*در بعضی از شهرها و از جمله در شهر یزد به آن"صِداق" گویند و این کلمه انتخابی قرآن است که در آیه‌ی "وءاتُو النِّساءَ صَدُقاتِهِنّ نِحلَه" (سوره‌ی نساء آیه‌ی 4) آورده است. صَدُقَه (به ضم دال) از صدق و علامت راستین بودن مرد است در اقدامی که در صدد انجام آن می‌باشد...

صِداق که به دستور قرآن، باید از طرف داماد به خود عروس پرداخت شود، نشانی از صدق اقدام و صدق خواستگاری و صدق در خواست تشکیل خانواده از طرف مرد است و پیشنهاددهنده را دلیل بر صدق عشقی، صداق نشانی است و اضافه شدن نحله به دنبال آن آیه که کاری همانند زنبور عسل (نحل) را می‌رساند...

زنبور عسل به طور متوسط روزانه 250 پرواز دارد که عسل تهیه می‌کند و اگر برای رفع نیازمندی‌های خودش بایست پرواز کند، روزانه ده مرتبه پرواز کافی بود و این معجزه‌ی قرآن است که می‌فرماید "وحی بر او شد" از جمله عسل برای مردم تهیه نماید. و 240 مرتبه زیادی‌ش، اطاعت از وحی برای خدمت به مردم است به طریق تهیه عسل.

این صداق پرداختی از طرف داماد نیز وجهی است که صادقانه و صداقانه پرداخت می‌گردد و داماد چون زنبور عسل، جز شیرین‌کامی از این پرداخت، توقعی دیگر ندارد و زنبور عسل تنها حیوانی است که از طرف خودش استبراء می‌شود و مأمورانی در کنار سوراخ کندو  آماده‌اند که اگر بر پلیدی نشست، کمر ش را دو نیم کنند و نحله‌ی داماد نیز به وسیله‌ی خودش تهیه شده و از وجهی و تمکّنی است که هیچ خیال بر پلیدی نشستن و آلوده ساختن و دامنی را لکه‌دارنمودن در آن راه ندارد. و بر فامیل است که همانند مأموران کندو از صداق مراقبت نمایند که صادقانه عمل شود و نحله باشد.

نحله، کلمه‌ی بسیار شیرینی است و شیرین‌تر از آن اینکه نشان می‌دهد نحل با عسل دادن‌ش به انسان، وی را تحقیر نمی‌کند و فقر انسان را نمی‌رساند و توهینی به انسان نمی‌نماید و این صداق نیز که نحله است و مرد به زن می‌پردازد، نباید توهین به زن تلقی شود.

زنبور و عسل که بیست و چهار برابر آنچه برای خود پرواز می‌کند، برای آدمی پرواز می‌کند و بر آدمیان منتی نمی‌نهد و عمل‌ش بر فطرت است و صداق داماد نیز نه منتی است و نه جز صداقت و فطرت به کلمه‌ی دیگری مخالف و مغایر آن نزدیک می‌باشد.

چه جالب است که قرآن با یک کلمه‌ی «نحل»، کلمه‌ی "صَدُقاتِهِنّ" را تفسیر می‌کند و نقاب از چهره‌اش برمی‌دارد تا با دلیل و منطق همه بدانند فرق بین یک نفر که سوء نیت و خباثت در عطیه فرستادن‌ش مستتر است، با آنکه صداق می‌فرستد و صداق‌ش، نحله است، چیست؟...

در ضمن توجه فرمائید که پرداخت مهر، مسئله را از سادگی به در خواهد آورد و تشریفات اسلامی، خطبه، عقد و صداق و سفره و حجله و همه و همه برای آن است که کار از سادگی درآید که هر چه به سادگی دست آید، به سادگی از دست می‌رود و این جمله را به خاطر اهمیتی که دارد، بارها تکرار خواهم کرد.

... اگر در ازدواج نامی از مهر نبردند، مهری معادلِ مهرِ زنانی امثال وی برای همیشه به عهده‌ی مرد است و زن می‌تواند از مرد ش بگیرد... به همین قیاس و بخش که از مهریه‌های سنگین بد گفته اند و ابراز انزجار نموده‌اند، از پائین آمدن مهر از حد متعارف و متعادل هم نکوهش گردیده است و معلوم می‌گردد این مهر، یک نوع پشتوانه ای - بلکه بهتر بگویم نوعی بیمه کردنی - برای زن محسوب می‌گردد.

 و دلیل بیمه‌گری آن که دختر اگر خودش بدون دخالت ولی‌اش عاشق شود و در این صورت، مهر را نادیده بگیرد، پس از برداشت‌های تمتعی از همسرش و به خاموشی گرائیدن غرائز جنسی و برگشتن عقل از دستگاه تناسلی و مغزش! می‌فهمد که اشتباه کرده است...

شما خیال می‌کنید دختری که دروغ نگفته و عفت ورزیده و ایمان و عمل صالح داشته کمتر از فلان امام زاده است. به خدا قسم همین الان در میان شیعه، افرادی هستند که از بسیاری امام‌زاده‌ها که مرقد و ضریح دارند، نزد خدا گرامی‌ترند. و مگر چنین دختری که گفته شد و بدون شک به علت مخالفت اسلام با پرداخت مهر سنگین ،به او مهریه‌ای متعادل برای ازدواج با او منظور می‌شود، این وجه ناقابل، خرید این دختر است؟...

حضرت علی علیه السلام فرموده است: لاتَغالوُا بِمُهُورِ النّساءِ فَتَکونَ عَداوَة

در مهرهای زنان غلو نکنید و برای زنان، مهرهای سنگین قرار ندهید که این ایجاد عداوت می‌کند.

چه بسا بعدها پسر بیدار شود که این چه کار بود کردم؟ آری پسرها حتی در روزهای اول ازدواج هر چه را عروس بخواهد ولو باید قرض بگیرند، گرفته و انجام می‌دهند و از گرمی بازار ازدواج، نه مقدار مهر را متوجه‌اند، نه اندازه‌ی خرید را و از حضرت باقر(ع) است:

 زنان بابرکت، زنانی هستند که مهر آنان کم باشد و زنان شوم، آن‌ها که از حد متعارف مهری بیش داشته باشند.

در قرآن است که حضرت موسی چون از ترس فرعون گریخت تا مبادا وی را برابر کشتن یک قبطی که پیرمردی از بنی‌اسرائیل را به ناحق کشته بود و به دست حضرت‌ش به قتل رسید، گرفتار شود، روی به بیابان نهاد تا به مدینه رسید. خارج از شهر، چوپانان را دید که گوسفندان خود آب می‌دهند و دخترانی معصوم نیز برای همین کار آمدند. موسی با کمک به دختران به خانه‌ی پدرشان، حضرت شعیب وارد شد و چند سال در قبال خواستگاری از دختر شعیب، تعهّد خدمت کرد یعنی قرآن زمانی را اشاره می‌فرماید که برای خواستگاری پدر دختر را خدمت می‌کردند...

کم‌کم مسئله‌ی خرید و فروش و طرح اقتصاد و ثروت را بشر یاد گرفت و به عوض آن که پدر زن را خدمت کند و عمر تقدیم کند، تقدیم کالا یا وجه کالا پیشنهاد گردید و مهر بدین وسیله پیدا شد.

در اسلام مهر به خود زن که عنوان عروس را دارد، داده می‌شود و زن، صاحب و مالک تمام آنچه دارد می‌باشد و بدون اجازه‌اش نمی‌توان اموال وی را مورد دخل و تصرف و خرید و فروش قرار داد. به علاوه زن را نمی‌توان به خانه آورد و به کار کردن گماشت و حتی نمی‌توان به شیردادن کودک‌ش که نصف نوزاد از آن پدر است، مجبور ساخت. و باید پدر این قسمت خود را پایاپای یا با خرید جبران نماید به علاوه که زن در اسلام حق اجتماع خود را نیز مالک است و نمی توان وی را مجبور به انتخاب فلان شوهری کرد و این از جمله شاهکارهای اسلام است که اگر قبلا وجهی به پدر عروس می‌دادند و او را می‌گرفتند، دیگر اسلام دستور می دهد این مهر به خود دختر داده شود و در حالی که مالک حقوق اقتصادی و اجتماعی خود است، به خانه‌ی شوهر وارد شود. و بر شوهر است خانه‌ی تازه وارد، غذای تازه‌وارد، لباس تازه‌وارد حتی اگر اندکی هم هست، از خانه پدری عروس بهتر باشد تا تصور نکند بر افراد زندگی سخت‌تر و بدتری پیش آمده است و اینجاست که ما به جبران آنچه گفتیم که زن نصف ارث می‌برد و نصف شهادت می‌دهد، اما در اینجا با آنکه مهر می‌گیرد و حق کار کردن و حقوق شیر دادن می‌گیرد و صاحب همه چیز خودش است، باز هم می بینیم اسلام وی را واجب‌النفقه‌ی مرد نموده است و لذا باید در قبال وضع اقتصادی مرد در اینجا گفت که به زن ستم نشده، بلکه به مرد ستم و توهین شده است!

آری به مرد ستم شده است که زن در برابر آن همه قدرت‌های تغییر دهنده طبیعت، جنس لطیف مانده است و به مرد ستم شده است که در طول تاریخ آن قدر مردها به خاطر زن ها تغییرات داده‌اند که زن ها به خاطر مردها حتی یک ذره نداده‌اند. به حدی که همه می‌نویسند اگر کلئوپاترا بینی‌اش شکل دیگری داشت، نقشه‌ی جغرافیای فعلی هم شکل دیگری داشت، یعنی در طول تاریخ بشر از آن روز که حکومت مادر شاهی برقرار بود، تا به امروز که نام آن عوض شده است اما قدرت‌ش هنوز عوض نشده است و نشانی از آن، مسئله‌ی خواستگاری است که مرد باید بدود و تابع باشد و زن بنشیند و متبوع.

پنجشنبه ٢٧ مهر ۱۳٩۱
سخن شما
Share

Daisypath Happy Birthday tickers