*یه‌جوری‌م. ساعت 10 بیدار شدم دیروز. کلاس ورزش رو پیچوندم طبیعتا. حال نداشتم از تخت پایین بیام. چه برسه به ورزش! کنج 2 تا مبل یه جای خوب پیدا کردم. میشینم اونجا. با کتاب و لیوان چای. هرازگاهی آخ و اوخ کنان بلند میشم برای خودم چای می‌ریزم. دوباره میشینم همونجا. تا عصر کار م همین بود.

بعد بلند شدم رفتم تا داروخانه. چند تا جوراب هم خریدم و برگشتم. جوراب نو داشتن، حس خوبی بهم میده!

صورت‌م خیلی ناجور شده. در تمام عمر م پوست‌م جوش نمی‌زد. الان افتضاح شده. هی قرص می‌خورم و محلول می‌زنم. کرم می‌زنم و جلوی آینه نچ‌نچ میگم!

امروز هم وضع، بهتر از دیروز نبود. حتی تا داروخانه هم نرفتم دیگه. هی نشستم همون کنج و با چای و موبایل و کتاب، خودم رو سرگرم کردم. ذهن‌م همه جا می‌چرخه برای خودش.

فردا صبح، عقد دوست‌م‌ه. دل‌م براش یه‌جوری‌ه...

جمعه ۱٢ آبان ۱۳٩۱
نظرات ()
موضوع: امشب من
Share

Daisypath Happy Birthday tickers