*فکر می‌کنید خیلی قشنگ‌ه که توی کوچه و خیابون با کسی دوست شید، اون هم بگه دیگه خواستگاری رفتن قدیمی شده، خودت برو خانواده‌ت رو راضی کن؟

نخیییییییییییر! مرد باید بره خواستگاری. شده 100 بار بره تا رضایت خانواده‌ی دختر رو بگیره. مردی که خواستگاری نره و همه چیز براش راحت جور شه مطمئن باشید قدر تون رو نمی‌دونه. باید مرد برای به دست آوردن‌تون زمان بذاره، چند بار بره و بیاد، مجبور شه التماس کنه! چی فکر می‌کنید که توی کوچه‌ی پشت مدرسه با پسر فلان همسایه‌ی مدرسه دوست میشید؟ من خودم در جریان‌م.

بدیهی‌ست کل سخنرانی و معطل کردن اون همه آدم به جهت تنبه دخترک بازیگوشی بود که یه خبطی کرده بود عاشق پسر همسایه‌ی پشتی مدرسه شده بود. انقدر هم ساده و راحت بود که برای خیلیا تعریف کرده بود. اون خیلیا هم به همدیگه گفته بودن و یه جورایی انگار همه می‌دونستن.

بماند که همون خیلیا خودشون بعدها چند تا دوست‌پسر عوض کردن و چندتاشون با بعضی از دوست‌پسرهاشون هم بله. ولی آخر سر همه شدن قدیس و همون یک نفر اسم‌ش بد در رفته بود وسط. کلا آدمی که شانس نداره، نداره. چه توی تابلو شدن، چه توی عاشق شدن حتی.

چهارشنبه ۱٢ مهر ۱۳٩۱
نظرات ()
Share

Daisypath Happy Birthday tickers