*امنیت یعنی در حد وسواس، خودت رو ملزم بدونی قبل از بیرون رفتن از خونه برای خودت دعا بخونی!

امنیت یعنی اگه بخوای بعدازظهر یا دم غروب بری جایی، تمام مسیرهای ممکن رو توی ذهن‌ت مرور کنی ببینی کدوم شلوغ‌تر ن.

امنیت یعنی حتی توی تاکسی و مترو و اتوبوس هم از مزاحمت در امان نباشی.

امنیت یعنی روی پل عابر با بیشترین سرعت ممکن‌ت راه بری و 20 دفعه برگردی پشت سر ت رو نگاه کنی.

امنیت یعنی نتونی بری نیم ساعت توی یه پارک قدم بزنی چون نمیخوای 20 نفر دنبال‌ت راه بیفتن.

امنیت یعنی تا هوا تاریک میشه، متلک‌ها و بوس‌فرستادن‌ها و تنه‌زدن‌ها شروع میشه.

امنیت یعنی پلیس نمی‌تونه اول و وسط و آخر هر کوچه و خیابون و پلی مامور بذاره. یعنی نمیشه از پلیس توقع داشته باشی رفتار تک‌تک افرادی رو که در حال تردد ن مونیتور کنه.

امنیت یعنی وقتی فروشنده زن نیست، داخل اتاق پرو نری.

امنیت یعنی بترسی توی خیابون، گوشی‌ت رو چک کنی. یعنی وقتی داری در رو بازمی‌کنی بترسی یکی از راه برسه و هل‌ت بده داخل.

امنیت یعنی یهو ببینی لای در خونه باز ه و آقای روضه‌خونی که داره طبقه‌ی بالا برای مردم سینه‌زنی راه بندازه و ثواب جمع کنه، وایساده لای در داره تماشا ت می‌کنه.

امنیت یعنی وقتی یه مرد همراه‌ت نیست، خیلی جاهای معمولی رو هم نمی‌تونی بری.

امنیت یعنی وقتی برمی‌گردی خونه، در رو پشت سر ت قفل کنی و یه نفس راحت بکشی انگار که از میدون جنگ برگشتی.

سه‌شنبه ۱۸ مهر ۱۳٩۱
سخن شما
موضوع: ))=
Share

Daisypath Happy Birthday tickers