*یکی از بلاگرای معروف رو توی گودر، Follow کرده بودم نمی‌دونم چرا! که به شکل اعصاب‌داغون‌کنی همه‌ش اخبار روز رو Share می‌کرد. امروز از شر ش راحت شدم. کی گفته وقتی یه کاری رو شروع کنی، باید حتماً ادامه‌ش هم بدی؟ (-:

*یه مدت خیلی خوردن برام شده بود لذت. زمستون پارسال بود فکر کنم. هر مدل شکلات، پاستیل، شیرینی و باسلوق رو بگی من می‌خریدم هر روز. حجم‌ش زیاد نبود اما با لذت می‌خوردم. وزن م هم زیاد شد. دروغ چرا؟ اما نه اونقدر که حق‌م بود :دی الان چند روز ه اصلاً اشتها ندارم. صبح و شب یه لیوان چایی می‌خورم با ۴-۳ تا نون تُست خالی. عین بچه‌ها نون رو می‌زنم توی لیوان چایی. این رو راحت می‌خورم. ظهرها فقط درست غذا می‌خورم. بر خلاف قبل اصلاً تمایلی به غذاهای برنجی ندارم. گوشت که اصلاً نمی‌خورم. نون هم انگار نمی‌خورم. کلاً الان با باد هوا زنده‌م! همه تابستون اشتهاشون کم میشه و با خنک شدن هوا، میرن سراغ غذاهای گرم و سنگین و چیزای چرب و شیرین. برعکس‌ همه‌م همیشه!

امروز ولی با دیدن تن ماهی یه کم اشتها م تحریک شد در حد چند تا قاشق.
من کلاً ادویه خیلی دوست دارم. به طرز کاملاً اغراق‌آمیزی همیشه روی غذا م یه لایه پودر فلفل و نمک و سس و آب‌لیموی تازه‌س - بسته به اینکه غذاهه چی باشه - دل‌م میخواد ادویه‌های دیگه رو هم بشناسم.

دیدین توی این بازار قدیمیا یه تپه پودرای رنگی رو لایه لایه ریخته‌ن روی هم و یه برش! از همه‌شون رو می‌فروشن؟ من خیلی دل‌م میخواد اونا چی‌ن؟ هر کدوم رو توی چه غذاهایی می‌ریزن و طعم‌شون چطوری‌ه؟

خلاصه من همیشه خودم رو با برنج و تن ماهی و ادویه خفه می‌کردم تا اینکه تن ماهی دودی رو کشف کردم. تن ماهی فلفلی هم فقط یه بار خوردم که واقعاً خوشمزه بود.

دیگه جایی پیدا نکردم بخرم. اون آدمی هم که تعارف‌م کرد، مارک‌ش رو نمی‌دونست یعنی دقت نکرده بود.

دیدین بعضی مغازه‌های پرت یا توی جاده‌ها مارک‌های متفرقه می‌فروشن که به عمر ت اسم‌شون رو هم نشنیدی؟ بعضی از اون خوراکیا واقعاً خوشمزه‌ن اما توی مغازه‌های عادی مثلاً تهران نمیشه پیداشون کرد. اسم مارک‌‌شون هم عملاً ناآشناست! دیگه معروف‌ترین مارک متفرقه‌ای که من بلدم، دیش‌دیش و خوشاب‌ه!!!

حالا تن ماهی فلفلی رو میشه یه طورایی شبیه‌سازی کرد اما ادویه رو یکی به من یاد بده! دعاتون می‌کنم :دی

موضوع: امروز من
Share

Daisypath Happy Birthday tickers