*اول یه چیزی بگم: ما ایرانی‌ها یه اخلاق خیلی بد داریم متاسفانه. هر چیزی رو ندیده و ندونسته و امتحان نکرده، رد می‌کنیم! حالا نه همه، نه همیشه اما خیلی وقتا اینطوری‌ه. شاید علت‌ش این باشه که ته دل خیلیامون، یه ناامید نشسته که هی میگه "نمیشه. بیخود دل‌ت رو خوش نکن".

اینی رو که میخوام بهتون بگم، دقیق گوش کنید. هیچ اظهار نظری نکنید لطفا و فقط برید امتحان‌ش کنید و نتیجه‌ش رو ببینید. توضیح اینکه من این دستور رو خیلی خونده بودم توی منابع مختلف اما اصل جریان رو نمی‌دونستم تا اینکه حاج آقا حیدری کاشانی امروز، توی برنامه‌ی سمت خدا کل داستان رو گفتن.

توضیح دیگه اینکه مابقی ماجرا و سایر توصیه‌ها رو چهارشنبه‌ی هفته دیگه قراره بگن که سعی می‌کنم اونا رو هم اینجا بنویسم.

با این مقدمه، بریم سر اصل مطلب. خوب خوب گوش کنید!

شرح ماجرا به نقل از فرزند آیت‌الله شبیری زنجانی از زبان پدر بزرگوارشان:

در سفری که امام خمینی (ره) و پدرم برای زیارت به مشهد مقدس رفته بودند، امام در صحن حرم امام رضا (ع) با سالک الی الله حاج حسنعلی نخودکی مواجه می‌شوند. امام (ره) که در آن زمان شاید در حدود سی الی چهل سال بیشتر نداشت، وقت را غنیمت می‌شمارد و به ایشان می‌گوید با شما سخنی دارم. حاج حسنعلی نخودکی می‌گوید: من در حال انجام اعمال هستم، شما در بقعه حر عاملی (ره) بمانید. من خودم پیش شما می‌آیم. بعد از مدتی حاج حسنعلی می‌آید و می‌گوید چه کار دارید؟

امام (ره) خطاب به ایشان رو به گنبد و بارگاه امام رضا (علیه‌السلام) کرد و گفت: تو را به این امام رضا، اگر (علم) کیمیا داری به ما هم بده؟

حاج حسنعلی نخودکی انکار به داشتن علم (کیمیا) نکرد بلکه به امام (ره) فرمودند: اگر ما «کیمیا» به شما بدهیم و شما تمام کوه و در و دشت را طلا کردید، آیا قول می‌دهید که به جا استفاده کنید و آن را حفظ کنید و در هر جایی به کار نبرید؟

امام خمینی (ره) که از همان ایام جوانی، صداقت از وجودشان می‌بارید، سر به زیر انداختند و با تفکری به ایشان گفتند: نه نمی‌توانم چنین قولی به شما بدهم.

حاج حسنعلی نخودکی که این را از امام (ره) شنید، رو به ایشان کرد و فرمود: حالا که نمی‌توانید «کیمیا» را حفظ کنید، من بهتر از کیمیا را به شما یاد می‌دهم و آن این که:

بعد از نمازهای واجب، یک بار آیه الکرسی را تا «هو العلی العظیم» می‌خوانی.

بعد تسبیحات فاطمه زهرا سلام الله علیها را می‌گویی.

و بعد سه بار سوره توحید «قل هو الله احد» را می‌خوانی.

و بعد سه بار صلوات می‌گویی: اللهم صل علی محمد و آل محمد

و بعد سه بار آیات 2 و 3 سوره‌ی طلاق را می‌خوانی: وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا ؛

(هرکس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‌کند و او را از جایی که گمان ندارد، روزی می‌دهد و هرکس بر خداوند توکل کند کفایت امر ش را می‌کند. خداوند فرمان خود را به انجام می‌رساند و خدا برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است.)

که این از کیمیا برایت بهتر است.

تبیان .. یه نگاهی هم به کامنت‌های پایگاه صالحات بندازید. این مطلب رو به دوستان‌تون بدید بخونن حتما.

چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳٩۱
نظرات ()
موضوع: ماوراء
Share

Daisypath Happy Birthday tickers