*رفتم کنار خط‌کشی که از عرض خیابون رد شم. یه اتوبوس درب‌وداغون صااااف اومد کاملا روی خط‌کشی مذکور پارک کرد. ماشین‌ها نرسیده به خط‌کشی و سرعت‌گیر ش یه ترمز می‌زدن، بعد گاز می‌دادن دوباره.

به خیال خودم هوار زدم آقا! روی خط‌کشی چرا پارک کردی؟

طرف کلا نشنید. تصمیم گرفتم برم کلاس آواز، باشد که صدا م باز بشه حداقل فریاد می‌زنم مردم بشنون نیشخند پیرمردها و پیرزن‌ها سلانه‌سلانه از اتوبوس میومدن پایین. یکی گفت ماشین حجاج‌ه. گفتم مال هر کی میخواد باشه. روی خط‌کشی عابر باید نگه‌داره؟

حالا فکر کن از جلوی یه اتوبوس بخوای یهو بپری وسط خیابون. مردم هم دارن بعد از سرعت‌گیر تازه گاز میدن! حوصله هم نداشتم از پشت‌ش برن. گفتم یارو کلا تعطیل‌ه. یهو دنده عقب می‌گیره. من هم که گیج. با آسفالت یکی میشم.

پدربزرگ من 2 بار بدجور تصادف کرد طوری که کلا داغون شد در حد شکستن هر دو پا و بینی و زخم‌های دیگه. من واقعا از تصادف می‌ترسم و موقع رد شدن از خیابون، خیلی خیلی احتیاط می‌کنم. بعضیا میگن تو بیا رد شو. وظیفه‌ی راننده‌ست سرعت‌ش رو کم کنه.

خب من واقعا این کار رو نمی‌کنم. اومدیم و ترمز طرف نگرفت. یا مرض داشت و عمدا سرعت‌ش رو بیشتر کرد که مثلا من بترسم و اون هم هروکر بهم بخنده. این وسط اتفاقی بیفته من باید 6 ماه افقی بیفتم. اون یا فرار می‌کنه یا اصلا تا قرون آخر هزینه‌ها رو می‌پردازه.

سیستر همیشه سر رد شدن از خیابون با من بحث‌ش میشه. میگه اینا عمدا اینطوری می‌کنن که یکی بترسه و بخندن. تو هم که حسابی خوراکی و سوژه‌ی خنده. بیا بریم بابا.

البته بگم. همه هم بد نیستنا. خیلی‌ها می‌ایستن تعارف می‌کنن تو رد شی. فقط نمی‌دونم چرا هیچ‌کدو‌م‌شون زن نیستن. بعد همین زن‌ها وقتی پیاده دارن رد میشن، توقع دارن دیگران براشون ترمز کنن.

کلا تابلوئه از زن‌ها خوش‌م نمیاد؟ نیشخند

چهارشنبه ۱٩ مهر ۱۳٩۱
نظرات ()
موضوع: در خیابان
Share

Daisypath Happy Birthday tickers