزخونه‌شون!

حالا پرده و گل و شمع جای اغماض داره اما پیانو و چرخش دوربین نه. همونطور که ما از تمام خونه‌ی رامبد جوان و سروش صحت فقط آشپزخونه و میز غذاخوری‌شون رو دیدیم، که نرمال‌ش هم همین‌ه به نظر م.

هیچی دیگه. ناامیدکننده بود که آدم چنین حرکتی از آقای بیرنگ ببینه. همین.

جمعه ٢٦ اسفند ۱۳٩٠
نظرات ()
موضوع: تی‌وی
Share

Daisypath Happy Birthday tickers