*1 لیوان آب، نصف لیوان شکر - با عسل هم میشه درست کرد - 2 قاشق سرکه و یک دسته نعنا رو درسته! - با برگ و ساقه - می‌ریزید توی قابلمه، روی حرارت ملایم حدود 20 دقیقه بمونه. بعد صاف‌ش می‌کنید.میشه سکنجبین.

ته لیوان‌تون مقادیری نعنا می‌ریزید. رو ش یخ می‌ریزید که نعناها رو نگه‌داره و پخش و پلا نشن. چند برش لیمو، شربت و آب رو هم اضافه می‌کنید. اگه این ترتیب رعایت نشه، مثل عکس زیر، همه‌چی قاطی‌پاتی میشه.

به هرکس این رو بدین، بی‌بروبرگرد عاشق‌تون میشه مگه اینکه کلا از طعم نعنا خوش‌ش نیاد نیشخند که در این صورت، هیچ مسئولیتی رو نمی‌پذیرم.

پنجشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٤
نظرات ()
موضوع: کمی تنوع
Share

یکشنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩٤
نظرات ()
موضوع: کمی تنوع
Share

شنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩٤
نظرات ()
موضوع: کمی تنوع
Share

پنجشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩۳
نظرات ()
موضوع: کمی تنوع
Share

*ابتدا مقادیری کیوی را شسته، پوست گرفته، چند قطعه کرده، با کمی نمک و شکر داخل قابلمه ریخته، در قابلمه را می‌بندیم و روی حرارت ملایم می‌گذاریم تا کم‌کم میوه‌ها پخته و له شوند.

در منابع آمده است سپس باید محتویات قابلمه را درون میکسر بریزید تا کاملا یکدست شوند اما اینجانب به دلیل تنبلی، از روش گوشت‌کوب سنتی استفاده‌ نمودم.

بعد کف سینی، نایلونی پهن می‌کنیم و روی آن را با اندکی روغن مایع، چرب می‌کنیم. من از سلفون استفاده کردم اما دوستان گفتند باید نایلون قدری ضخیم باشد و روغن هم نزدید، نزدید!

سپس مایه‌ی لواشک را روی نایلون پهن می‌کنیم. البته دوستان فرمودند باید لایه‌ها نازک‌تر باشند.

سپس سینی مذکور را روی بخاری یا شوفاژ قرار می‌دهیم و خودمان مثل پلنگ مراقبت می‌کنیم مبادا کسی ناخنک بزند.

پس از گذشت ساعتی، خانواده کنجکاو می‌شوند که شما چه گنجینه‌ای در سینی دارید و شما هم بعد از چند بار مقاومت، در نهایت با خودتان فکر می‌کنید مال دنیا ارزش ندارد و تسلیم می‌شوید.

این وسط اسم پلنگ خراب شد فقط. آخرشم لواشک جیبی خریدم خیال‌م راحت شد.

چهارشنبه ٦ اسفند ۱۳٩۳
نظرات ()
موضوع: کمی تنوع
Share

*ماجرا از اونجا شروع شد که مریمی و دوستان، در اینستاگرام مقادیری ژله‌ی رولی دیدن در رنگ‌های مختلف و تصمیم گرفتن برن درست کنن ببینن چطوری‌ه. همه هم دفعه‌ی اول کلا زدن خراب‌ش کردن حسابی.

طی تحقیقات به عمل آمده مشخص شد که اول باید کف ظرف مسطح بزرگ و مستطیلی‌تون رو سلفون بکشید. بعد 1 بسته ژله‌ی رنگی رو در 1 لیوان آب داغ کاملا حل کنید. بعد 1 لیوان بستنی وانیلی لیتری بهش اضافه کنید و هم بزنید در حدی که فقط حل بشه. لازم نیست 2 ساعت هم بزنید.

بعد می‌ریزیدش داخل همون ظرف بزرگ مستطیلی سلفون‌کشیده‌شده و می‌گذارید 45-40دقیقه توی یخچال بمونه تا تقریبا ببنده. کاملا نه‌ها. تقریبا. یعنی اگه یادتون بره و بیشتر بمونه، میشید مث من! حالا خود دانید نیشخند

بعد نوبت رول‌کردن می‌رسه. مواد داخل ظرف رو 2سانت 2سانت برش می‌زنین و با احتیاط رول می‌کنید. بعد دوباره میذارید توی یخچال که کاملا سفت بشه. نتیجه چیزی شبیه این میشه که داد می‌زنه آماتوری‌ه، دستور ش رو طبق معمول دستکاری کرده‌م و هزار تا شاهکار دیگه.

با کمی تمرین و ممارست دست‌تون میاد که دقیقا چطور رول کنین که خراب‌کاری نشه. منتها من این فاجعه رو به کسی توصیه نمی‌کنم چون به دردسر ش نمی‌ارزه و چیز خیلی خوشگل و خوشمزه‌ای هم نمیشه. فقط دیدن‌ش برای اولین بار هیجان‌انگیز ه وگرنه قاطی‌شدن طعم ژله و بستنی چیزی نیست که بهتون توصیه‌ش کنم. به نظرم جداجدا خوشمزه‌تر ن.

این هم یک عکس هیجان‌انگیز از ژله رولی. البته ایشون نوشته‌ن که سه‌چهارم لیوان آب ریخته‌ن - یعنی ژله‌شون غلیظ‌تر و پررنگ‌تر از همیشه درمیاد - و به جای بستنی هم 2 بسته‌ پف‌پفی ریخته‌ن! 

 

 

این هم یک دستور مشابه‌ش. فکر کنم مطمئن‌تر از بستنی باشه این روش.

پنجشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩۳
نظرات ()
موضوع: کمی تنوع
Share

*و ما به دلیل عشق‌مان به ماکارونی، در اقدامی به یادماندنی، نذری ماکارونی دادیم با ته‌دیگ سیب‌زمینی و یک قابلمه‌ش را توسط خان‌داداش، یک‌جا به سوپری محل فرستادیم برای فروشندگان و دوستان‌شان که جوان هستند و قاعدتا عاشق ماکارونی!

و نتیجه‌ش شد 5 دقیقه بسته‌شدن مغازه‌ی مذکور با کرکره‌ی پایین! و با توجه به اینکه مکان فوق‌الذکر، همیشه‌ی خدا باز است، رکورد ما باید در گینس ثبت شود و این به ما خیلی چسبید مخصوصا وقتی دیدیم دوستان، دستپخت ما را با اشتها نوش جان کرده‌اند و کم مانده بوده برای ته‌دیگ‌ش یکدیگر را به سرای باقی بفرستند و البته حواس‌شان هم بوده ته قابلمه‌مان را خط نیندازند که دست‌شان درد نکند و ما از ایشان متشکریم و همچنین از مادران‌شان که بدون شک، حداقل صد بار این مورد را تذکر داده‌اند تا آویزه‌ی گوش پسران عزیزان‌شان شده است.

و خب تف به ریا! داریم با خودمان فکر می‌کنیم امکان ندارد نذری ماکارونی با نه‌دیگ سیب‌زمینی، قبول درگاه احدیت نشود و البته قصد داریم بار بعد، بیشتر ماکارونی بپزیم و کلا بزرگراه را ببندیم نیشخند

موضوع: کمی تنوع
Share

*آیفون رو زدم: کلاس قلاب‌بافی؟ نیشخند

- واااایقهقهه

من: در رو باز کن خاله‌جان.

- تعطیل‌ه.

من: باز کن عزیزم. فایده نداره!

توی راهرو: آی میس یو. چرا اینجا نمیای؟

من: الان یه کاری می‌کنم بگی کلا دیگه نیا. کل کامواها و بافته‌ها و نشکافته‌ها رو ولو کردم وسط فرش. یه همچین منظره‌ای منتها شلوغ‌تر. این پشت کیف موبایل‌م‌ه که شطرنجی دورنگ بافتم‌ش. این هم رو ش. ایراد زیاد داره اما بهتر از هیچی‌ه.

دستکش نارنجی‌‌ه. دستکش آبی‌ه. مث عکسای پزشکی قانونی شده عکسام نیشخند اساتید فرمودن دستکش رو باید تنگ‌تر بافت.

این هم کیف موبایل منگوله‌دار. حال نداشتم رنگا رو درست کنم. همینطوری گذاشتم عکسا رو.

پس از دوختن درزهای دستکش با استفاده از قلاب و پایه کوتاه! و شکافتن بخش دوم کیف رنگی‌رنگی‌ه و مقادیری آموزش قلاب‌بافی: خاله‌جان گفتی جز بافتنی و قلاب‌بافی، دیگه چیا بلدی؟

- هیچی بلد نیستم من.

من: دروغ نگو عزیزم. بلدی.

خاله وسطی: گلدوزی هم بلد ه نیشخند

خاله‌جان: خاله وسطی هم خیاطی بلد ه.

برگشتم سمت خاله وسطی. اون هم برگشت سقف رو نگاه کرد قهقهه

من شاگرد خوبی‌م. نمی‌دونم چرا اینجوری برخورد میشه باهام نیشخند

سه‌شنبه ۱٤ امرداد ۱۳٩۳
نظرات ()
موضوع: کمی تنوع
Share

*دیشب داشتم فایل آموزشی می‌نوشتم. کامواها رو فراموش کرده بودم کلا. آبی. نارنجی. برعکس کشباف که باعث میشه بافتنی جابازکنه، بافت پیچ باعث میشه بافتنی تنگ شه آخ ضمن اینکه بافت پیچ، نسبت به بافت ساده یا کشباف، کاموای بیشتری می‌بره به نظرم. فلذا دستکش نارنجی برام تنگ شد. البته به زور کشیدن و بخاردادن می‌شد یه جورایی ماست‌مالی‌ش کرد اما دوست نداشتم زیاد کشیده بشه و فرم‌ش به هم بریزه. برای همین با اجازه‌تون 40 تاااا سر انداختم و کشباف بافتم به عنوان زیر دستکش - کف دست قرار بگیره یعنی - خلاصه دو تا ش رو بافتم و تموم شد. وصل کردم دیدم وااااویلا. قد یه شلوار گشاد شده نیشخند همه رو شکافتم. بعد موندم دو تا رو ی دستکش - پیچ‌پیچی‌ها - رو چی کار کنم؟ بعد اون همه مویه و زاری و فلاکت برای بافت‌شون، احدی نمی‌تونست راضی‌م کنه بشکافم‌شون. تازه کلی هم به مامان التماس کرده بودم که یه رج بباف. آفرین!

در نهایت، مویه‌ها موثر افتاد و مامان از کنار بافت‌های پیچ، دونه گرفت یا همچین چیزی! بعد همونا رو کشباف بافتم و هی سایز ش رو چک کردم تا اندازه‌ی دست‌م شد. حالا مونده‌م درز ش رو چطوری بدوزم؟ با نخ و سوزن؟ با کاموا و قلاب؟ می‌تونم یه جوری ردیف‌ش کنما اما ورژن ترتمیز ش رو بلد نیستم. آیکون مریمی‌ای که پیشرفته‌ترین خیاطی‌ش، دوختن دکمه بوده. کی بود از انتهای سالن گفت برو خیاطی یاد بگیر؟متفکر

مسخره نیستما ولی فکرکنم بهتر ه یه سری به خاله‌جان بزنم. الان که فکرمی‌کنم می‌بینم حتما دل‌ش خیلی برام تنگ شده. نمی‌دونم چرا هروقت کاموا دست من می‌بینه، میگه واااای و دست‌ش رو میذاره روی سر ش؟ این یعنی از دیدن‌م خوشحال‌ه. نه؟ نیشخند

تازه خبرنداره کیف‌ه رو هم شکافته‌م نیشخند

شنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩۳
نظرات ()
موضوع: کمی تنوع
Share

*کاموای ذیل، هویجی جیغ‌ه. نمی‌دونم چرا این رنگی شده توی عکس.در هر حال چون من خیلی بافتنی بلدم! ترجیح دادم بافت ساده و کشباف رو بی‌خیال شم و این بار طرح پیچ رو یاد بگیرم.

50 تا سر انداختم - که فکر کنم یه ذره کم‌ه! - 2 تا از رو، 4 تا از زیر بافتم. 6-5 رج که اومد بالا، طرح پیچ رو پیاده می‌کنم. دوباره 6-5 رج میرم بالاتر. باز پیچ. این وسطا جای انگشت شست رو هم درست می‌کنم و تموم.

پیچ در کل اینجوری‌ه که شما مثلا 4 تا دونه رو از توی میل درمیارید. بعد دوباره برمی‌گردونیدشون توی میل اما جای 2 تای سمت راست رو با دو تای سمت چپ عوض می‌کنید. بعد هم کلا به روی خودتون نمیارید و می‌بافید. اینطوری طرح‌تون یچ‌پیچی میشه. هرقدر کاموا ریزتر باشه و تعددا پیچ‌ها بیشتر، آدم بیشتر سرگیجه! می‌گیره. من چون خیلی وارد م و 3 رووووز ه بافتنی می‌بافم، این طرح رو انتخاب کردم.

یعنی از وقتی اون 4 تا دونه رو از توی میل درمیارم تا وقتی بر شون گردونم، قلب‌م با 3 برابر سرعت معمول می‌تپه. بار اول که کلی هم جیغ زدم. یکی دو بار هم دونه‌ها در شد و با کلی مصیبت ماست‌مالی‌ش کردم. بعد از کورکردن دونه‌ها برای جای انگشت هم توی ردیف بعدی، یه جا دونه کم اومد، یه جا زیاد اومد. اونا رو هم ماست‌مالی کردم.

یعنی برای یک لنگه‌ی دستکش 500 واحد استرس بهم وارد شده تا حالا. تا آخر ش سکته نکنم شانس آورده‌م. بافتنی بافتن کلا برای اعصاب ضرر داره. اصلا برای سلامتی خوب نیست. همون آماده‌ش رو بخرید بهتر ه. درست‌ه آدم برای یه دستکش راهی آی‌سی‌یو شه؟ والللاااا نیشخند

سه‌شنبه ٧ امرداد ۱۳٩۳
نظرات ()
موضوع: کمی تنوع
Share

*کدوم آدم عاقلی توی گرمای 42 درجه‌ی مرداد تهران میشینه با جدیت و پشتکار، تندتند دستکش بافتنی می‌بافه؟

اول یه مدل پیداکردم از این ساق‌بلندا که رو ش یه طرح پیچ‌پیچی داشت. ملعونی که دستورش رو نوشته بود، مطمئنا خودش هم سردرنمیاره چی نوشته چون خودآموزها اصولا خوراک من‌ن. اگر سردرنیارم، بدونین یه جای کار می‌لنگه.

خلاصه بار اول به خاطر کوچیک بودن سایز، بار دوم به خاطر درنیومدن پیج از نصفه شکافتم‌ش. بعد فکرکردم خودم یه چیزی همینجوری با مسئولیت خودم نیشخند ببافم، بهتر ه. 52 تا سرانداختم. چند رج کشباف بافتم یعنی 2 تا رو، 2 تا زیر... بعد چند رج ساده بافتم یعنی یه رج رو، یه رج زیر. بعد دوباره کشباف.

وسطاش موندم سوراخ انگشت شست رو چطور درست کنم؟ توی گروه واتس‌اپ - که قانون گذاشته‌م اونجا کسی حرف نزنه و فقط جوک بگن - سوال کردم کی بافتنی بلد ه؟

یکی از دوستان گفت الان خونه‌ی مامان‌م هستم. بگو ازشون بپرسم. خلاصه بهم یاد دادن که برای ایجاد سوراخ، باید مثلا 15 دونه رو کور کنم - که من 10 تا کور کردم نمی‌دونم چرا - و بقیه‌ی رج رو عادی ببافم برم تا انتها.

رج بعد که داری همون مسیر رو می‌بافی و برمی‌گردی، وقتی دونه‌های این‌ور و اون‌ور قسمت کورشده رو می‌بافی، سوراخ مذکور ایجاد میشه. چند رج که رد شی تازه می‌بینی فرم‌ش درست در اومده. البته درز لنگه‌ی مذکور رو هنوز ندوخته‌م. باید دست‌به‌دامن یکی شم با قلاب برام دونه بگیره و ببافه نگاه کنم یاد بگیرم.

کلا من اگر خیره‌سر نبودم الان خیلی چیزا بلدبودم ولی خب چه کنم؟ حتی آشپزی‌م هم من‌درآوردی‌ بود. بعدها متنبه شدم فهمیدم چیزی ازم کم نمیشه اگه از کسی که مثلا فلان غذا رو عالی می‌پزه یه چیزایی رو سوال کنم.

خلاصه اگه فردا دیدین کم‌پیدا م بدونین یحتمل پررو شده‌م دارم پالتو می‌بافم نیشخند

دوشنبه ٦ امرداد ۱۳٩۳
نظرات ()
موضوع: کمی تنوع
Share

*فانوس دریایی که محقق شد! حالا بریم دنبال فانوس!

البته شادی اینجانب دیری نپایید نیشخند چون در لحظات اول دیدار با دوست‌م در ایستگاه مترو توسط ایشان، خلع سلاح شده و پس از مقادیری مبادله‌ی کالا با وجه رایج مملکت، یه ست دیگه برای خودم ساختم. به امید یافتن فانوس واقعنی! لبخند

پ.ن: اولین فانوس دریایی کجا ساخته شد؟

موضوع: کمی تنوع
Share

*ابتدا فر رو میذاریم گرم شه. بعد یک لیوان آرد می‌ریزیم توی ظرف. بعد یک لیوان روغن و مقادیری دارچین می‌ریزم رو ش. هم‌ش هم می‌زنیم. بعدش 3 تا تخم‌مرغ رو یکی پس از دیگری می‌ریزیم داخل ظرف و هم می‌زنیم - شکر خدا که معنی یکی پس از دیگری رو فهمیدیم الان نیشخند - هم‌ش می‌زنیم طبیعتا.

بعد آرد رو کم‌کم اضافه می‌کنیم. این رو واقعا کم‌کم اضافه کنید وگرنه بدجوری دردسر میشه. گوله‌گوله میشه حالا بیا و درست‌ش کن. بعد مقادیری موز داخل‌ش بریزید و هم بزنید تا یکنواخت شه. الان باید خدا رو شکر کنید که معنی کلمه‌ی یکنواخت رو هم یاد گرفتین نیشخند خب چی کار کنم؟ حال نداشتم برم همزن بیارم. اینجوری بهتر ه اصلا. بعد می‌ریزید داخل ظرف و 1 ساعت میذارید توی فر با دمای 180 درجه.

خب می‌دونم الان منتظر نتیجه‌اید ولی دیگه خیلی گشنه‌م بود وقت نشد عکس بگیرم نیشخند سوت زدن هم بلد نیستم. موقع خارج شدن از کادر لازم میشه.

چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳٩٢
نظرات ()
موضوع: کمی تنوع
Share

*برای من 2 تا جشن ایرانی مهم‌ن: نوروز و یلدا. یه مراسمی مث جشن تولد زیاد برام مهم نیست. در عمر م یک بار جشن تولد - به مفهوم خاص مهمونی و بزن برقث! - رفتم. اون هم وقتی خیلی کوچیک بودم. به نظرم بی‌معنی اومد. دیگه هم نرفتم. البته دوستام هم اهل تولد گرفتن نیستن. آیکون "آدم رو باید از دوستاش شناخت"! عینک

برای نوروز که خودم رو می‌کشم و معرف حضور همگان هستم. اون هیچی. برای یلدا هم خیلی ذوق دارم. چون روزها بعدش بلندتر میشن و این برای من آفتاب‌پرست، یعنی نور و خورشید و گرمای بیشتر.

بعد از اینکه کلی به لباس‌م گند زدم و همچنین عکس‌های موبایلی، میریم که داشته باشیم عکس‌های سیستر رو: یک. دو. سه. چهار. پنج. شش. هفت. هشت. نه. ده. یازده. دوازده. سیزده. چهارده. پانزده. شانزده. هفده. هجده. نوزده.

برای اون یکی بلاگ هم کلی عکس گرفتیم که به مرور میذارم. مکالمه‌ی مرتبط:

سیستر: مریمی؟ چای بده!

من: برو بابا نیشخند

سیستر: گفتی برای عکس سفید ه و عکس زرد ه عجله داری دیگه؟

من: چای معمولی بیارم یا چای انار عزیزم؟ نیشخند

پ.ن: اگر عکسا باز نمیشن از اینجا ببینید: یک. دو. سه. چهار. پنج. شش. هفت. هشت. نه. ده. یازده. دوازده. سیزده. چهارده. پانزده. شانزده. هفده. هجده. نوزده. بیست. بیست و یک.

موضوع: کمی تنوع
Share

سه‌شنبه ٥ آذر ۱۳٩٢
نظرات ()
موضوع: کمی تنوع
Share

*این رو یادت‌ه؟ پرت‌ش کرده بودم یه گوشه‌ای. یه شال سورمه‌ای هم دارم که چند بار بخش‌هایی از پروژه‌ی ملاممدجان رو اجرا کرده. اون رو هم پرت کرده بودم کنار این. بعد امروز همه رو جمع کردم تحویل ماشین لباس‌شویی دادم.

یه مطلبی بود توی قیسبوگ درباره ی اینکه به مامانا لباس سفید میدی، صورتی و آبی تحویل‌ت میدن. این رو خوندم. کلی هم خندیدم من وقتی خوندم‌ش نیشخند

نتیجه‌ی اخلاقی تمام مطالب مذکور، شد این عکسی که ملاحظه می‌فرمایید! من هم در کمال مثبت‌اندیشی گفتم اصلا این بهتر از یه پیرهن سفید یک‌دست‌ه. بعد هم با این گوشواره جغدی‌ه ست‌ش کردم کلا خیال بشریت رو راحت کردم. خجسته هم خودتی نیشخند

موضوع: کمی تنوع
Share

*توضیح اینکه الان درست‌ش کردم و راستش کاملا متحیر م چون فکر نمی‌کردم اتصال‌هاش رو بتونم تمیز دربیارم. آیکون قردادن از فرط خوشحالی نیشخند

 

پ.ن: بازی دست‌خط رو یادتون‌ه؟ ببینید چی هدیه گرفتم. با زوم نگاه کنید.

 

 

 

 

 

پنجشنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩٢
نظرات ()
موضوع: کمی تنوع
Share

*کیف پول صورتی من رو یادت میاد؟

خب بذار یه جور دیگه بگم. من کلا یا باید یه کاری رو باحوصله انجام بدم یا اصلا نباید انجام‌ش بدم. چند روز پیش که حوصله نداشتم، رفتم سراغ رنگ. یه همچین گندی زدم به کیف مذکور گریه

دیشب گفتم خب بذار داخل‌ش رو رنگ کنم یه کم رنگ‌بازی کرده باشم. بیفور. افتر. بعد دیدم داخل‌ش بد نشد. گفتم رو ش رو هم دوباره رنگ کنم. متاسفانه هیچی به ذهن‌م نرسید برای پاک کردن رنگ‌های قبلی. نمی‌دونم چرا تینر رو امتحان نکردم حتی سوال

بعد گفتم ول‌ش کن. یه چیز دیگه رو رنگ کنم - حالا حتما باید یه چیزایی رو رنگ می‌کردم انگار - رفتم سراغ بند موبایل: بیفور. افتر. خب من سورمه‌ای دل‌م می‌خواست. نداشتن!

ولی خب هنوز روی کیف‌ه رو رنگ نکرده بودم. لذار رفتم سراغ‌ش. این شکلی شد. پشت‌ش رو هم که سیاه رنگ زده بودم، 4-3 دست رنگ زدم تا زرد شه. انقد فاجعه شده که اصلا رو م نمیشه نشون‌ش بدم نیشخند مونده‌م چی کار ش کنم.

توضیح اینکه برای این کم‌رنگ پررنگ شدن رنگ نارنجی، خیلی زحمت و مرارت کشیدم. معلوم‌ه؟

دیگه اینکه لطفا وقتی رومیزی‌تون رنگی میشه، حتی اگر مطمئنید رنگ‌ها خشک شده‌ن، رومیزی رو عوض کنید چون دقیقا وقتی که اصلا فکر ش رو نمی‌کنید، یک نقطه‌ی زرد میفته وسط سطح نارنجی رنگ‌تون. یه نقطه‌ی نارنجی هم میفته وسط سطح سورمه‌ای رنگ‌تون. بعد شما مجبور میشید علیرغم میل باطنی! اونا رو تبدیل کنید به بته‌جقه! نیشخند

جاکلیدی‌م رو هم دوبار رنگ زدم. توی همون عکس بالا معلوم‌ه کمی. بعد هم کلیدها م رو رنگ زدم! مدیونید فکر کنید سیستر خواب بود من رفتم سراغ لاک‌هاش.

پشت کیف‌ه افتضاح رو رد کرده اصلا. چی کار ش کنم؟

جمعه ٢٢ شهریور ۱۳٩٢
نظرات ()
موضوع: کمی تنوع
Share

*باز هم خوش‌م نیومد از نتیجه. ایراد ش رو بگو.

اول. فکر می‌کردم شکل گل بشه ولی ایفتیضاح شد نمی‌دونم چرا. فاجعه‌ای که بار آوردم. زوم. نتیجه‌ی نهایی. زوم.

 

 

 

 

 

 

 

دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩٢
نظرات ()
موضوع: کمی تنوع
Share

*فکر کردم روی چی نقاشی کنم؟ یادم افتاد کیف پول‌م، یه جاکلیدی داره. اون از دست‌م در امان مونده بود. رفتم سراغ‌ش. جای سیاهی کلیدها روی سطح داخلی‌ش معلوم کاملا. داخل‌ش رو 3رنگ کردم. بیرون‌ش رو هم یک‌دست زرد کردم. اون زمان که ویترای کار می‌کردم، دل‌م ظریف‌کاری می‌خواست. الان که به راحتی میشه ظریف‌کاری کرد، دل‌م میخواد قلم مو بردارم دیوار رنگ بزنم حتی! نیشخند

تا این خشک بشه، کیف موبایل مامان‌ رو هم رنگ زدم: اول اینجوری. بعد اینجوری. گذاشتم خشک بشه. البته مامان اصلا خوش‌ش نمیومد و معتقد بود همون یک‌دست زرد بهتر می‌شد. فقط نمی‌دونم چرا اینا رو همون اول نمیگن به آدم خنثی

تا اون خشک شه، جاکلیدی‌ه رو کامل کردم. بعد هم کیف موبایل رو. نزدیک‌تر. فکر کنم بهتر از قبلی‌ها شده‌ن متفکر نقاشی سخت‌تر سراغ ندارین؟ اینا رو بلد شدم دیگه.

چهارشنبه ٦ شهریور ۱۳٩٢
نظرات ()
موضوع: کمی تنوع
Share

*من یک کیف پول قدیمی داشتم: یک. دو. اون سیاهی‌های رو ش هم پاک نمی‌شد. کثیف نبود یعنی.

چند بار که بیرون بودم، رفتم یکی دیگه بخرم اما چیزی که ازش خوش‌م بیاد، پیدا نکردم. کلا توی خرید، تکلیف‌م با خودم مشخص‌ه. برای همین، سریع انتخاب می‌کنم... و می‌دونستم اون کیف‌ها رو دوست ندارم.

2 ساعت وقت گذاشتم. حالا یه کیف رنگی‌رنگی دارم: یک. دو. سه.

پ.ن: تا وقتی ویترای کار می‌کردم، عاشق ظریف‌کاری بودم که خب شیشه زیاد جای ظریف‌کاری نیست واقعا. الان که می‌تونم ظریف‌کاری کنم دل‌م میخواد قلم‌مو رو بردارم و همه جا رو یک‌دست رنگ بزنم!

دیگه اینکه جز اون رنگ زرد بته‌جقه بزرگ‌ه که اصلا یک‌دست نشد، از بقیه‌ش راضی‌م. فکر کنم بد نشده. طرح پیشنهادی ندارین؟

پ.ن: اگر برای دیدن عکس‌ها مشکل دارید، اینها رو ببینید: یک. دو. سه. چهار. پنج

جمعه ٤ امرداد ۱۳٩٢
نظرات ()
موضوع: کمی تنوع
Share

*قول داده بودم گند بزنم به کفش مشکی‌ه. کفش مشکی‌ه کهنه شده بود. برای همین بدون ترس و لرز،رفتم سراغ‌ش. البته اصلا اونی که می‌خواستم، نشد. توی این عکس، حرکت قلم‌مو مشخص‌ه اما روی کفش، رنگا پخش می‌شد.

نمی‌دونم خیس بود، به خاطر پارچه‌ش بود، چی شد که اینجوری شد. باید رنگ‌های اکریلیک رو هم امتحان کنم! فقط مساله این‌ه که امروز قلم‌مو از روی میز افتاد روی سرامیک و چون رنگ پارچه، محلول در آب‌ه با یه دستمال خیس، سریع پاک شد اما رنگ اکریلیک، محلول در آب نیست - مث رنگ ویترای‌ه - و اگه قلم‌مو از دست‌م بیفته، اینجا دیگر به‌روز نخواهد شد نیشخنددر هر حال من این کفش رو می‌پوشم میرم پیاده‌روی و سر کلاس تا دیگه نگم هر چیزی مرسوم نبود، لزوما بد نیست! (صدای شیون حضار)

یکشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٢
نظرات ()
موضوع: کمی تنوع
Share

*اون پیرهن سفید ه رو یادتون‌ه؟ خب پشت‌ش هنوز سفید بود ولی دیگه نیست نیشخند گفتم که دیشب رنگ حریدم. عکس‌ش.

 

اینجا رو ببین. سمت راستی‌ها رنگ پارچه‌ن. سمت چپی‌ها ماژیک پارچه. استفاده از ماژیک پارچه رو حتی به دشمنان‌م هم توصیه نمی‌کنم.

ببین چه گندی زد به خطوط!

این هم لباس مذکور بعد از رنگ‌آمیزی. طرح‌ش رو بداهه کشیدم از بس هول بودم برای رنگ‌بازی‌کردن.

از کار ویترای خیلی خیلی خیلی آسون‌تره. حداقل‌ش این‌ه که رنگ‌ها روی شیشه لیز نمی‌خورن پخش‌وپلا شن! و هر جا رو رنگی کنی خیلی راحت با آب پاک میشه. دست‌ت و قلم‌مو و پالت و هر چیزی خلاصه.

پ.ن: اگر عکس‌ها باز نمیشن، اشکال از پرشین‌گیگ‌ه. چند ساعت دیگه درست میشه.

سه‌شنبه ٢٥ تیر ۱۳٩٢
نظرات ()
موضوع: کمی تنوع
Share

* یک. دو. سه

معلوم‌ه چه شکلی‌ه؟

 

 

 

 

 

 

جمعه ۱٧ خرداد ۱۳٩٢
نظرات ()
موضوع: کمی تنوع
Share

*فعلا اصلا حوصله‌ی نقاشی کردن ندارم. مود ش رفته. چند تا عکس، پیدا کردم ولی. این‌ها، رنگ ویترای روی سفال‌ه. کلا رنگ ویترای روی سفال، تیره و کدر میشه. اصلا خوب درنمیاد. مثلا من یه آبی خیلی روشن خوشرنگ داشتم اما روی سفال، سورمه‌ای تیره دیده میشه: یک. دو. سه.

توصیه‌ی دیگه‌م این‌ه که وسایل ویترای، کلا مناسب طریف‌کاری و نقاشی‌های خیلی ریز - که من بهشون علاقه دارم - نیست. هرچی طرح بزرگتر باشه، آدم راحت‌تره. هم برای دورگیری، هم رنگ‌آمیزی.

دیگه اینکه وقتی حوصله ندارید، هنر به خرج ندید! البته به خاطر اینکه بالاخره رنگ‌هام یکنواخت شدن، خوشحال‌م.

سه‌شنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٢
نظرات ()
موضوع: کمی تنوع
Share

*یه بلوز هالیدی بود. نازک و خنک و اینا. فقط هیچ طرحی نداشت. حالا داره نیشخند مراحل اولیه‌ی شاهکار. این هم نتیجه.

اتو که نزدم‌ش. چون از این جنس‌هاست که خیلی نازک‌ه و کش میاد احتمالا وقتی اتو بزنی‌ش.

از ماژیک پارچه هم استفاده کردم. طرح‌ها هم که همه سرقتی و کپی‌ن. گفتن نداره خجالت

 

 

 

دوشنبه ٥ فروردین ۱۳٩٢
نظرات ()
موضوع: کمی تنوع
Share

*یه زمانی مشکی ساده بود. الان دیگه نه: جیب این‌وری. جیب اون‌وری. نمای فجیع کلی. توی کیف پر باشه، دیگه جیب‌های کناری‌ش از روبرو معلوم نمیشه. برای همین خالی‌ش کردم.

قفل‌ش! - گیره‌ی بند ش - رو هم خراب کردم همون روز اول. کسی می‌دونه چطوری باید درست‌ش کرد؟

یکشنبه ٤ فروردین ۱۳٩٢
نظرات ()
موضوع: کمی تنوع
Share

*اول تشریف می‌برید سر کمد/کشوی لباس‌ها و یه لباس ساده پیدا می‌کنید که پارچه‌ش طرح‌دار و گلدار اینا نباشه. لباسی که انتخاب می‌کنید، ترجیحا نو و تمیز باشه. به هر حال، آدمیزاد ه دیگه. وقتی بدونه داره روی یه لباس کهنه و به‌دردنخور کار می‌کنه که قرار ه راهی سطل زباله شه، دل به کار نمیده طبیعتا. اگه لباس مال خودتون نیست، از صاحب‌ش حلالیت بطلبید. اگه پارچه‌ش خیلی چروک‌ه و توی کار، ایجاد مشکل می‌کنه، اتو ش بزنید. دیگه شب بود و و داشتم پایتخت 2 می‌دیدم و چای هم می‌خوردم. اتو زدن رو حذف کردم از مراحل: یک

بعد طرح مورد نظر رو با مداد روی لباس کشیدم. سعی کنید کمرنگ و با خطوط نازک بکشید. چون طرح‌م تکرار داشت، به یه تیکه مقوا، 2 تا الگو درست کردم. گذاشتم روی پارچه و دور شون رو خط کشیدم: دو

با رنگ مخصوص پارچه و قلم‌موی 0000 - چهار صفر - روی خطوط رو رنگ کردم: سه

بعد دیدم بی‌رنگ‌و رو شد خیلی. با ماژیک پارچه، یه کم رنگ کردم‌ش: چهار

محض فضولی، بقیه‌ش رو با رنگ شیشه - ویترای - رنگ کردم! و به علت علاقه‌ی مفرط به رنگ قرمز ویترای‌م، ازش استفاده نکردم و به جا ش بنفش زدم ببینم چطوری میشه. اون نقطه‌ها و گردالی‌ها هم لاینر ویترای هستن: پنج

بعد گذاشتم خشک بشه تا از پشت، پارچه رو اتو بزنم. بعد هم باید بشورم‌ش ببینم رنگ‌ها پخش میشن، کم‌رنگ میشن، می‌مونن، چی میشن اصلا. نتیجه‌ش رو هم که ملاحظه می‌فرمایید. کسی طرح خوب برای لباس نداره؟

برای سرچ: آموزش و توضیح مقدماتی و اولیه درباره‌ی نقاشی روی پارچه/تی‌شرت/لباس با الگو/شابلون و مداد و قلم‌مو و رنگ و ماژیک

شنبه ۳ فروردین ۱۳٩٢
نظرات ()
موضوع: کمی تنوع
Share

*هر کی بیاد خونه‌مون عید دیدنی، باید عین نی‌نی‌کوچولوها از نقاشی‌هام تعریف کنه نیشخند

یک. دو. سه

عکس‌های اون یکی تنگ، اینجا هست.

 

 

 

پنجشنبه ۱ فروردین ۱۳٩٢
نظرات ()
موضوع: کمی تنوع
Share

*اون شب، عصبانی بودم. الان اومدم با هم عکس ببینیم. این یه ظرف‌ه که 100 سال پیش تو ش نمی‌دونم چی بوده. شاید شکلات صبحانه‌ یا همچین چیزی. شب وقتی توی تاریکی تو ش شمع روشن باشه، خیلی خوشگل میشه. عین فیلم‌های قدیمی، نورهای رنگی رو میندازه روی در و دیوار. وقتی خودت رنگ‌ش کرده باشی، خیلی لذت می‌بری.

این زلزله‌نگاری‌ای از یک پروانه‌ست. این هم رنگ‌شده‌ش‌ه. برای رنگ‌ش زیاد به خودم زحمت ندادم راستش.

در این تصویر ملاحظه می‌فرمایید که رنگ‌ها یکنواخت شده‌ن بالاخره اما هنوز زلزله‌نگاری به قوت خودش باقی‌ه.

این هم 3 نما از تنگ ماهی‌ای که به میمنت و مبارکی گند زدم بهش نیشخند یک. دو. سه.

این هم عکس سفره‌ی هفت‌سین نمایشگاه مد و لباس

یکشنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩۱
نظرات ()
موضوع: کمی تنوع
Share

*اول آموزش کامل پاکسازی پوست صورت رو بخونید به مناسبت نزدیک شدن نوروز!

دوم، این 2 تا عکس رو ببینید: 1 و 2. عکس‌های دکور جدید برنامه‌ی "به خانه برمی‌گردیم"ه. حالا بهم بگید چرا کاغذ دیواری‌ش اینطوری‌ه؟ یعنی چطوری عکس رو کاغذ دیواری کرده‌ن؟ تا حالا از نزدیک، مدل‌هاش رو دیدین؟ جایی رو سراغ دارین این کار رو انجام بدن؟ قیمت‌هاش رو می‌دونین؟

حالا بریم سراغ نقاشی‌هامون!

یه بنده خدایی - سلام رویا! - که ایشالا دست به خاک می‌زنه، طلا بشه! لطف کرد آدرس یه فروشگاهی رو داد واقع در میدان انقلاب.

اونجا کلا فقط وسایل نقاشی و هنری می‌فروشن. انواع کاغذ و کیف، قلم‌مو، خودکار و ماژیک، پاستل و اسپری‌های رنگی، وسایل ماکت‌سازی، گواش و آبرنگ، ماژیک تی‌شرت و رنگ پارچه. رنگ‌های ویترای و انواع لاینر - خمیر دورگیر - در مارک‌ها و رنگ‌های مختلف و شرمنده هم بودن بابت اینکه رنگ‌هاشون ناقص شده و همه‌ی رنگ‌ها رو ندارن. تنها عیب‌شون این بود که کالاها برچسب قیمت نداشت وگرنه انقدر فروشنده‌هاشون پرحوصله و خوش‌اخلاق بودن که خدا می‌دونه.

من که ذوق‌مرگ! هی می‌پرسیدم این چی‌ه؟ اون برای چی‌ه؟ این چند ه؟ فرق این با اون چی‌ه؟ حتی دادم پلمپ لاینرهام رو خود خانوم فروشنده برام باز کرد و یه کم نقاشی کرد که من اسکوروچ بهش گفتم باید بابت اینا پول بدم. حیف و حروم‌شون نکن! نیشخند

برای پیدا کردن فروشگاه مذکور هم اصلا نگشتم چون توی بی‌آرتی یه دختری سوار شد با کیف بزرگ مخصوص کاغذای نقاشی و مقواهای لوله‌شده. روی کیف‌ش هم خودش نقاشی کرده بود و مهره دوخته بود و کلا معلوم بود هنر می‌خونه. من هم در چشم‌برهم‌زدنی باهاش پسرخاله شدم. اون طفلک هم تمام راه، انواع نقاشی‌هایی که روی پارچه و شیشه انجام داده بود رو برام تعریف کرد و حتی پیشنهاد داد بعد از نقاشی روی پارچه و اینکه رنگ، کاملا خشک شد، 3 بار پارچه رو توی آب سرد بندازم و دربیارم، بعد بذارم خشک شه. بعد که خشک شد، از زیر، اتو ش بزنم. یه پارچه بندازم روی طرح‌ها، از رو هم اتو ش بزنم تا خیال‌م تخت شه که عمرا رنگ‌ها پاک و قاطی‌پاتی نمیشن. که خب از همین تریبون ازش تشکر می‌کنم. خدا خیر ش بده واقعا!

و اما عکس: از سمت چپ، اون خردلی‌رنگ‌ه، رنگ پارچه‌ست با پایه‌ی تینر. یعنی محلول در آب نیست! و پاک نمیشه. از رنگ ویترای - اگر دیده باشی - غلیظ‌تر ه. قیمت 10700. مارک‌ش هم P.B.O هست.

بعدی که آبی آسمانی‌ه، رنگ ویترای‌ه با پایه‌ی تینری. یعنی کوره لازم نداره. همینکه خشک شه، کافی‌ه. دیگه پاک نمیشه. حجم‌ش 45 سی‌سی. قیمت 10700. ایرانی‌ش، 30سی‌سی، 1000 تومن‌ه. یعنی 45 سی‌سی‌ش میشه 1500. و نتیجه می‌گیریم قیمت رنگ خارجی، 7 برابر رنگ ایرانی‌ه.

راستش رو بخواید آبی ایرانی به نظرم خوشرنگ‌تر از این خارجی‌ه بود ولی خب تونع رنگ خارجیا واقعا محشر بود و انگشت‌به‌دهن می‌موندی کدوم رو برداری. من فعلا یکی برداشتم ببینم چطوری‌ه و چون باز هم نتونستم رنگ رو یکدست پخش کنم روی شیشه، الان مقادیری ناراحت‌م و تقصیر رو انداخته‌م گردن سایز قلم‌مو! میگم حتما قلم‌م کوچیک بوده. فرض کن طول و عرض سطح، 6 سانت در 6 سانت بود. قلم‌م هم شماره‌ش 6 بود. کوچیک بوده؟ یا زمین، کج‌ه؟ نیشخند

بعدی، لاینر - خمیر دورگیر - ه مارک Idea قیمت‌ش هم 9 تومن.

بدی‌ش لاینر مارک P.B.O هست که ظاهرا بزرگ‌تر از قبلی‌ه و ارزون‌تر هم هست: 7300. در کل، لاینر طلایی زود فروش میشه اما تنوع رنگ لاینرها هم زیاد بود حتی رنگای عجیب‌غریب هم داشتن!

بعدی هم قلم‌موی شماره‌ی 0 هست به قیمت 1500 تومن.

تهدید: یا به من یاد بدید چطور رنگ رو یکدست پخش کنم یا مجبورید همون رنگای ایرانی رو ببینید بعد از این هم! نیشخند از لاینرها هنوز دل‌م نیومده استفاده کنم. گرون خریدم‌شون خب! شیطان

و حالا نقاشی روی پارچه. در واقع: آموزش مقدماتی نقاشی روی پارچه - شال - با استفاده از: شال، مقوا و سوزن ته‌گرد، قلم‌مو و رنگ مخصوص پارچه.

خب اول شال مذکور رو می‌شورید و اتو می‌زنید مگه اینکه چرک‌نویس باشه!

بعد یه مقوای بزرگ میذارید زیر، شال رو میذارید رو ش و با 2 تا سوزن ته‌گرد، شال رو روی مقوا ثابت نگه‌می‌دارید.

بعد یه الگوی من‌درآوردی می‌کشید و باهاش شابلون درست می‌کنید. متاسفانه امروز انقدر محو رنگ‌ها شدم که کلا یادم رفت سراغ مهر و شابلون‌ رو بگیرم یا حتی یه چیزی مث طلق بگیرم برای شابلون درست کردن - لذا با یه مقوا، شابلون درست کردم.

حالا شابلون رو میذارین روی پارچه و با قلم‌مو رنگ می‌زنید. اینطوری میشه. بعد شال رو میذارید یه گوشه تا خشک شه و مراسم آب سرد و اتو رو انجام بدید.

دوشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩۱
نظرات ()
موضوع: کمی تنوع
Share

*این و این، شیشه‌های سس هستن که جای گلدون برای نگه‌داشتن قلمه‌ی گیاه می‌تونه استفاده شه! حباب‌هایی که می‌بینید، حباب‌های داخل آب‌ه. یه وقت فکر نکنید روی رنگ‌هاست! این رنگ‌های ایرانی واقعا خوشرنگ‌ن - جز سفید ش که مث لاک غلط‌گیر آبکی‌ه! - و وقتی همه جا تاریک باشه و نور از پشت‌شون بتابه، منظره‌ی بسیار قشنگی ایجاد میشه. متاسفانه باز هم لاینر، گند زد به کار م. و تا تموم نشده، نمیرم یکی بهتر ش رو بخرم!

پ.ن: کسی می‌دونه به این کار چی میگن؟ آیکون پروژه‌ی جدید! مژه

شنبه ۱٢ اسفند ۱۳٩۱
نظرات ()
موضوع: کمی تنوع
Share

*با این مطالب و همون وسایل، دیروز اینا رو نقاشی کردم. وقت‌گیر ه اما خیلی سرگرم‌کننده‌ست لبخند کلا کار دست باعث میشه نتونی به چیزی فکر کنی و تمام حواس‌ت متمرکز باشه روی همون کار. ویترای رو به تمام بی‌اعصاب‌های دوست‌داشتنی جمع، توصیه می‌کنم.

مدل نقطه‌نقطه‌ای‌های رنگی‌رنگی!

مدل گل و پنجره!

مدل قلب!

مدل وصله! البته تو ش رنگی باشه، نمای قشنگ‌تری داره.

مدل ماه و ستاره! که با چسب اکلیلی کار کردم. دیشب خیلی حجیم و خوشگل بود اما صبح کلا پف‌‌ش خوابید. در کل چسب اکلیلی رو توصیه نمی‌کنم مگر نوع مرغوب‌ش رو که بشه باهاش بنویسی و خط بکشی و مجبور نشی اینطوری فله‌ای کار کنی. خمیر دورگیر من ایرانی بود که خب متاسفانه اصلا حجم نداره و رنگ‌ها از شکل‌ها می‌زنن بیرون. باید خیلی دقت کنم و این، کار رو سخت می‌کنه.

برای گل‌های ریز، قلم کوچیک‌تری لازم بود که نداشتم. فعلا فقط یه قلم 6 دارم.

کلا خمیر دورگیر، طلایی یا مشکی‌ش جلوه داره. نقره‌ای‌ش رو زیاد دوست ندارم مگر روی سطوح تیره. فعلا که افتاده‌م به جون لیوان‌های خونه. نقشه‌ی بعدی‌ش هم کل شیشه‌های توی کابینت‌ه و گلدون‌ها نیشخند خلاصه حواس‌تون باشه. دو دقیقه اینجا وایسید، رنگی میشید.

چهارشنبه ٩ اسفند ۱۳٩۱
نظرات ()
موضوع: کمی تنوع
Share

*دیروز تا عصر داشتم عکس دانلود می‌کردم. امروز رفتم انقلاب، وسیله خریدم. از راه‌ نرسیده هم نقاشی کردن رو شروع کردم. خدا می‌دونه چه لذتی داره لبخند

 

دوشنبه ٧ اسفند ۱۳٩۱
نظرات ()
موضوع: کمی تنوع
Share

Daisypath Happy Birthday tickers