*اولین بار بود کلاس متون تشکیل می‌شد. چشم‌های استاد، تقریباً بسته بود! ولی من می‌دونستم که نابینا نیست استاد! به هیچ‌کس هم نگاه نمی‌کرد. ظاهراً گفته خواهرها موهاشون بیرون‌ه و آرایش دارن. من نگاه نمی‌کنم که دچار انحراف نشم! بابا بی‌خیال. انگار ۲۰ سال‌ش‌ه که این اداها رو درمیاره. هرچند، لابد یه چیزی می‌دونه دیگه. این شده مایه‌ی خنده و البته اینکه همه جای هم، حاضری می‌زنن چون استاد اصولا کسی رو نمی‌بینه.

سه‌شنبه ٢۱ مهر ۱۳۸۳
نظرات ()
Share

Daisypath Happy Birthday tickers