*والا ما توقع نداریم مهمون دقیقا خر ما بشه ولی دیگه قرار هم نیست ما خم شیم سوار مون شن. یه فامیلی داریم ما. این خانواده اصرار دارن با ما رفت‌وآمد کنن. مدام میگن چرا اینجا نمیایین؟ چرا شام و ناهار نمیان؟ چرا به ما سرنمی‌زنید؟ کلی تعارف می‌کنن. بعد تمام تعطیلی‌ها و آخر هفته‌ها تلفن خونه‌شون رو جواب نمیدن، موبایل‌هاشون هم قطع‌ه. جمعه 8 شب همه رو وصل می‌کنن چون خیال‌شون راحت‌ه دیگه مهمون نمیره براشون و بعد هم با قیافه‌های حق‌به‌جانب، منکر کل قضیه میشن و میگن نه اینطوری نکردیم ما. شما اصلا بدبین هستید!

یعنی انقدر  راحت دروغ میگن که واقعا وقتی راست هم میگن، دیگه نمی‌تونی باور کنی. چند روز پیش یکی‌شون تلفن زد که ما میخوایم بیاییم اونجا. مامان گفت فلان روز تشریف بیارید. خانوم‌ه گفت حالا ببینم چی میشه!

مامان گفت "حالا ببینم چی میشه" نه. خواستید تشریف بیارید به من خبر بدین. خانوم‌ه گفت من هروقت حوصله کردم میام یه روزی. مامان گفت "یه روزی" نه. ممکن‌ه ما خونه نباشیم یا برنامه‌ی دیگه‌ای داشته باشیم.

خانوم‌ه گفت خب میرم خونه‌ی همسایه‌تون!!! مامان گفت یعنی چی که "میرم خونه‌ی همسایه‌تون"؟ مگه قرار نیست دیدن ما بیای؟ خانوم‌ه گفت برای این میخوام بیام که حوصله‌م سر نره.

البته مامان بنده مسلما آدمی نبود که جواب بده به کسی و این نتیجه‌ی سال‌ها تعالیم بنده‌ست! خلاصه مامان تلفن رو قطع کرد و روز موعود هم گذشت و اینها نیومدن و مامان هم گفت مهم نیست و من تلفن نمی‌زنم ببینم چرا نیومدن.

بعد چند روز متاسفانه مامان باهاشون کاری داشت و مجبور بود تلفن بزنه. خانوم‌ه هم کلی قیافه گرفته بود و مامان هم زود قطع کرد. حالا اونا لابد نشسته‌ن منتظر عذرخواهی!!! یعنی اینچنین فامیل پررویی داریم ما. قابل توجه اونایی که براشون سوال‌ه چرا من با این فامیل، رفت‌وآمد نمی‌کنم.

موضوع: فامیل
Share

Daisypath Happy Birthday tickers