از ما گفتن بود!

*حالا هی من بهت بگم فلانی بی‌چشم‌و روئه. هی تو باور نکن.

وقتی یه روز رید بهت، می‌فهمی باید حرف من رو باور می‌کردی یا اداهای فرشته‌وار اون رو.

/ 9 نظر / 8 بازدید
مریم

بعد من میدونم و تو اگه سر این چیزا و حتی 68 ای و چیزای دیگه حرص بخوری

یکی از همین مریم ها

ما نمیشناسیمش ولی چون شوما میگی بی چش و روئه لابد هس دیگه

B

سلام من خیلی وقت پیشا تو اون وبلاگای قبلیت یه بار یه چی گفتم ناراحتت کرد سر یه مسئله ای الان یادم اومد گفتم بیام معذرت خواهی راستش اون موقع هم اسم درست حسابی نداشتم که بگم تا به یاد بیاری جریانشم برا اینکه یه چی بگم قضیه کلی دستت بیاد D:اینطوری بود که ازت ایراد گرفتم خب دیگه روده درازی بسه منو می بخشی مریم؟

الی

فقط می تونم بگم خیلی موافقم :)

مخمور

سلام خيلي خوش اومده بوديد اون طرفها قسمتهاي رمز دار همون شطحيات و بد مستي هايي كه توي قسمت دباره وبلگ گفتم مي نويسمشان تا رها شوم بقيه پستها كه رمز دار نيست مريمي

محیا

شاید اینی که میگی هم هنوز نشناختش درست مثل پست پایین که نوشتی آدم باید با کسی که می شناسه دوست شه یا اگه دوست نشه چه جوری بشناسه؟ شاید تو اون آدم رو بهتر می شناسی و اونی که باور نمی کنه هنوز اون روی سکه رو ندیده! یا دیده و باور نمی کنه که یه روز می فهمه که سخت تره!! من با رمز قبلی پست های نخونده رو نمی تونم باز کنم مریمیی ی ی ی

آگی

یعنی این مکالمه با اندکی تغییر در لغات ، مکالمه تکراری بین من و خانواده اس [نیشخند] بعدا هم همون حرف مین میشه همیشه [زبان]