خود شکن! آینه شکستن خطاست

*چند روز پیش توی جمعی صحبت شد. یکی به طعنه و تمسخر یه حرفی زد. بهش گفتم زیاد خوب نیست که اینجوری نیش و کنایه می‌زنی. اگه حرف‌ت باارزش‌ه، بگو. اگه نباید بگی هم فراموش‌ش کن. طعنه‌زدن‌ت چی‌ه دیگه؟

شروع کرد به شلوغ‌کاری و داد و فریاد که من رو مظلوم گیر آوردین. من رو ساده گیر آوردین. این من‌م که همیشه دارم متلک می‌شنوم و... حالا فکر کن زبون تلخ و نیش‌دار این آدم معروف‌ه اصلا. بعد نشسته برای خودش دل می‌سوزونه که آره من ساده و مظلوم‌م. انقدرم پیش خودش گفته که باور ش شده نیشخند

والا من قبلا از این آدما عصبانی می‌شدم. الان کلی می‌خندم. خب چی کار کنم؟ حرفاشون ترکیبی‌ه از پررویی، تلاش برای پنهان‌کاری و مکانیزم‌های دفاعی ناخودآگاهی که از اون پشت‌ها یواشکی برات دست تکون میدن. نخندم چی کار کنم دیگه؟

بعدی‌ش هم دیشب بود. از دوستی خواسته بودم کاری رو انجام بده که می‌دونستم به دلیل شیشه‌خورده‌های درون‌ش مسلما انجام‌ش نمیده ولی منتظر شدم ببینم صادقانه جواب میده یا بازی رو شروع می‌کنه. که خب دومی شد! نقشه این بود که یه چیزی رو بهانه کنه، سر ش دعوا راه بندازه، بابت اون دعوا چند صباحی قهر باشیم، بعد هم ماجرا مشمول مرور زمان بشه و خلاص.

خب من هم دیگه انقدرا گیج نیستم که نفهمم طرف‌م داره چه نقشی رو بازی می‌کنه. قسمت فان ماجرا این بود که دوست‌م وسط نقش‌آفرینی نه‌چندان‌هنرمندانه‌ش گفت درست‌ه که من خیلی ساده‌م ولی... و این جمله رو 3-2 بار تکرار کرد.

کدوم آدم ساده‌ای خودش هی میاد بگه من ساده‌م که تو دومی‌ش باشی؟

بعد میگن چرا می‌خندی؟ نیشخند خب چی کار کنم؟ اینا من رو یاد بچه‌ای میندازن که زل می‌زنه توی چشمات تا شکلات آب‌شده‌ی توی دست‌ش رو نبینی!

خب بچه درست‌ه من دارم چشمات رو نگاه می‌کنم ولی دلیل نمیشه دست‌ت رو نبینم که.

پ.ن: هزار بار گفته‌م بهترین سی.‌است در مورد من صداقت‌ه. باز دوستان متوسل میشن به همون روش‌های نخ‌نما که بهش عادت دارن.

پ.پ.ن: هر کس میخواد به خودش بگیره و احیانا بهش بربخوره، مختار ه کاملا. میگن فحش رو که بندازی، صاحب‌ش بر ش می‌داره.

چرا وقتی صحبت از مثلا دروغ‌گویی میشه، من بهم برنمی‌خوره؟ چون دروغ‌گو نیستم. اگه بودم، حتما بهم برمی‌خورد. الان هم اگر بهت برخورده، بدون اونقدری که باید، صادق نیستی...

/ 0 نظر / 191 بازدید