سال 94: هر کاری دل‌م بخواد می‌کنم

*مستحضرید که من گاهی زیادی خجالتی‌م. سر چیزای خیلی الکی.

مثلا رو م نمیشه وقتی میرم کفش بخرم، در صورت لزوم، جوراب‌م رو عوض کنم یا دربیارم. از این جوک‌تر داریم اصلا؟

امسال تصمیم گرفتم تمام اینا رو بیخیال شم، هر کار دل‌م میخواد بکنم. حالا چنان میگم هرکار! یکی ندونه فکر می‌کنه میخوام چی کار کنم.

یک پدیده‌ای وجود داره به اسم کفش سیلیکونی. حس‌ش مث دمپایی‌ه ولی پرستیژ ش از دمپایی بالاتر ه منم تا این سن رو م نشده کفش تابستونی بخرم.

خلاصه امروز رفتم یه جا، ورژن قرمز ش رو خریدم.

یک وانتی گل‌فروش هم بود که چند باری توی خیابون دیده بودم‌ش. هی وسوسه بودم ازش گلدون بخرم. امروز بدوبدو رفتم یه گلدون ساناز! ازش گرفتم بغل کردم آوردم خونه.

الان دارم فکرمی‌کنم چقد خوب‌ه آدم جلف و سبک باشه. تا الان اشتباه زندگی کرده‌م نیشخند

/ 8 نظر / 84 بازدید
زهرا

اسمش سانازه واقعا؟!!!! مبارک باشه... منم دوس دارم جلف و سبک باشم... کلا باهات موافقم منم فکر کنم تا حالا اشتباه زندگی کردماااااا

ملودی

منم جلف بودن رو خیلی دوست میدارم ولی نه توی شهر خودمون که مردم بیکار زیاد داره میشینن پشت سر حرف میبافن و اوقات میگذرونن . توی سفر حسابی جلف میشم[نیشخند]

فرح

چه خوشگله[گل]مبارکه.

فروغ

این عکس خیلی عالیه به ایده دختر همسایه خیلی نزدیک

pola

مریمی بیا یه دستی هم سر من بکش بلکه درست شدم [نیشخند] اصلا چرا ما خجالتی ها، خجالتی یم

my name is nobody

درود با یه ساپورت راه راه ، یک مانتو لنگی و کلیپس 70 سانتی حسابی به جرگه جلفان می پیوندی!!! بدرود

معصومه

خوشحالم بازم همینحا می نویسی مریم حان منم گاهی فک می کنم نکنه اشتباه دارم زندگی میکنمم و همه ایده اءولوژی هام غلط بوده [اوه][چشمک]

صبا

خیلی هم عالی... [گل]