*گفت عروس، دوست‌م‌ه. یک هفته رفته بودن ترکیه. عکاس‌شون رو هم برده بودن ازشون عکس بگیره. این باغ رو هم عکاس می‌شناخت و پیشنهاد کرد بیان اینجا برای عکس و فیلم عروسی. گفت عکس‌های امشب میشه 8 میلیون. و خب چون یک هفته هم باهاشون ترکیه بوده، حتما بیشتر از 8 تومن می‌گیره اما دیگه نمی‌دونم چقدر...

- مریمی؟ مردم این پول‌ها رو از کجا میارن؟ 8 تومن برای عکسای باغ داده فقط. بقیه‌ش بماند.

گفتم خب ایشون احتمالا از صبح زود کار می‌کنه تا عصر. از عصر تا شب هم اضافه‌کاری. پول خودش‌ه. براش زحمت کشیده. به ما چه؟

چشماش قرمز شده بود. شاید داشت فکر می‌کرد چرا فلانی و فلانی که واقعا هر روز از صبح تا شب کار می‌کنن، تحصیل‌کرده و باهوش هم هستن، از این پول‌ها ندارن؟ چرا بعضیا مجبور میشن چون پول ندارن، از خیر ازدواج بگذرن؟ یا اینا چه کار می‌کنن که می‌تونن برن ترکیه بگردن، عکاس‌شون رو هم ببرن؟ چه کار می‌کنن که می‌تونن 8 میلیون بدن برای 4 تا عکس توی یه باغ؟

دارم فکر می‌کنم چرا بعضیا توی مخارج خیلی ضروری‌تر از عکس عروسی هم می‌مونن؟ همه تنبل نیستن، مریض نیستن، خنگ نیستن، بی‌سواد هم نیستن، بیکار هم نیستن...

دختره رو نگاه کردم - عروس رو - لاغر و سیه‌چرده بود با موهای کم‌پشت. دست‌ش رو زده بود زیر چونه‌ش و بیرون رو تماشا می‌کرد با بی‌تفاوتی. داماد کت‌ش رو پرت کرده بود کنار. بیسکویت می‌خورد و خورده‌هاش می‌ریخت روی پیرهن‌ش.

واقعا هیچی‌شون خاص‌تر از بقیه‌ی آدما نبود به ظاهر. بقیه‌ی آدمایی که مجبور میشن رویاهای آینده‌شون، کسی رو که دوست دارن، فراموش کنن چون حتی برای اجاره‌ی یه خونه هم پول ندارن، عکس و باغ پیشکش.

نگید آدم اگه واقعا کسی رو دوست داشته باشه، هر جور شده یه فکری می‌کنه. آدم وقتی پول نداره، دقیقا هیچ غلطی نمی‌تونه بکنه.

موضوع: ))=
Share

Daisypath Happy Birthday tickers