برخی آقایون زحمت‌کش

*وقتی از اونجا رد میشم، حس فرشته‌های نگهبان رو دارم که باید اعمال ملت رو بنویسن. همیشه هم گیر می‌کنم روی پسر عطرفروش. یعنی باید ببینی‌ش. اگه با یه سیبیل‌کلفت بری خرید، خیلی جدی‌ه. کار ش رو انجام میده، پول‌ش رو می‌گیره و تموم. اما کافی‌ه چشم‌ش به 4 تا ضعیفه‌ی بزک‌کرده بیفتد. دیگه هیچی. فروش یه شیشه عطر رو 45 دقیقه طول میده!

انقدر مزه می‌ریزه، حرف می‌زنه، قصه میگه، تعریف و تمجید الکی می‌کنه، می‌خنده، شوخی می‌کنه و خودش رو برای دخترا لوس می‌کنه که بیا و ببین. من به گناه و صواب‌ش کاری ندارم. جلف‌ه این حرکات.

یه بار هم با سیستر رفته بودیم عطر بخریم. آقاهه یه عطر زد روی دست سیستر. گفت این بنفش‌ه. عطر توئه. تو بنفشی. عطر رو زد. بعد دست سیستر رو گرفت 6 دور توی هوا دایره‌وار چرخوند. گفت برو یه دور بزن بگو چطوری‌ه.

من هم که مطابق معمول خنثی بودم. یه کم به قیافه‌ی جدی‌م نگاه کرد. یه عطر دیگه رو روی گردن‌م اسپری کرد از دور. گفت تو قرمزی. این عطر توئه. یه دور بزن ببین چطوری‌ه.

اومدیم بیرون. گفتم مردک زور ش میاد 4 تا عطر بیاره بو کنی. یه دونه میاره میگه این عطر توئه، من کار م این‌ه و خودم بلدم! مردک جلف.

سیستر خندید گفت این کار ش با زن‌هاست. اگه این لوس‌بازی‌ها رو درنیاره مشتری‌هاش نصف میشن. گفتم من یکی که ازش کوفت هم نمی‌خرم.

بیچاره زن‌های اینها. لابد فکر می‌کنن شوهراشون قد کارگرهای معدن زحمت می‌کشن آخ

/ 4 نظر / 9 بازدید
ساحل

من اصلا حاضر نیستم از همچین کسایی چیزی بخرم.

بانوی بهمن ماه

تو هر مغازه ای که بری همینه ! به زور میخوان یه چیزی رو بهت بندازن ![خنثی]

نهال

دقیقا! اینقدر بدم میاد از این جور فروشنده ها!!! یادمه دبیرستانی که بودم، رفته بودم لاک بخرم،میخواستم لاک رو امتحان کنم، فروشنده دستمو گرفت گذاشت رو پیشخوان خودش ناخنم رو لاک زد! به حدی من عصبانی شده بودم که حد نداشت![نیشخند] خیلی جدی گفتم رنگشو دوست ندارم و اومدم بیرون! بعد مامانم و زندایی ام همرام بودن و میدونستن من دقیقا دنبال همین رنگ هستم و تعجب کرده بودند که چرا نخریدمش! بعد که علتشو گفتم کلی مسخره ام کرده اند و گفتن تو رو بچه حساب کرده واست لاک زده!! [خنثی]

قطره

واسه همین چیزاست زن داداش من نمیزاره داداش بره تو این جور صنف کاری دیگه [نیشخند]