*رفته بودم جهت تعویض کتاب!
از همونجا برای خان‌داداش، مقادیری خودکار رنگی و چند تا دفتر سیمی گرفتم.
اصلاً هم هوا پاییزی نیست. از برگ‌های رنگ‌وارنگ و خش‌خش و بارون، خبری نیست. عمراً هم حس نوستالژیک ندارم. هر روز هم خدا رو شکر می‌کنم که دیگه مجبور نیستم برم مدرسه. از مدرسه‌ی موش‌ها و شهرک الفبا هم متنفرم. نارنگی‌های ریز سبز رو هم اگه می‌خورم به خاطر ویتامین‌ش‌ه نه زنده کردن خاطرات مهر. ادا اطوار چقدر؟ یعنی همه‌ی ایران جز من دوست داشتن مدرسه رو؟ تجدیدی‌ها و نمره‌های افتضاح هم مال من و عمه‌جان‌م بوده لابد دیگه :دی

شنبه ۳ مهر ۱۳۸٩
سخن شما
موضوع: ?-:
Share

Daisypath Happy Birthday tickers