درست و حسابی

*چند وقت بود اول نوشته‌هام * نمی‌زدم. الان ویندوز ۷ دارم و خب اصلاً نمی‌دونم نیم‌فاصله‌ش رو چطور درست کنم. این‌ه که توی لامپ ادیتور می‌نویسم و طبق عادت * می‌زنم اول نوشته‌ها دوباره (-:

*۲۰۰ بار توی فیس‌بوق به شوهر معلم زبان‌م که اون زمان، مدیر آموزشگاه بود مسج دادم که از خانوم‌ت چه خبر؟ یه اکانتی ایمیلی شماره موبایلی چیزی ازش بهم بده. امروز توی ایمیل‌هام دیدم شماره موبایل معلم‌م رو نوشته.

راستش شک کرده بودم شاید از هم جدا شده‌ن که جواب‌م رو نمیده. بعد که دیدم شماره‌ش رو نوشت و تشکر هم کرد بابت احوال‌پرسی، خوشحال شدم اما نمی‌دونم زنگ بزنم بگم چی؟

بگم نه زبان رو درست و حسابی ادامه دادم، نه درس درست و حسابی خوندم، نه کار درست و حسابی پیدا کردم؟ به آبروریزی‌ش نمی‌ارزه. شاید بعدها زنگ زدم بهش. الان نمیخوام.

/ 1 نظر / 61 بازدید
غزال

این پستت رو خوندم یاد امروز صبح افتادم یکی از دوستان کلاس پنجمم رو دیدم (همین یکسال همکلاس بودیم) اون که منو نشناخت ازش پرسیدم فهمیدم خودشه والا هیچ حرفی نداشتیم بزنیم با هم. بخصوص اینکه فضولی هم نمیخواستم بکنم. بعد فکر کردم حالا چه کاری بود که اصلا ازش پرسیدم ببینم خودشه یانه.