*اون ماجرای کارت عروسی رو یادتون‌ میاد؟ فامیل مذکور فردا شب‌ش تلفن زد به مامان گفت ببخشید که من داخل نیومدم. خیلی کار سر م ریخته و فلان. راستی کروک باغ رو بهتون دادم دیگه؟

صد البته اینها مقدمه‌ای بیش نبود و اصلا ایشون اومده بود که کروکی رو بیاره چون خودش گفت آدرس‌ش خیلی پیچیده و بدفرم‌ه و بدون کروکی امکان نداره کسی بتونه راه رو پیدا کنه.

بعد از این مقدمه‌ی تمیز ایشون فرمودن راستی میاین دیگه؟ یعنی منظورم‌ این‌ه که دوست دارم بیایین. ولی اگه نمیاین بگین که من 4 نفر دیگه رو جاتون دعوت کنم. البته دوست دارم بیاین‌ها ولی اگه نمیان بگین!

ما هم که منتظر فرصتی برای نرفتن! گفتیم وقتی دل‌ش رو نداره، مهمون دعوت نکنه. هم بلند میشه کارت میاره که بگه من دعوت کردم، هم بعد ش میگه میاین یا نه که جامون کس دیگه رو دعوت کنه؟ خب از اول همونا رو دعوت کنه. یه منت سر ما لازم‌ه انگار فقط این وسط.

موضوع: فامیل
Share

Daisypath Happy Birthday tickers