دوشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٤
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٤
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*از مزایای رنگ موی فانتزی این‌ه که باعث میشه همچون منی که همیشه موهاش توی صورت‌ش ولوئه، حسابی باحجاب بشه. خب این موی آبی رنگ رو کجای دل‌م بذارم؟

سه‌شنبه ٢۸ بهمن ۱۳٩۳
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*توی این دفترها چی می‌نویسن به نظرتون؟

 

 

 

 

 

 

 

یکشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩۳
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

موضوع: دخترونه
Share

تصویر فوق، یادگاری یک روز دل‌انگیز پاییزی‌ست که با یکی از دوستان انقد خندیدیم دیگه نزدیک بود جان به جان‌آفرین تسلیم کنیمنیشخند قسمت‌های مربوط به خودم رو حذف کردم به دلایلی. خدایا بر این شوخی‌ها در تمام جهان بیفزا.

پنجشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩۳
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*اینجانب به کشف مهمی درباره‌ی خودم نائل شدم: اینکه قبلا به خرید جینگیلجات، معتاد بودم. الان به ساخت‌ش معتاد می‌باشم شدیـــــــد. مدیونید فکر کنید از راه نرسیده، از هر رنگ برای خودم یک جفت ساختم تا خیال‌م راحت شه و شب، خواب‌م ببره آخنیشخند

چهارشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩٢
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*یه بار دوست‌م برام تعریف کرد که سر یه جریانی مجبور بود دروغ بگه. دروغ مذکور رو چنان واقعی تعریف کرده بود که خودش هم متاثر شده بود و حسابی گریه کرده بود.

حالا شده حکایت من. داشتم به دوست‌م می‌گفتم می‌دونی دل‌م چی میخواد؟

اینکه آدم عاشق بشه. اصلا بدجور. یه حال فجیعی.

بعد طرف مقابل‌ت یه مدتی هم مجبور شه بره یه جای دور. رسما دیگه دق بیاری اصلا.

بعد فکر کن امروز قرار ه برگرده. ترجیحا با قطار. تازه تاخیر هم داشته باشه چند دقیقه.

اون حس عمیق غمگین بودن، انتظار، شوق... اون حال عجیب رو میخوام.

بعد هم نشستم یه دل سیر براش گریه کردم. دیوونه هم خودتی...

پنجشنبه ۱٩ دی ۱۳٩٢
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*مغازه‌های صنایع دستی، سرمه‌دان می‌فروشن. نه؟

بعد خود سرمه رو از کجا بخرم؟ می‌خواستم درست کنم ولی دستورالعمل‌های تهیه‌ی سرمه از بادام و فندق و غیره گیج‌م کرد. فکر کنم یه لمی داره که آدم باید حتما بدونه. هنرمندان گرامی، کمک لطفا!

 

سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳٩٢
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*این پروانه قرمز ه رو می‌بینی؟ خیلی دوست دارم‌ش. اول وصل‌ش کردم به دست‌بند م. دیدم وسط اون همه سکه و برگ و جینگیل‌جینگیلی دیده نمیشه.

بعد فکر کردم در ش بیارم باهاش گوشواره درست کنم. دیدم گوشواره رو که خودم نمی‌بینم. بقیه می‌بینن فقط.

بعد فکر کردم گردنبند ش کنم که خب خیلی ریز ه. البته بانمک میشه اما باز هم زیاد نمی‌بینم. فکر کنم روی انگشتر باشه، از همه جا بیشتر می‌بینم‌ش. فعلا هنوز با هم درگیریم نیشخند

موجودی که یه روز مانتو ش خیلی کوتاهه، یه روز خیلی بلند، یه روز دنبال انگشتر اینقدری‌ه: یک. دو. یه روز هم اون رینگ لاجورد، بزرگ‌ترین انگشتری‌ه که حاضر ه دست‌ش کنه. الان سایز بچه‌غول رو بی‌خیال شده‌م، دنبال چیزای ریز م خیال باطل یکی بیاد مشکلات من و پروانه قرمز ه رو حل‌وفصل کنه.

دوشنبه ۱٥ مهر ۱۳٩٢
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*هنوز هم به نظر م جداکردن روز زن و روز دختر، کار قشنگی نیست. خانواده و دوستان قدیمی‌تر، همه این رو می‌دونن و کسی تبریک برام نمی‌فرسته. به هر حال، هدف، خوشحال کردن طرف مقابل‌ه و همه می‌دونن من در این مورد، چه نظری دارم. خودم هم برای کسی تبریک نفرستاده و نخواهم فرستاد! عینک

ضمن تشکر از دوستانی که لطف کردن تبریک فرستادن، باید بگم من اگر بخوام بهتون تبریک بگم، همون روز زن رو تبریک میگم و چون واقعا حوصله ندارم یه عده ازم شاکی بشن احتمالا بدین مضمون که "من زن نیستم! دختر م!" کلا در برخی موارد ترجیح میدم هیچی نگم و از خیر ش می‌گذرم تا توضیحات! بیشتری در این باره لازم نباشه خنثیچه کاری‌ه حالا؟

شنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٢
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*یادم نیست اولین بار کی اسم مهره‌ی مار رو شنیدم. فکر کنم بحث سنگ‌ها نبود. حرف درباره‌ی این بود که بعضیا خیلی شانس دارن. اصطلاحا می‌گفتن فلانی مهره‌ی مار داره. به مهره‌ی مار که نه اما به شانس یه جورایی اعتقاد دارم. حالا یکی میگه شانس، یکی میگه سرنوشت، تقدیر، هرچی که اسم‌ش هست به نظر من وجود داره واقعا.

بعضی جاها سنگ‌های ریز رو خیلی با عزت و احترام، با فریم طلا یا نقره به قیمت‌های بالا می‌فروشن. بعضی جاها شبیه همون سنگ‌ها رو با فریم‌های بدل یا نهایتا برنج، به قیمت خیلی معمولی می‌فروشن. بعضی جاها هم کلا ریسه‌ای می‌فروشن یا دونه‌ای و فله‌ای! اگه اون سنگ‌ها مشابه باشن، همین تفاوت در طرز نگهداری‌شون هم شانسی بوده شاید!

یه بار از یکی از فروشنده‌های همین سنگ‌ها پرسیدم چرا انقد ارزون می‌فروشین اینا رو؟ اصل که نیستن. نه؟ گفت ببین ما 2 جور کار داریم اینجا. یه سری‌ها واقعا سنگ‌ن، یه سری هم شیشه‌ن. هر کدوم رو بخوای، بهت میگم سنگ‌ه یا شیشه. اما واقعا اصل‌ن. اینا مال نیشابور ن، اینا مال معدن فلان جا ن. اونا خارجی‌ن. دونه‌دونه اسم برد چی مال کجا بود. گفت سنگ‌ها ریز ن. تراش‌نخورده‌ش هم موجود ه. یه سنگ خیلی ریز واقعا اونقدری که میگن و عادت کردی، قیمتی نیست. البته معنی‌ش بی‌خاصیت بودن‌ش هم نیست.

بعد ماه تولد م رو پرسید. از روی یه لیست شبیه این، بهم گفت سنگ ماه تولد م رو. بهش گفته بودم قصد خرید ندارم اما گفت اشکالی نداره. برات توضیح میدم. برو از نت مطالعه کن درباره‌ی سنگ‌ها. هر وقت خواستی بیا بخر.

واقعیت این‌ه که به شفابخش‌بودن سنگ‌ها اعتقاد ندارم! یادم‌ه توی نمایشگاه عید یه آقایی بود سنگ‌ها رو دونه‌ای می‌فروخت یا به شکل گوشواره و گردنبند و ... اون هم می‌گفت کدوم واقعا سنگ‌ه، کدوم پلاستیک یا شیشه. اسم سنگ‌ها رو نمی‌دونست اما از روی رنگ‌هاشون یه چیزایی می‌گفت. مثلا یه گردنبند با سنگ سیاه داشت. می‌گفت این، ترس رو دور می‌کنه. قوت قلب میده به آدم. یا می‌گفت سبز، آرامش میاره. آبی فلان خاصیت رو داره.

یا چند سال پیش که رفته بودم اصفهان، آقای فروشنده می‌گفت فیروزه، انرژی منفی رو از آدم می‌گیره و در خودش نگه‌میداره. برای همین، بعد از مدتی تغییر رنگ میده باید شارژ ش کنی! یادم نیست گفت شارژ کردن سنگ زینتی چطوری‌ه. انگار باید از خودش دور ش می‌کردی میذاشتی‌ش توی آفتاب یا همچین چیزی. فیروزه خوشگل‌ه خب اما به جذب و دفع انرژی‌ش اعتقادی نداشتم. هنوز هم ندارم. البته دوست دارم باور کنم اما تا حالا توضیح منطقی‌ای دربار‌ه‌ش نشنیدم. تو چیزی نمی‌دونی؟

پ.ن: سودوکو آنلاین!

خانه‌ی پادکست

دوشنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩٢
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*داشتم گوشواره‌هام رو درمی‌آوردم. با تعجب گفت مریمی تو چند تا گوش داری؟

سه‌شنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩٢
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*خب دخترا! اگه امروز اعصاب‌تون زیادی اومده، با من همراه باشید یه چیزایی نشون‌تون بدم. بعد همگی با هم با سرعت می‌دویم سرمون رو بکوبیم به دیوار! گریه الان خودتون متوجه میشید چرا. خب من همه‌ی اینا رو میخوام. ایده‌ی استند و جای جواهرات مختلف مث گوشواره، النگو و دستبند، گردنبند و انگشتر رو توی عکسا ببینید. کافی‌ه توی گوگل ایمیج بزنید jewelry holder تا حسابی ضعف اعصاب بگیرید.

استند گوشواره: یک. دو.

 

استند گردنبند: یک. دو. سه. چهار.

 

استند دستبند و النگو: یک.

 

استند انگشتر: یک. دو. استند تمام انگشترها همین مدل‌ه. فقط رنگاش متنوع می‌تونه باشه.

 

ترکیبی‌ها: یک. دو. سه. چهار. پنج. شش. هفت. هشت. نه. ده. مدل‌های درختی.

 

خب اگه هنوز چیزی از اعصاب‌تون مونده این ایده‌ها رو هم ببینید: اینجا. اینجا. اگه لینک‌ها باز نمیشن، آدرس‌ها رو کپی کنید:

http://www.topdreamer.com/34-ideas-how-to-storage-your-jewelry/

http://www.topdreamer.com/14-useful-diy-ideas-for-jewelry-stand/

با تشکر از نارنجی که امسال نیت کرده من رو دق بده کلا. چند تا عکس برام فرستاد. من هم کنجکاو شدم نشستم به گوگل کردن.

سه‌شنبه ۱٥ امرداد ۱۳٩٢
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*کلی برای این گوشواره‌ی بته‌جقه‌ای ذوق کردم. بعد دیدم سوزنی‌ه. گوشواره‌ی سوزنی سنگین هم خیلی کفر آدم رو درمیاره! گفتم چون سوزنی‌ه نمیخوام‌ش. فروشنده گفت اگر میخوای‌ش، برات عصایی‌ درست‌ش کنم. گفتم باشه. درست‌ش کرد. نکته‌ی اخلاقی!: اگر چیزی اونجوری که میخواین نیست، زود ناامید نشید. یه چونه‌ای بزنید. شاید بشه کاری کرد.

بعد که اومدم خونه و گوش‌م کردم، دیدم کلا می‌چرخه به همه طرف. نکته‌ی اخلاقی!: یه احتمالی هم بدید شاید کسی که چیزی رو درست کرده، بهتر از شما ازش سردرمیاره.

بعدتر فکر کردم میشه قلاب گوشواره رو درآورد و به عنوان 2 تا گردنبند ازشون استفاده کرد. نکته‌ی اخلاقی!: همیشه راهی هست.

البته راه دیگه‌ای هم وجود داره: برم همون مغازه‌هه بگم دوباره سوزنی‌ش کنن ولی احتمالا گیر می‌کنه به شال، نخ‌کش‌ش می‌کنه. پس بی‌خیال‌ش میشم. این عکس‌ها رو هم ببینید جهت تنوع. البته یادم‌ه اون پست، رمزدار بود. علت‌ش هم روشن شدن برخی خوانندگان عزیز خاموش بود وگرنه جینگیلی‌جات برای دیدن و لذت بردن‌ه. نامرئی نیستن که نیشخند

گوشواره و گردبند بنفش. گوشواره و گردبند قرمز. گوشواره‌ی بته‌جقه و گردنبند قهوه‌ای. گوشواره‌ی سنجاقک و دستبند مهره‌ای چوبی. گوشواره و گردبند سبز. دستبند و گردنبند سورمه‌ای. کدوم بهتر ه؟

 

شنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٢
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*چند سال پیش دوست دخترخاله‌ی گرامی رفته بود دندون‌پزشکی. مستقر که شده بود، آقای دکتر اومده بود بالا سر ش. یه کم با تعجب به مدل قرار گرفتن سر ش نگاه کرده بود، بعد گفته بود اون توده‌ی حجیم رو از پشت سر ت بردار ببینم چی کار دارم می‌کنم!

اینجا رو که دیدم، باز دارم با خودم فکر می‌کنم این توده‌ی حجیم، چی‌ش قشنگ‌ه واقعا؟ حتی نرمال هم نیست ظاهرش.

پ.ن: بعضا مشاهده شده دوستان لطف می‌کنن شال‌شون رو گیر میدن به عقب‌ترین بخش توده‌ی مذکور. باشد که شال مورد نظر، روی سر شون نصب بشه به نوعی. از این بدتر، ساپورت پوشیدن‌ه که بین پیر و جوون، لاغر و چاق چنان همه‌گیر شده که پسرا توی قیس‌بوک می‌نویسن خواهشا با وزن کمتر از 40 و بیشتر از 70 کیلو ساپورت نپوشید. همین رو میخوان واقعا؟ خنثی

پنجشنبه ۳ امرداد ۱۳٩٢
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*یه همکلاسی داشتم هر وقت می‌خواست با کسی دعوا کنه، وسط بحث، برای اثبات حسن نیت نداشته‌ش، مخاطب رو "عزیز" خطاب می‌کرد. انقدر بدمدل می‌گفت که هنوز وقتی کسی میگه "عزیز"، فکر می‌کنم داره بهم توهین می‌کنه حتی اگه طفلی قصدش فقط و فقط، محبت باشه.

یه زمانی مد شد همه همدیگه رو "عزیزم" صدا می‌کردن. کم‌کم در راستای اینکه اصولا همه چیز رو به گند می‌کشیم، به جای صدا زدن اسم همدیگه، ملت همدیگه رو اینطوری صدا می‌کردن و از اون بدتر، وقتی عصبانی بودن، به نشانه‌ی ادب!!! مخاطب رو با لحنی بسیار بد، "عزیزم" مورد خطاب قرار می‌دادن. برای همین از "عزیزم" هم زیاد دل خوشی ندارم.

خوشبختانه هنوز کسی "عزیز دل‌م" رو به گند نکشیده نیشخند ببینم چه می‌کنید!

پنجشنبه ٩ خرداد ۱۳٩٢
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*می‌گفت پول که باشه، سلیقه هم باهاش میاد.

گفتم فکر نکنم اینطور باشه. بعضی چیزا گرون‌ن اما خوشگل نیستن. حتی شیک هم نیستن. گاهی حتی بی‌ریخت هم هستن.

- شاید به نظر تو فلان چیز، خوشگل نباشه اما جنس شیک، همیشه شیک‌ه.

گفتم آخه شیک بودن یه چیز ه، هماهنگ بودن یک چیز دیگه. من اگه کج‌سلیقه باشم، ممکن‌ه برم 4 تا وسیله‌ی خیلی گرون بخرم بیارم اما کنار هم بشن فاجعه، نه شاهکار!

- خب میری یه طراح میاری خونه‌ت رو دیزاین کنه. میری پیش یه خیاط خوب. میری یه فروشنده‌ی باسلیقه برات لباس‌هات رو ست کنه.

گفتم خب اینجوری که دیگه سلیقه‌ی من نیست!

- گفتم پول، سلیقه میاره! نگفتم سلیقه‌ی کی نیشخند

شنبه ٤ خرداد ۱۳٩٢
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*کفش‌های زنونه فاجعه‌ن مگه اینکه خلاف‌ش ثابت شه. دقیقا به همین دلیل، از تمام کفش‌های چند سال اخیر م الان فقط بادی سورمه‌ای‌ه قابل استفاده‌ست عملا. چه کنم من حالا؟ آخ

جمعه ۳ خرداد ۱۳٩٢
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*بچه‌هه میگه شلام!

مامان‌ش با خنده میگه شلام چی‌ه دخترم؟ باید بگی سلام.

بچه‌هه فکر کنم 5-4 سال‌ش‌ه. صدا شون از توی راهرو میاد. میرن بالا. کلا با بچه‌شون خیلی منطقی صحبت می‌کنن، توام با آرامش و مهربونی. برخورد شون رو دوست دارم.

بعد حرف زدن بعضی دخترای بالای 20 سال رو باید ببینی منتظر

چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳٩٢
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*می‌گفت مریمی با کسی ازدواج کن که رضایت تو براش مهم باشه. نه اینکه ازش چیزهای غیر ممکن بخوای. منظورم این‌ه که رضایت "تو" براش اهمیت داشته باشه. بیشتر از پول‌ش. بیشتر از وقت‌ش. بیشتر از خیلی چیزا.

یعنی رضایت‌ و خوشحالی‌ت رو بتونه با کارای کوچیک به دست بیاره. با آوردن‌ت به همین پارکی که دوست‌ش داری. با یه موزه رفتن. یه نمایشگاه. با یه کاسه آش محلی حتی. متوجه منظورم میشی؟

گفتم آره. کاملا متوجه میشم.

دوشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٢
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*با عرض سلام خدمت کودک درون و خر درون و کلیه‌ی ساکنین محترم اندرونی، کدوم‌ش خوشرنگ‌تر ه؟ راست. چپ.

چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٢
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*در مورد کراتینه کردن مو کلا رای‌م رو زدین. تجربه‌ی استفاده از شامپورنگ رو دارین؟ مارک‌ش، قیمت‌ش، نحوه‌ی استفاده‌ش، نتیجه‌ش، موندگاری‌ش... آرایشگرها خیلی ازش بد میگن. که نمیشه و خوب درنمیاد و دیگه موهات رنگ نمی‌گیره و غیره. اما مثلا خودم یه دختری رو دیدم که موهاش قهوه‌ای فوق‌العاده خوشرنگ بود. طوری که می‌گفتی کی انقدر این رنگ رو قشنگ درآورده. توی مترو دیدم‌ش. یکی ازش پرسید. گفت شامپو رنگ‌ه. مارک‌ش رو هم گفت اما متاسفانه یادم نمونده.

پ.ن: اگه کامنت‌دونی مشکل داشت، پرشین گند زده. من رو فحش ندین احیانا نیشخند

سه‌شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩٢
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*امروز رفته بودم دنبال تاب‌بازی. این هم نتیجه‌ش. کلی به خوش‌ذوقی کسی که یه صفر گذاشته بود جلوی 12 خندیدم.

خیلی از تاب‌ها این شکلی بودن. جلوی تاب‌های سالم هم کلی صف کشیده بودن بچه‌ها.

مناظر رویت‌شده توسط مریمی سر به هوا. یک. دو. سه.

این هم پدیده‌ی جدیدی که امروز باهاش مواجه شدم: کتاب درخت. روی تنه‌ی درخت، این بود. زوم کنید بخونید. و من کماکان چشم‌م دنبال تاب‌ه...

جمعه ۳٠ فروردین ۱۳٩٢
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*آیا از حضار محترم، تابه‌حال کسی موهایش رو کراتینه کرده است؟

تجربه‌تون رو بگید لطفا. راضی بودین؟ چقدر موند اثرش؟ موهاتون نسوخت؟ خوب شد؟ بد شد؟ صاف شد؟ هیچی نشد؟

سه‌شنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩٢
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*یادم‌ه سالی که مهدی پاکدل و بهنوش طباطبایی ازدواج کردن - فکر کنم اسفند ماه 2 سال پیش بود - از تی‌وی رسما اعلام کردن و بهنوش طباطبایی با ذوق و هیجان گفت مردم برای ما دعا کنید خوشبخت شیم.

شاید الان خیلیا پروانه‌ای باشن بگن "آخی! چه ناز!" ولی من گفتم "اه! چه لوس!" انگار مردم بیکار ن بشینن برای خوشبختی فلانی دعا کنن. چه حرفی بود زد؟

بعد الان دارم خورش قیمه درست می‌کنم. فکر کردم بیام بگم دعا کنید خورشت‌م خوب دربیاد! نیشخند

پ.ن: سال مار بر شما چگونه خواهد گذشت.

پنجشنبه ۸ فروردین ۱۳٩٢
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*صبح پنجره‌ها رو باز کردم. هدفن توی گوش‌م. شروع کردم به نرمش کردن. به دوچرخه‌زدن که رسیدم، دل‌م هوای نارنجی رو کرد. گفتم کاش توی تهران، دریا تاسیس شه. حداقل برم کنار دریا دوچرخه‌سواری!

*یه انگشتر گرفته‌م از این نگین‌دار درشت‌ها که رو ش یه سنجاقک طلایی نشسته! انگار دوست‌ش ندارم. به خاطر استیلای پیری‌ه یعنی؟ ( 1 و 2)
مامان میگه خب برو عوض‌ش کن.
بدم میاد از آدمایی که هی هرچی می‌خرن، پشیمون‌ن! نمیخوام عادت شه /-: امیدوارم یکی ازش خوش‌ش بیاد، تقدیم‌ش کنم دودستی.

چهارشنبه ٤ اسفند ۱۳۸٩
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*خب به میمنت و مبارکی، مشکل، حل شد نیشخند وقتی مردم با اعتمادبه‌نفس کامل، چنین عکسی رو از خودشون منتشر می‌کنن، من چرا باید بشینم خط چشم تمرین کنم؟ همون اول، اینطوری کشیدن رو بلد بودم که.

جدا این عکس خیلی آموزنده‌ست! راهنمایی: آموزش فرم دادن ابروئه. مشخص‌ه. توضیح نمیخواد.

 

 

 

 

سه‌شنبه ۱ اسفند ۱۳٩۱
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*کلافه‌م. دل‌م یه چیز جدید میخواد. یه تغییر.. هر چی فکر کردم، هیچی به ذهن‌م نرسید. قبلنا با یه کتاب جدید راضی می‌شدم.. با یه طعم جدید آیس‌پک.. یه آهنگ تازه..
الان نه. تجربه ثابت کرده در اینگونه موارد هرگز نباید آدم مدل موهاش رو عوض کنه یا موهای بلند رو کوتاه بزنه چون بعد ش همانا پشیمانی‌ست که آن هم سودی ندارد..

دل‌م میخواد یه جایی برم که راه‌ش دور باشه.. که یکی اونجا منتظرم باشه.. حوصله ندارم لباس بپوشم برم الکی یه چرخی بزنم و برگردم خونه. دل‌م میخواد یه جای جدید برم..

دوشنبه ٢٤ آبان ۱۳۸٩
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*خیلی وقت بود من و مامان، دوتایی نرفته بودیم با هم قدم بزنیم. وقتی راه میریم، خیلی بیشتر با هم تفاهم داریم. یادم باشه برای صحبت کردن درباره‌ی مسائل مهم، به چند کیلومتر پیاده‌روی جانانه دعوت‌ش کنم.

*از هر چیزی آبی‌ش خوب‌ه. حالا می‌تونه یه کم سفید یا سورمه‌ای هم قاطی‌ش باشه.. در کمد رو باز کن.۸۰٪ لباس‌هام توی همین مایه‌هاست.

تشخیص وسایل من کلاً آسون‌ه :دی خرید کردن هم برام راحت‌ه. هر چی آبی / سورمه‌ای باشه من دوست‌ش دارم حتی اگه جلد کتاب باشه. متاسفم که کم پیش میاد رنگ خوراکی ها آبی باشه - مگه اسمارتیز و خامه‌ی کیک و اینا - در کل، از همه چیز، آبی‌ش خوب‌ه. اصلاً بی‌اختیار میرم طرف لباسای آبی، کیف‌های سورمه‌ای، کفش‌های سفید.. از هر چیزی، آبی ش خوشگل‌ترین‌ه!

چهارشنبه ٢ فروردین ۱۳۸٥
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*دل‌م تنوع میخواد ولی کلا روی ظاهر، علی‌الخصوص رنگ و مدل مو مانور ندین چون به هیچ وجه، حاضر نیستم موهام رو با رنگ، خراب کنم. به مدل‌ش هم دست نمی‌زنم. حیف‌ه نیشخند از باقی پیشنهادات، استقبال می‌شود. پیشاپیش متشکرم.

پنجشنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩۱
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*از مراسم پارسال خونه‌ی دوست‌م گفتم و حاشیه‌های مراسم امسال، اصل جریان رو یادم رفت بگم یه کم حرص بخورید نیشخند


ادامه‌ش
پنجشنبه ٢۸ دی ۱۳٩۱
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*من همچنان دل‌م شکلات تخته‌ای میخواد ناراحت همه‌ی اینا رو میخوام

اصلا شکلات انقدی میخوام

اگه میخوای ضعف اعصاب بگیری، اینا هم هست. به خدا الان میرم می‌خرم. دیگه هر چی صبر کردم، بس‌ه. گور پدر خوش‌تیپی.

سه‌شنبه ۱٩ دی ۱۳٩۱
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*فکر نکنم 12 کیلو کاهش وزن انقدر هنر باشه که مقاله نوشتن بخواد نیشخند ولی خب ترجیح میدم به جای اینکه هر دفعه برای دوستان، کامنت بنویسم، تجربه‌ی خودم رو یک جا بگم همه بخونن.

اول از همه اینکه شما یک‌شبه چاق نشدید. پس یک‌شبه هم قرار نیست لاغر شید.

دوم اینکه هر آدمی، استایل خاص خودش رو داره. اینکه فلان عکس فلان مدل معروف رو بذارید جلو تون و بخواهید شبیه اون بشید، جز ضعف اعصاب، نتیجه‌ای نداره. اون آدم، استایل‌ش با شما فرق داره و هزار تا جراحی زیبایی هم انجام داده که شما ازش بی‌خبرید.

سوم اینکه درست‌ه که وزن، بستگی داره به کالری ورودی بدن - غذا - و کالری خروجی - سوخت‌وساز بر اثر فعالیت - و تفاوت این 2 تا ولی این، همه‌ی ماجرا نیست. بعضی آدما به صورت وراثتی، تپل‌تر از بقیه‌ن. تعداد سلول‌های چربی این آدما گاهی 3-2 برابر بقیه‌ست. این یه حقیقت‌ه. باید باهاش کنار اومد. یه آدمی که مدل‌ش تپل‌ه، صرفا با نخوردن! نمی‌تونه بار.بی بشه.

چهارم اینکه مغز هر آدمی، یه نقطه‌ی تنظیم یا نقطه‌ی هدف داره برای وزن. مثلا مغز من روی 60 کیلو تنظیم‌ه از ابتدای خلقت! خب؟ من هر قدر پرخوری کنم، شاید بشم 70 کیلو یا 80 یا حتی مثلا 120. ولی اینجوری نیست که اگه غذا م رو 2 برابر کنم، بشم 240 کیلو و باز اگه 2 برابر ش کنم، بشم 480 کیلو. افزایش وزن، یه حد و اندازه‌ای داره. از اون طرف، شاید با نخوردن، بتونم بشم مثلا 50 کیلو یا 40 کیلو. اما به محض اینکه غذا خوردن‌م نرمال شه، اگه چاق باشم، یا اگه لاغر باشم، باز میام می‌رسم به 60 کیلو.

داروی لاغری و قرص کاهش اشتها هم اثری اگه داشته باشن، موقت‌ه. عوارض‌ش بماند. خیلی از این داروها هم عملا مسهل‌ن و فقط باعث میشن آب بدن دفع شه و وزن کم شه و فکر کنی لاغر شدی.

توصیه‌ی من روزی 40-30 دقیقه پیاده‌روی‌ه. هر روز. نه اینکه یه روز 3 ساعت راه بری، بعد 3 روز کلا راه نری. راه رفتن جزو ثابت زندگی‌تون باشه.

دکتر به من ۳ وعده غذا و ۲ تا میان‌وعده رو اکیدا توصیه کرد. گفت حتما با ناهار م سالاد بخورم ۲۰۰ گرم. و میان‌وعده هم روزی ۵۰۰ گرم میوه و ۲ لیوان شیر/ماست کم‌چرب. شاید به چشم نیاد اما ۲ لیوان شیر و ۵۰۰ گرم میوه انقد آدم رو سیر می‌کنه که عملا چیز بیخودی نمی‌خورید. به نظرم قدم اول رژیم کاهش وزن، حذف هله‌هوله‌های پرانرژی و بی‌خاصیت‌ه.

دیگه اینکه - حوصله ندارم بشمارم - سیرشدن، تحت تاثیر یادگیری‌ه. من یه زمانی با ۳ بشقاب غذا هم سیر نمی‌شدم! الان با ۱۰-۸ قاشق برنج کاملا سیر میشم.

دکتر بهم گفت مقدار خورشت‌م زیادتر از برنج باشه. مثلا 1 لیوان خورشت با 10 قاشق برنج. نه اینکه یه تپه برنج با 2 قاشق خورشت! درباره‌ی غذاهای نونی هم گفت مقدار نون کم باشه. مقدار غذا - مثلا کتلت - و سالاد زیاد باشه.

همه چیز هم می‌خوردم - مثلا عسل و کره و مربا و غیره - اما کم. مثلا عسل و مربا 1 قاشق برای صبحانه، نه یه کاسه.

در کل رژیم، آهسته و پیوسته‌ش خوب‌ه، نه ضربتی و با زجر و عذاب. دکتر خیلی بهم توصیه کرد حتما پیاده‌روی رو انجام بدم در کنار ورزش. قرص ویتامین و آهن بخورم. چای دارچین برای نفخ و غیره...

دیگه اینکه لطف کنید اگر بیماری خاصی دارید، اگر دارو مصرف می‌کنید، اگر باردار هستید، اگه ناراحتی معده دارید، اگر هر مساله‌ای دارید، سرخود رژیم نگیرید. من رژیم خودم رو از دکتر گرفتم و اینجا گفتم چون هر چند روز، یکی از دوستان ازم سوال می‌کنه. این رو نوشتم که ناچار نشم برای هر کس جداگانه بنویسم. فرمول لاغری برای من، "کم بخور، همیشه بخور" بود. همین الان هم به دلیل سردی هوا جرات ندارم بیرون برم، وزن‌م داره میره بالا نیشخند حالا اینکه دل‌م لک زده برای شکلات تحته‌ای، بماند افسوس

یکشنبه ٢٦ آذر ۱۳٩۱
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*وقتایی که با آرامش، کارای مورد علاقه‌م رو انجام میدم یا میرم قدم می‌زنم یا بدوبدو می‌پرم توی بی‌آرتی و کتابفروشی‌های انقلاب رو بالا پایین میرم.. وقتایی که هر موقع دل‌م بخواد میرم بیرون و هر وقت خسته باشم می‌خوابم، خیلی ذوق می‌کنم که جای دوست‌م نیستم که مجبور ه صبح تا شب حرص بخوره از دست بچه‌هاش.

البته وقتی دوست‌م میگه دل‌ش میخواد جای من مجرد راحت خلاص از هفت دولت باشه، میگم نه. ناشکری نکن.. اما خودمونیم. دوست ندارم حداقل، ۲۰ تا ۳۰ سالگی‌م صرف بچه‌داری و خانه‌داری شه. آدم دیگه جوون نمیشه. این یه حقیقت‌ه.
یکشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩٠
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*اتفاقی از اینجا سردرمیارم. عکس اون گوشه رو می‌بینم. فکر می‌کنم لباساش به تن‌ش قشنگ‌ه. بعد یاد خودم می‌افتم که یه زمانی چقد چاق شده بودم. کاملا ناامید بودم از اینکه روزی دوباره بتونم مث قبل بشم. الان ولی کلی ذوق می‌کنم که بالاخره به وزن ایده‌آل‌م برگشتم. دوباره هر لباسی بپوشم به تن‌م قشنگ‌ه.

پ.ن: والا من اصلا و ابدا خودشیفته نیستم. ولی شما هم 12 کیلو کم کنی، اعتمادبه‌نفس کاذب دست میده بهت به حضرت عباس! مژه

سه‌شنبه ۳٠ آبان ۱۳٩۱
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*گاهی پیش میاد که میشینم با یکی هم‌سن‌وسال مامان‌م کلی گپ می‌زنم. نمی‌دونم چرا ولی ارتباط برقرارکردن با بزرگتر از خودم برام خیلی آسون‌تره تا گرم گرفتن با هم‌سن‌وسال‌هام.

بعد همیشه مامانای مذکور میگن که یه دختری تقریبا همسن من دارن و همیشه سن من رو 5-4 سال کمتر از چیزی که واقعا هست، تخمین می‌زنن نیشخند بعد با یه آه و حسرتی میگن کاش دختر م مث تو بود. می‌نشست با من حرف می‌زد. نمی‌دونم چرا اینطوری نیست.

بعد من میگم راستش من هم با مامان‌م زیاد حرف نمی‌زنم اینطوری یعنی اصلا کلا توی خونه زیاد حرف نمی‌زنم. بیرون یه جورایی راحت‌ترم.

بعد اونا میگن واقعا؟ و کلی تعجب می‌کنن. و لابد فکر می‌کنن لابد دختر خودشون هم گاهی میشینه با یکی هم‌سن‌وسال مامان‌ش گپ می‌زنه گاهی...

دوشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩۱
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

...بعضی اسما خیلی تکراری‌ن! بس که هر روز می‌شنویم و به زبون میاریم‌شون ولی بعضیا هم نه. ممکن‌ه بعضی اسما رو هم تا حالا نشنیده باشین مثلاً من اسم هلیا رو تا ۲ سال پیش نشنیده بودم! و مسلماً نمی‌دونستم معنی‌ش میشه شکوفه‌‌ی هلو!!! یا وقتی شنیدم الهام، دوست‌ش رو «دریانه» صدا زد، تعجب کردم.

بیاین یه کاری کنیم. اینجا که اومدین، بنویسین اسم‌تون چی‌ه - بعضیا به جای اسم خودشون، اسم وبلاگ‌شون رو می‌نویسن - معنی‌ش رو هم بگین. حتی اگه اسمی‌ه که شاید خیلیا معنی‌ش رو بدونن یا حتی اگه قبل از شما کسی با همین اسم، کامنت گذاشته و معنی‌ش رو گفته ،بازم اشکال نداره. شما هم بنویسین.

از خودم شروع می‌کنم. مریم یعنی زنی پارسا که حدیث مردان را دوست دارد. نام دختر عمران، مادر عیسی(ع)... حالا نوبت شماست.

اسم‌ت چی‌ه؟

دوشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸۳
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*یه چیزی بپرسم؟

صادقانه جواب بدین لطفا: واقعا براتون مهم‌ه مردم از قیافه‌تون تعریف کنن و بهتون بگن خوشگلید؟ می‌دونم کسی بد ش نمیاد دیگران ازش تعریف کنن. اما سوال‌م این‌ه که اگه تعریف نکنن، ناراحت میشین؟

یادآوری می‌کنم که زیبایی، نسبی و سلیقه‌ای‌ه و ممکن‌ه کسی که از نظر من خیلی زیباست، از نظر کس دیگه نه تنها زیبا، که خیلی هم زشت باشه. ولی واقعا این مهم‌ه؟

واقعیت این‌ه که برای من مهم نیست. بوده‌ن کسانی که اصلا و ابدا از من خوش‌شون نیومده و کلا تحمل‌م براشون سخت که نه، غیر ممکن بوده! و بعد ش فهمیده‌م علت‌ش در واقع قیافه‌م نبوده، رفتار م بوده. مثلا فرض کن طرف خیلی اهل ژست گرفتن بوده و مغرور. من هم عین خودش بوده‌‌م. در نتیجه از اول، همینطوری بیخود و بی‌جهت، شمشیر رو از رو بستیم برای هم. بعد مثلا یه جای دیگه، یه جور دیگه برخورد کردیم و من این بار توی مود بوده‌م و طور دیگه‌ای برخورد کردم. اون هم کلی تحویل‌م گرفته و تازه از قیافه‌م هم تعریف کرده! در حالی که من همیشه فکر می‌کردم کلا ازم خوش‌ش نمیاد. (هرچند برام اهمیتی نداره واقعا. همه که قرار نیست از هم خوش‌شون بیاد)

چند روز پیش هم ماجرای مشابهی پیش اومد. دوست‌م گفت که خوشگل‌ه! من گفتم از نظر م خوشگل نیستی. معمولی هستی.

خب من آدمی نیستم که دروغ بگم. اون هم سر مسائل پیش پا افتاده‌ای مث این. بعد فکر کنم اون ناراحت شد اما دلیل‌ش رو نمی‌دونم. خب اگه کسی چهره‌ی خودش رو دوست داره، دیگه چه لزومی هست از دیگران تایید بخواد؟ اگه دوست نداره، خب تغییر ش بده. چه می‌دونم. بینی‌ش رو عمل کنه. موها ش رو رنگ کنه. مدل ابروهاش رو تغییر بده. رنگ کرم پودر ش رو عوض کنه. خط چشم بکشه. یه کاری کنه که قیافه‌ش عوض شه یه کم.

من آدمی نیستم که خیره شم به چهره‌ها و تو ش دنبال زشتی یا زیبایی بگردم. اگه کسی رو دوست دارم، با همون قیافه دوست دارم. اگه هم دوست ندارم، الهه‌ی زیبایی هم باشه، باز دوست‌ش ندارم.

چه اهمیتی داره کسی بگه تو خوشگلی یا خوشگل نیستی؟ واقعا نظر مردم مهم نیست. چرا باید مهم باشه؟ متفکر

دوشنبه ۱ آبان ۱۳٩۱
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*آدم کارای دسته‌جمعی نیستم اما رقص گروهی رو خیلی دوست دارم مخصوصاً اگه کار محمد خر.دادیان باشه! البته بی‌نظمی به وضوح در کار شون مشهود ه اما مهم نیست. ۵ دقیقه اونطوری تکون رو پیچ و تاب بدی شعف کاملاً بر ت مستولی خواهد شد. امتحان‌ش هم مجانی‌ه.

دوشنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٠
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*از صبح هی میرم جلوی آینه آه می‌کشم. حس می‌کنم موهام کم شده‌ن. یکی می‌گفت بعضیا موقع تغییر فصل گرم به سرد یا برعکس دچار ریزش موی موقت میشن. یکی دیگه گفت به خاطر رژیم‌ه. یکی گفت قرص آهن و زینک پلاس و ویتامین ب بخور. یکی دیگه گفت انقدر موهات رو سشوار نکش. عصاره‌ی رزماری بزنی دوباره مث روز اول‌ش میشه.

واقعیت این‌ه که من خیلی وقت‌ه این داروهای مذکور رو نخورده‌م. عادت هم دارم همیشه جلوی موهام رو سشوار بکشم. الان هی رد میشم رزماری رو از روی میز برمی‌دارم. میرم جلوی آینه می‌چکونم روی موهام. راست‌ه میگن سیر رنده شده خیلی رشد مو رو تحریک می‌کنه؟ من از مردن نمی‌ترسم، از ریزش مو ولی چرا!

پ.ن: یک روش ساده و کاملا موثر طبیعی خدمت‌تون میگم مطمئن باشید اگر صحیح استفاده کنید، نتیجه می‌گیرید!

مقداری سبوس برنج تهیه کنید. روزانه حدود یک لیوان از دم کرده سبوس میل کنید به خاطر وجود ویتامین‌های گروه B که سبوس برنج سرشار از آن است به شکل قابل توجهی باعث تقویت موی سر و جلوگیری از ریزش مو می‌شود. حتی در صورتی که موهای شما شروع به سفید شدن کرده باشند، از سفید شدن بیشتر موهای شما نیز جلوگیری می‌کند. این دم کرده به شکل واقعا مفیدی موثر است و هیچ‌گونه عوارضی هم ندارد.

یکی از آشنایان ما همیشه سبوس برنج می‌خورد - لازم نیست حتما دم‌کرده باشه. می تونین آسیاب‌ش کنین و روزی 2-1 قاشق با آب بخورید یا با ماست یا بریزید روی غذاتون. هم جلوی پرخوری رو می‌گیره، هم برای مو واقعا عالی‌ه. - الان ایشون با غریب 60 سال سن، انقدر موهاش پرپشت‌ه که آدم تعجب می‌کنه. امتحان کنید.

پ.پ.ن: اینجا رو حتما بخونید+ جلوگیری از سفید شدن مو

پنجشنبه ۱۳ مهر ۱۳٩۱
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*توی اینجا مانتو و کفش و بلیز خریدن یعنی مرگ! دقیقاً مصیبت عظمااااا چون همه‌شون تنگ‌ن از دم. کفشا که ماشالا! یا باید کتونی بپوشی یا کفشای باریک و نوک‌تیز و ناراحت! دقت کردی؟ 90% دخترا پشت پاهاشون رو چسب زدن و جلوی کفش‌شون هم روی پاشون خط انداخته چون قلب دوم‌شون اصلاً توی کفش! راحت نیست. پوست حالا هیچی.. اعصاب آدم هم خراب میشه واقعاً. من نمی‌تونم کتونی بپوشم.. عادت دارم کفشای تخت و خوشگل اما راحت بپوشم. کسی جایی رو سراغ نداره کفشاش آدموار باشه؟ معرفی کنین لطفاً..

مانتو که دیگه هیچی! انقدر مانتوهای عجیب غریب مد شده آدم رو ش نمیشه پرو شون کنه حتی!! یه سری که پایین‌ش بلند و کج و معوج و ریش‌ریش‌ه. یه سری خیلی تنگ‌ه. بعضیا هم گل‌گلی و راه راه و پولک‌دوزی شده‌ن. دقیقاً لباس مجلسی که با افزودن مقادیری یقه و آستین به مانتو تبدیل شده باشه! من مانتوهای رنگ روشن و شاد می‌پوشم اما نمیشه دیگه آدم لباس مجلسی رو با آستینک بپوشه بگه مانتو تن‌م کرده‌م که!

بلیزها هم همه تننننننگ! خب این مدل لباس رو بچه 10 ساله نمی‌پوشه که. زن 30 ساله هم مسلماً سایزش بزرگتر از این حرفاست.  چطوری آخه آدم جا بشه توی این یه وجب لباس؟

پ.ن: یه کیف خیلی خوب گرفتم با 2 تا تاپ سفید. خوشگل‌ن.
من: خواهری! این رومی‌ه برام تنگ‌ه. می‌ترکم تو ش خب.
خواهری: آقاهه گفت اگه مارک‌ش رو نکنی عوض می‌کنه.

من به دستام نگاه می‌کنم. مارک لباس‌ه توی دست‌م‌ه.

نتیجه‌ی اخلاقی ماجرا: یه باید بندازم‌ش دور یا لاغر شم اندازه‌م شه. کدوم؟
گزینه‌ی اول :دی

پنجشنبه ٤ مهر ۱۳۸٧
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*امروز داشتم نوشته های زهرا رو می خوندم. برام کامنت گذاشته بود. آدرس‌ش رو هم اونجا دیدم. درباره‌ی محافظه کاری دخترا راست میگه واقعاً.

فکر نمی‌کردم قضیه انقدر همه‌گیر باشه. زیاد ن پسرایی که با اسم واقعی‌شون چت می‌کنن، وبلاگ می‌نویسن، حتی توی پروفایل و وبلاگ‌شون عکس خودشون رو هم میذارن، ناراحت هیچی هم نیستن. هر حرفی توی وبلاگ‌ت بنویسی، می تونی مطمئن باشی که کسی یقه‌ت رو نمی‌گیره ولی نمی‌دونم چرا ما دخترا انقدر محافظه‌کاری می‌کنیم؟!

شاید نمیخوایم کسی توی یک نگاه به وبلاگ‌مون، اون طوری که نیستیم، ما رو بشناسه. این چیزا شاید برای پسرا خیلی هم مهم نباشه ولی برای دخترا مهم‌ه. بالاخره دخترا با پسرا یه فرق‌هایی دارن. این هم یکی‌ش‌ه دیگه...

سه‌شنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٢
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*نشد یه عکس از من بگیرن و دوست داشته باشم‌ش /-: حالا از دیروز یه نقشه‌ای کشیدم. یعنی یه طرح دارم برای عکس، محشر ه! اگه گرفتم و خوب در اومد میذارن فیس‌بوق دوستان ببینن حتما (-:

سه‌شنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩۱
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*برخلاف فصل‌های سرد که من رو باید با جرثقیل جابه‌جا کرد، الانا حسابی فعال‌م! با دوست‌م رفتیم ونک، مانتو بخره. یه مغازه بود که یه عااااااااااااااالم مانتوهای خوشگل رنگی‌رنگی داشت. یه سری پانچو هم داشت مدل چروک. از این پارچه پف‌پفیا. یعنی اتو نمی‌خواست در کل. رنگای خیلی شاد. یکی‌ش بود. سفید، با دایره‌های رنگی رو ش. خیلی خوشگل بود. منتها هم جلو ش باز بود، هم آستین نداشت. یعنی باید حتما زیر ش یه بلوز آستین بلند پوشیده تن‌ت می‌کردی که خب توی گرمای تابستون جدا آدم هلاک میشه. لی خیلی خوشگل بود. ارزون هم می‌داد. 15 تومن. هی خواستم یکی بخرم. هی گفتم من که نمی‌پوشم‌ش. واسه چی بخرم؟

هی بگین پانچو آدم رو چاق می‌کنه که از ذوق‌ش بیفتم /-:

پنجشنبه ٩ شهریور ۱۳٩۱
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

*از مزایای مدت‌ها مرارت کشیدن در راستای حفظ رژیم غذایی و انجام حرکات ژانگولر در باشگاه این است که وقتی ناگهان! به مهمانی دعوت می‌شوید و 2 سال است میزبان را ملاقات نکرده‌اید، می‌توانید مطمئن باشید با هر برخوردی مواجه خواهید شد به جز شنیدن جمله‌ی منحوس "چقد چاق شدی مریمی"! عینک

پ.ن: چی بپوشم حالا؟ نیشخند

یکشنبه ٥ شهریور ۱۳٩۱
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

از صبح شیطون نشسته زیر پا م که مریمی! بیا برو اون بالای گوش‌ت رو سوراخ کن قال قضیه رو بکن. مگه اینایی که اینطوری کردن جون‌شون چقد از تو بیشتر ه؟ 2 روز درد می‌کشی تموم میشه میره پی کار ش دیگه.

میگم این سومی‌ه هنوز جا ش درست خوب نشده بعد 2 سال. اونا از خودشون دیده‌ن میرن این کارا رو می‌کنن. من همینطوری‌ش هم جون‌ نداره راه برم. درد جور کنم واسه خودم؟

میگه اه اه دختر انقد ترسو؟ جای اینکه انقد بترسی برو انجام بده تموم شه. بعد لذت‌ش رو ببر. یه لحظه‌ست. مگه چقد می‌تونه درد داشته باشه؟ بکش و خوشگل‌م کن رو یادت رفته؟ این دیگه در حد کشتن هم نیست. مردم 40 تا عمل زیبایی انجام میدن یه آخ نمیگن. بزرگ‌ش می‌کنی الکی.

به مریم میگم شیطون‌ه اینطوری میگه.

میگه بیخود گردن اون ننداز. همون 3 تا بس‌ه. گوش‌ه مریمی. آبکش که نیست.

نقشه‌م رو شرح میدم. میگم نمیخوام برم پیرسینگ زیر لب و لب و زبون که. گوش‌ه فقط! تعارف‌م می‌کنه برای پیرسینگ ناف و غیره /-:

و من همچنان با شیطون درگیر م.

یکشنبه ۸ امرداد ۱۳٩۱
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

با توجه به اینکه مقوله‌ی زیبایی کاملاْ سلیقه‌ای‌ه، چطور ملت می‌تونن بشینن زیباترین زنان جهان رو شناسایی کنن؟ اون هم این تحفه‌ها رو!

من همه جای دنیای که نبوده‌م اما مطمئن‌م خیلی از دخترهای ایرانی که شخصیت‌های معروفی هم نیستن، با یه لباس شب و گریم سینمایی، از این زیباترین‌ها! خیلی زیباترن.

چهارشنبه ۱٧ خرداد ۱۳٩۱
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

قشنگ‌ه؟

دوشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩۱
نظرات ()
موضوع: عکس ، دخترونه
Share

تصمیم گرفته‌م! همیشه توی خونه رژ لب بزنم حتماْ. یه حس بامزه‌ای به آدم میده.

از اون آدمایی‌م که تا می‌رسم خونه، تمام صورت‌م رو کامل کامل پاک می‌کنم. اگه پوست‌م خوب بود، هیچ‌وقت انقدر کرم‌پودر اینا هم نمی‌زدم. به ریمل هم نمیخوام عادت کنم و زیاد سراغ‌ش نمیرم. با سایه و رژ گونه هم میونه‌ای ندارم. از رژ لب خوش‌م میاد ولی.

مارک و شماره‌ی رژ لب مورد علاقه‌تون رو بنویسید لطفاْ. اگر هم عیبی نداره، این پست رو دست به دست کنید یه جوری. نتیجه‌ش جالب خواهد بود.

جمعه ٤ فروردین ۱۳٩۱
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

الوعده وفا!

وسایل لازم:

شیرپاک‌کن

دستگاه بخور

اسکراب

سفیداب (روشور!)

ماسک پیل‌آف (لایه‌بردار)

ماسک گیاهی

پنبه یا دستمال کاغذی

توضیح: اول صورت‌تون رو - چه آرایش دارید، چه نه - با شیرپاک‌کن و پنبه کاملاْ تمیز کنید.

حالا بخور بدین. اگر دستگاه بخور ندارین، مساله‌ای نیست. یه قابلمه آب رو بذارین جوش بیاد. بعد بذارین‌ش روی زمین یا روی میز، سر تون رو بگیرید رو ش. یه روسری یا شال هم بندازین روی سر تون. اول یه کم گرم‌تون میشه اما ناامید نشید. مواظب باشید نسوید. اگه بابونه دم دست دارید، یه قاشق هم بابونه به آب داخل قابلمه اضافه کنید. انقد بخور بدین تا آب، سرد شه.

حالا مقداری اسکراب بمالید روی صورت‌تون. اسکراب در واقع یه کرم‌ه که تو ش دونه‌دونه‌های ریز داره. وقتی روی صورت‌تون ماساژ ش میدین لایه‌های مرده‌ی پوست رو برمی‌داره. مخصوصاْ روی بینی که جوش‌های سرسیاه داره یا جاهایی که پوست‌تون لک شده بیشتر ماساژ بدین. ماساژ هم با سر انگشت و به صورت دورانی باشه. هرگز صورت رو از بالا به پایین ماساژ ندین چون پوست‌تون میفته در بلندمدت.

وقتی خوب ماساژ دادین - مثلاْ 3-2 دقیقه - سر 2 تا انگشت اشاره‌تون رو دستمال بپیچین و جوش‌های سرسیاه رو به آرومی تخلیه کنید. اگه ملایم عمل کنید، اتفاق ناگواری نمیفته.

بعد کل صورت رو با پنبه پاک کنید یا بشورید با آب. وقتی خشک شد، ماسک پیل‌آف رو بزنید. کلاْ هم ماسک رو روی ابرو و دور چشم نزنید هیچ‌وقت. ماسک پیل‌آف یه جور روغن چسبنده‌س. شبیه چسب مایع اما رقیق‌تر یه کم. باید بذارین 20 دقیقه روی پوست بمونه تا کاملاْ خشک بشه. بعد مث یه ورق، راحت و قلفتی! کنده میشه. وقتی کندید، نگاه‌ش کنید. به نتایج جالبی می‌رسید!

بعد مقداری روغن زیتون یا یه کرم خیلی چرب بزنید و حسابی صورت‌تون رو از پایین به بالا یا به صورت دورانی ماساژ بدین.

بعد از ماساژ، روغن‌ها رو با شیرپاک‌کن و پنبه پاک کنید.

حالا روی صورت‌تون ماسک گیاهی بزنید. می‌تونید آماده بخرید یا کمتر هزینه کنید و توی خونه بسازید خودتون. مثلاْ یک قاشق مرباخوری نشاسته رو با کمی گلاب مخلوط کنید. تاکید می‌کنم کم درست کنید چون اصلاْ قابل نگهداری نیست و اگه اضافه بیاد باید بریزید دور. ماسک مذکور رو بزنید و وقتی خشک شد و حس کردین پوست‌تون کشیده میشه با آب سرد یا ولرم بشورید ش. هرگز صورت‌تون رو با آب داغ نشورید. وقتی هم ماسک روی صورت‌تون‌ه، حرف نزنید. نخندید و خنثی باشید.

بعد ماسک گلاب و نشاسته رو هم بشورید. روی صورت‌تون کرم مرطوب کننده بزنید و تموم.

سعی کنید وقتی پاک‌سازی رو انجام بدین که بعدش جایی نرید و آرایش نکنید که مرطوب‌کننده چند ساعت روی صورت‌تون بمونه.

اگر میخواید برید حمام پاک‌سازی راحت‌تر میشه: اول شیرپاک‌کن

بعد حمام. اونجا حسابی بخار آب بهتون می‌خوره و نیازی نیست کلی بشینید بخور بدین. به جای اسکراب هم می‌تونین از سفیداب استفاده کنید که هم بهتر ه هم ارزون‌تر. صورت رو سفید و فوق‌العاده نرم می‌کنه. همونجا حساب جوش‌های سرسیاه رو برسید.

بعد که اومدین بیرون، ماسک پیل‌آف رو باقی قضایا رو دنبال کنید.

راجع به برند این مواد هم باید بگم زیاد فرقی نمی‌کنه. به جای اسکراب که گفتم میشه سفیداب بزنید. ماسک پیل‌آف هم هر برند ی گیر تون اومد مجبورید استفاده کنید چون تحریم و این قضایا..

دیگه؟ آهان! پاکسازی رو اول هر 10 روز 1 بار انجام بدین تا 3 نوبت. یعنی 1 بار الان، بار دوم 10 روز دیگه و بار سوم 10 روز بعد از بار دوم.

بعد فاصله‌ش میشه هر 15 روز و 2 نوبت. یعنی بار چهارم 15 روز بعد از بار سومی‌ه که پاک‌سازی کردین و بار پنجم 15 روز بعد از بار چهارم.

از دفعه‌ی ششم به بعد هم ماهی 1 بار کافی‌ه. زیاده‌روی نکنید.

این کارا رو انجام بدین و از تمیزی و متعادل سازی پوست‌تون لذت ببرین لبخند

دوشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٠
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

یادم باشه پاک‌سازی پوست یادتون بدم!

شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
نظرات ()
موضوع: دخترونه
Share

Daisypath Happy Birthday tickers