*یکی میشه پروفسور حسابی، از هر دقیقه‌ی زندگی‌ش درست استفاده می‌کنه، تا آخرین لحظه هم با امید و اشتیاق مشغول یاد گرفتن‌ه؛ یکی هم میشه من! صبح که بیدار میشه میشینه به اس‌ام‌اس زدن، انقدر با گوشی‌ش میشنه وبگردی می‌کنه که یه روزه یه کارت شارژ ۵ تومنی رو به درک واصل می‌کنه، کامپیوترش انقدر پررو شده که با اجازه‌ی خودش همه‌ی فولدرها رو پاک می‌کنه و من از ترس سردرد گرفتن می‌زنه به بی‌خیالی و میگه فدای سر م! مهم‌ترین معضل این روزهاش همانا جلوگیری از سردرد ه و آخر سر انقدر میخواد بهش فکر نکنه که به خودش میاد می‌بینه یه بــــــــــــند داره بهش فکر می‌کنه :دی

*ناشکری: خدا به من همه چیز داد اما یادش رفت حال و حوصله هم بده. این ۲ تا رو هم می‌داد دیگه مشکلی نداشتم.

پ.ن: قسمت تلاش و کوشش ماجرا هم مال من می‌شد دیگه! یه کاری هم خودم باید انجام می‌دادم بالاخره!

پ.پ.ن: چرا امروز گیر دادم به پروفسور حسابی حالا؟ روح‌ش شاد. این آدم‌ها باعث افتخار ن واقعاً. دوست‌ش دارم خیلی.

دوشنبه ۱ مهر ۱۳۸٧
سخن شما
موضوع: امروز من
Share

Daisypath Happy Birthday tickers