*2 تا مغازه‌ن نزدیک هم. صاحب یکی‌شون یه زن میانسال اخمو ئه که همیشه عصبی‌ه و حتی وقتی جواب سلام‌ت رو میده، لبخند عصبی‌ش تشویق‌ت می‌کنه سر ت رو بکوبی به دیوار. با قیافه‌ی جدی، انتخاب‌هات رو محدود می‌کنه. اگه بگی جین میخوام، 3 تا برات میاره می‌چینه جلو ت. اگه نپسندی با بداخلاقی میگه چیز دیگه ندارم. داره‌ها. ولی ذوق‌ش رو نداره.

من زیاد دیده‌م. مثلا رفته‌م داخل یه مغازه‌ای تماشا کنم لباس‌هاش رو. بعد سوال کردم مثلا فلان چیز رو دارین؟ طرف گفته نه اما بیا اینا رو ببین. تازه آوردیم. بعد چند تا چیز جدید نشون‌م داده. در اغلب موارد، یه چیزی خریده‌م اون زمان. حتی اگه خیلی عالی هم نبوده‌ن. و هر دو مون خوشحال و خندون از هم خداحافظی کردیم اما این همیشه اخم داره و خیلی راحت میگه عزیزم چاق‌ه پاهات. دیگه از این بزرگتر نیست شلوار که. یعنی الان هم که لاغر م وقتی رفتم شلوار بخرم، جواب سلام که نداد هیچ، انقد عصبی بود که گفتم ببخشید. توی مود خرید نیستم امشب. خدافظ. اومدم بیرون.

چند تا مغازه اون طرف‌تر یه خانوم میانسال دیگه هست. جوون‌تر از سن‌ش به نظر میاد. همیشه‌ی خدا می‌خنده. با انرژی حرف می‌زنه. خیلی گرم سلام احوالپرسی می‌کنه و بر حسب سلیقه‌ت پیشنهاد میده کدوم لباسا رو دقیق‌تر ببینی.

من و دوست‌م بودیم. من کتون سفید می‌خواستم اما با یه جین کاربونی اومدم خونه. فقط چون خوش‌اخلاق بود و فکر کردم لباس‌ه برای یه خاطره‌ی خوب میشه. قید شلوار سفید رو زدم و ازش آبی خریدم. و اونجا دیگه انتخاب او‌ل‌م خواهد بود. چونه هم نزدم. نوش جون‌ش. ایشالا همیشه دل‌ش خوش باشه و بخنده.خودش تخفیف هم داد بهم.

دوشنبه ۳ مهر ۱۳٩۱
سخن شما
موضوع: (-:
Share

Daisypath Happy Birthday tickers