*صبح رفته بودم بیرون. کفش راحت پوشیدم و تمام مسیرها رو پیاده رفتم. آفتاب بود اما گرم نبود. هوا روشن و پر نور بود. فقط یه نسیم خنک کم داشت که سر ظهر توقع زیادی‌ه واقعا.

همونطور که داشتم میومدم فکر کردم گاهی چقدر تنها م. خیلی وقت‌ه تنها م. آدم یه روزایی رو با هم‌مدرسه‌ای‌هاش پر می‌کنه. یه روزایی رو با هم‌دانشگاهی‌هاش. یه روزایی رو با خانواده‌ش و یه روزایی، مث امروز هم دل‌ش میخواد تنها باشه، هم این تنهایی رو دوست نداره...

 

چهارشنبه ٥ مهر ۱۳٩۱
سخن شما
موضوع: امروز من
Share

Daisypath Happy Birthday tickers