*امروز شدیداً تابلو شدیم بس که وسط باغچه‌ها، دنبال بذر گشتیم. خودمون مرده بودیم از خنده. وقتی رفتیم وسط میدان دانشکده، همه‌ش می‌ترسیدیم آقا باغبون‌ه بیاد دعوا مون کنه. از روزی که پا مون رو گذاشتیم توی دانشکده، شبا خواب باغبون‌ها رو می‌بینیم که دنبال‌مون کردن! سال اول که می‌رفتیم نمونه‌ی گیاهی جمع می‌کردیم، همه‌ش بیلچه دست‌مون بود.

یادم‌ه یه بار با بیلچه و کلی گل، رفتم سر کلاس اکو. همه تابلو نگاه‌م می‌کردن. خودم هم :دی بودم طبق معمول. پارسال همه‌ش خواب علف و چمن می‌دیدیم یا در حال طرح زدن و اینا. امسال هم اینطوری. خدا عاقبت ما رو به خیر کنه با این لیسانس گرفتن‌مون.

Share

Daisypath Happy Birthday tickers