*دل‌م یه خانواده‌ی بزرگ و شلوغ و صمیمی میخواد. مخصوصا دختر دایی، دختر عمو، دختر عمه... البته دختردایی دارم اسما اما رسما دایی هم ندارم چه برسه به دختردایی. اون که هیچی. دخترعمو هم دارم اما به دلیل خوش‌برخوردی زن‌عموی مربوطه و اینکه کلا از اول دنبال سوژه بود برای رفت‌وآمد نکردن با قوم شوهر، این شد که رسما دخترعمو هم ندارم. 1 بار دیدم‌ش اون هم توی بیمارستان بستری بود چند سال پیش. اونجا برای اولین بار دیدم‌ش. خیلی شبیه عمو م بود و من عمیقا حس می‌کردم دوست دارم‌ش طوری که تا مدت‌ها دل‌م براش تنگ می‌شد. دخترعمه هم دارم اما شوهرعمه‌ی مربوطه خیلی خوشرو و خندان تشریف دارن و من تحمل ندارم ببینم رفتارهاش رو ببینم. این‌ه که رسما دخترعمه ندارم. فقط دخترخاله دارم که باز جای شکر ش باقی‌ه.

کلا خاندان ما در انتخاب عروس و داماد هیچ دقت نکردن. هر کی ازدواج کرد، از فامیل حذف شد یه جورایی.

یه دختر ی هست. توی باشگاه دیدم‌ش. فکر کنم وقتی دختردایی‌م بزرگ شه خیلی شبیه این دختر شه. با موهای فر و چشمای گرد شاد لبخند

پنجشنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩۱
سخن شما
موضوع: امیدوارم
Share

Daisypath Happy Birthday tickers